از درماندگی تا ایستادگی؛ تحلیل روان‌شناختی حماسه حسیب پنجشیری بر روان جمعی

نویسنده: شبنم شهپر

اخیراً شاهد به شهادت رسیدن یکی از فرماندهان برجسته، شجاع و بی‌باک جبهه مقاومت ملی افغانستان، شهید فرمانده حسیب پنجشیری بودیم؛ جوان بلندقامتی که با چهره خندان، صلابت گفتار و سرکشیِ خستگی‌ناپذیرش زبانزد همگان بود.

حسیب پنجشیری از جغرافیایی می‌آمد که کوه‌های استوار و دریاهای خروشانش، انسان‌ها را سرکش و بی‌پروای حوادث بار می‌آورد؛ اما این صفات در وجود او بارزتر و متبلورتر بود.

شهادت او بازتاب گسترده‌ای داشت، این رویداد سوگواری عمومی مردم و خشم آن ها را برانگیخت. این واکنش ها به حدی تند و طوفانی بود که گروه طالبان از شکل گیری یک تجمع بزرگ مردمی در مراسم به خاک سپاری این اسطوره شدیدا ترس داشتند. گروه طالبان پیکر مطهر این شهید را پس از سه روز و با شرط‌ وشروط فراوان از جمله ممنوعیت تصویربرداری، عدم تجمع گسترده، منع شعاردادن و جلوگیری از موعظه عالم دینی هنگام نماز جنازه به خانواده‌اش در کابل تحویل دادند که بعدا در زادگاهش در پنجشیر به خاک سپرده شد.

اما آنچه شاهدان عینی روایت کردند و در اندک تصاویر انتشاریافته به چشم خورد، حضور پرشور و گسترده مردم بود. گفته می شود با حضور گسترده نیروهای طالبان در این مراسم مردم همچنان خشم شان را در مقابل این افراد نشان داده بودند. درست در همین نقطه است که یک رویداد تلخ و غم‌انگیز، به یک حماسه تاریخی تبدیل می‌شود.

در روان‌شناسی اجتماعی، حماسه‌ها صرفاً به نبردهای بزرگ یا انقلاب‌ها محدود نمی‌شوند، بلکه رفتارهای نمادینی را نیز شامل می‌شوند که بر ساختار روانی و روحی یک جامعه تأثیری عمیق می‌گذارند. شهادت چهره‌های برجسته، در تحلیل‌های روان‌شناسی می‌تواند نقطه‌ای برای فروپاشی روحیه یا برعکس، عاملی برای بازسازی اراده جمعی باشد. حماسه شهادت حسیب پنجشیری را می‌توان از این ۳ زاویه تحلیل کرد:

شجاعت و الگوسازی روانی (Role Modeling): انسان‌ها در شرایط بحران و اختناق، به دنبال «الگوهای تاب‌آوری» می‌گردند. حسیب پنجشیری با ایستادگی خود، روانِ جامعه‌ای را که دچار حس «درماندگی آموخته‌شده» شده بود، تکان داد. شجاعت او این پیام ناخودآگاه را به روان جمعی مخابره کرد که « ایستادگی همچنان ممکن است».

تبدیل سوگ به انسجام اجتماعی: طبق نظریه‌های روان‌شناسی سوگ، واکنش اولیه به فقدان چهره‌های محبوب، شوک و غم است. اما حضور وسیع مردم با وجود محدودیت‌های شدید، نشان‌دهنده فرایندی به نام «گذار از سوگ به کنش‌گری» است؛ جایی که غمِ ناشی از فقدان، به خشمِ آگاهانه، پیوند دوباره و تجدید پیمان تبدیل می‌شود.

حضور زنان؛ شکستن هویت انفعالی: واکنش خواهران و زنان در برابر این حماسه و تعهد به ادامه راه او، ابعاد روانی عمیقی دارد. در جامعه‌ای که تلاش می‌شود زن به حاشیه رانده شود، پذیرش نقش فعال و متعهدانه، الگوی روانی «قربانی بودن» را می‌شکند و هویت «مبارز و آینده‌ساز» را جایگزین آن می‌سازد.

حسیب پنجشیری از میان ما رفت، اما حماسه‌ای که بر جای گذاشت، یک «سازوکار دفاعیِ روانیِ سازنده» برای جامعه ایجاد کرد. او به آرمان «افغانستان آزاد و آباد» سوختی روانی بخشید؛ سوختی از جنس امید، ایستادگی و آگاهی که با هیچ محدودیتی خاموش‌شدنی نیست.

در facebook به اشتراک بگذارید
در twitter به اشتراک بگذارید
در telegram به اشتراک بگذارید
در whatsapp به اشتراک بگذارید
در print به اشتراک بگذارید

لینک کوتاه خبر:

https://paigah-news.com/?p=16080

نظر خود را وارد کنید

آدرس ایمیل شما در دسترس عموم قرار نمیگیرد.

آخرین اخبار