احمد مسعود و آینده‌ی مقاومت؛ چرا تضعیف رهبری به زیان تاجیکان تمام می‌شود؟

نویسنده: ذکیه تاجیک خراسانی

شهادت فرمانده حسیب و یارانش، بار دیگر قلب جامعهٔ تاجیک و همه‌ی مردم عدالت‌خواه افغانستان را به درد آورد. موج خشم، اندوه و پرسش‌های بی‌پاسخ، فضای عمومی را فرا گرفته است؛ پرسش‌هایی درباره آینده‌ی مقاومت، نقش تاجیکان در این مرحله‌ی تاریخی، و تلاش‌های سازمان‌یافته‌ی که در فضای مجازی برای ناامیدسازی و ایجاد نفاق میان مردم جریان دارد. در چنین روزهایی که احساسات جمعی زخمی است و افکار عمومی در جست‌وجوی معنا و مسیر، ضرورت دارد درباره‌ی واقعیت‌های پشت‌پرده، مسئولیت نخبگان و خطر پروژه‌های رسانه‌ی دشمن سخن گفته شود؛ سخنی که نه از سر هیجان، بلکه از دل تجربه‌ی تاریخی و ضرورت بیداری اجتماعی برمی‌خیزد.

تاجیکان امروز در حساس‌ترین پیچ تاریخی ایستاده‌اند. دل‌سردی از احمد مسعود، نه نقد سیاسی، بلکه ضربه به ستون مقاومت است؛ زیرا در ساختار کنونی هیچ چهره‌ی وجود ندارد که بتواند وزن بین‌المللی، مشروعیت اجتماعی و کاراکتر سیاسی او را در اروپا و آمریکا جایگزین کند. جناب احمد مسعود کاستی دارد، اما مسئله این نیست. مسئله این است که او تنها چهره‌ی قابل‌قبول برای نمایندگی مقاومت در سطح جهانی است. در حالی که برخی اقوام رهبران‌شان را با تمام ضعف‌ها حفظ می‌کنند، ما گاهی جوانی پاک‌سرشت و دارای ظرفیت سیاسی را با نقدهای احساسی تضعیف می‌کنیم و این دقیقاً همان چیزی است که پروژه‌ی ناامیدسازی در فضای مجازی می‌خواهد.

تاکتیک جدید برخی جریان‌ها روشن است: اول ناامیدسازی تاجیکان از مقاومت، بعد بدبین‌سازی نسبت به احمد مسعود، و در نهایت بی‌صدا کردن هویت تاجیکی. اما پرسش اصلی اینجاست: آیا احمد مسعود باید اهدافش را عیان کند؟ خیر. رهبر سیاسی در لحظه‌ی بحران، اهداف بلندمدت را آشکار نمی‌کند. او باید چراغ‌خاموش حرکت کند؛ زیرا جامعهٔ جهانی با هرگونه شعار هویتی صریح مخالفت می‌کند و این مخالفت می‌تواند مقاومت را از حمایت‌های حیاتی محروم سازد. آیا باید در فضای مجازی جواب بددهان‌ها و ارازل اوباش را بدهد؟ قطعاً نه. رهبر سیاسی وارد جدل مجازی نمی‌شود. پاسخ دادن به بددهان‌ها، سطح مقاومت را پایین می‌آورد و او را از جایگاه رهبری به سطح دعوای مجازی می‌کشاند.

این کار را باید نخبگان تاجیک انجام دهند؛ آن‌ها باید هویت را بلند کنند، پاسخ بدهند، روایت بسازند، و میدان مجازی را از دست پروژه‌های ناامیدسازی خارج کنند. در سیاست افغانستان، یک واقعیت تلخ وجود دارد: کرزی با پنبه سر همه را برید. او بدون فریاد، بدون شعار، بدون جنگ مجازی، با لبخند و دیپلماسی نرم، ساختار قدرت را به نفع خود چرخاند. تاجیکان نیز باید همین مسیر را بروند: نه با هیجان، نه با افشاگری‌های زودهنگام، بلکه با هوش سیاسی، صبر، شبکه‌سازی و روایت‌سازی آرام. برای احیای خراسان و ایران شرقی، نخست باید ساختار طالبان که یک گروه خشونت‌بار و ناقض گستردهٔ حقوق بشر است، کنار زده شود.

بدون فروپاشی این ساختار، هیچ پروژه‌ی هویتی، فرهنگی یا سیاسی تاجیکانه قابل تحقق نیست. احمد مسعود رهبر سیاسی است؛ نه سخنگوی هویت عام تاجیک. این نخبگان فرهنگی، دانشگاهی و اجتماعی تاجیک‌اند که باید بر طبل پارسی‌بودن بکوبند، هویت را زنده نگه‌دارند و جامعه را آماده کنند؛ تا احمد مسعود بتواند در سطح سیاسی، آرام و بی‌صدا، اهداف هویتی را پیش ببرد. اگر امروز تاجیکان خودشان رهبرشان را تضعیف کنند، فردا هیچ‌کس برای دفاع از هویت‌شان باقی نخواهد ماند. مقاومت با ناامیدی نمی‌میرد؛ با بی‌اعتمادی داخلی می‌میرد.

 

در facebook به اشتراک بگذارید
در twitter به اشتراک بگذارید
در telegram به اشتراک بگذارید
در whatsapp به اشتراک بگذارید
در print به اشتراک بگذارید

لینک کوتاه خبر:

https://paigah-news.com/?p=16073

نظر خود را وارد کنید

آدرس ایمیل شما در دسترس عموم قرار نمیگیرد.

آخرین اخبار

از سنگر تا یادمان؛ فرمانده حسیب پنجشیری در سوگ و خاطره افغانستانی‌ها در شهرهای جهان

شهادت فرمانده حسیب پنجشیری، از فرماندهان ارشد جبهه مقاومت ملی افغانستان، تنها در پنجشیر و میان نزدیکان او بازتاب نیافته، بلکه در میان شهروندان افغانستان

ادامه مطلب »