
افغانستان طالبانی، الگوی جدیدی از اشغال
افغانستان طالبانی امروز، نه نتیجهی شکست پروژههای غربی بلکه محصول جدید و تکمیلشدهی از برنامه و اهداف آنها با محوریت طالبان است. واگذاری قدرت به

افغانستان طالبانی امروز، نه نتیجهی شکست پروژههای غربی بلکه محصول جدید و تکمیلشدهی از برنامه و اهداف آنها با محوریت طالبان است. واگذاری قدرت به

ادعای گروه طالبان مبنی بر اینکه ساختار حقوقی و سیاسیشان مبتنی بر قرآن و سنت است، نهتنها با مبانی اصیل شریعت اسلامی در تضاد است،

در سوم ژوئیه ۲۰۲۵، فدراسیون روسیه رژیم طالبان را بهعنوان حاکمیت رسمی افغانستان به رسمیت شناخت و برای نخستینبار، پرچم سفید این گروه در سفارت

طالبان، بهعنوان یک گروه افراطی اسلامگرا از بدو ظهور تا کنون اصالت، هویت و بقای خود را با زبان و هویت قومی پیوند زده اند.

طالبان، گروهی که سالها با چهرهای خشن، جنگطلب و بنیادگرا شناخته شدهاند، اکنون تلاش میکنند تا با پوشاندن یونیفورم رسمی به نیروهای امنیتیشان، تصویری جدید

بازگشت اجباری مهاجران افغانستانی از کشورهای همسایه، بهویژه ایران و پاکستان، در سالهای اخیر به یکی از بزرگترین بحرانهای انسانی در منطقه تبدیل شده است.

زبان، نه فقط یک ابزار ساده برای برقراری ارتباط روزمره، بلکه بنیاد و ریشهی هویت یک ملت است. زبان حامل فرهنگ، تاریخ، ارزشها و جهانبینی

در تاریخ معاصر افغانستان، کمتر پدیدهای به اندازهی گروه طالبان، تلفیق خطرناک از عوامفریبی سیاسی و افراطگرایی مذهبی را به نمایش گذاشته است. این گروه،

صدور حکم بازداشت برای هبتالله آخندزاده، رهبر گروه طالبان و عبدالحکیم حقانی، از سوی دادگاه کیفری بینالمللی، نه صرفاً یک اقدام حقوقی بلکه نقطه عطفی

اتحاد فعالان حقوق بشر با نشر بیانیهای، قطعنامهی تازه تصویبشده در مجمع عمومی سازمان ملل متحد دربارهی افغانستان را «تلاشی نگرانکننده برای مشروعیتبخشی به گروه