انتقاد در نبود طرح بدیل کارساز نیست

نویسنده: خلیل حنانی

مردم حق دارند کارکرد هر سیاست مدار و فعال سیاسی را مورد نقد و ارزیابی قرار دهند، کما اینکه هر سیاست مدار و کنشگر سیاسی باید انتقاد پذیر باشد. با این عملکرد دو سویه است که کارها درست می شود و به کمال و پختگی می رسد.
پنج سال پیش که احمد مسعود اعلان کرد که تسلیم طالبان نمی شود و در برابر آنها مقاومت می کند، همزمان با آن تیرهای زهرآلودی به نام «انتقاد» به سوی او پرتاب شد که این روند با شکست جبهه شدت گرفت و تا امروز ادامه دارد. اما در این شب و روز انتقاد از احمد مسعود افزایش یافته و دامنه آن وسعت بیشتری کسب کرده است.
مردم حق دارند عملکرد احمد مسعود را به عنوان کنشگر سیاسی و مسئول یک تشکیلات سیاسی نظامی که از یک حوزه نمایندگی می کند به نقد و ارزیابی بگیرند؛ چنانچه اینجانب بارها از موصوف در حضور و غیاب، با صراحت و کنایه انتقاد کرده ام و نظرات خود را شفاف ارائه داده ام. البته با این تفاوت که – برخلاف بسیاری منتقدان – انتقادم جنبه اصلاحی داشته و آنرا در شبکه های اجتماعی همگانی نساخته ام و به دست و دهن غوغاگران رسانه ای که به دنبال اهداف شخصی و غیر اصلاحی می باشند، نسپرده ام.
باید بگویم که من نه عضو جبهه هستم و نه مؤیّدِ چشم بسته احمد مسعود و عملکردهایش؛ آنچه می نویسم طرح سوال هایی است که از مدتی ذهنم را درگیر کرده و در نهایت هدفم «إنْ أریدُ إلّا الإصلاحَ ما استَطَعْتُ» است.
متاسفانه امروز در رسانه ها و شبکه های اجتماعی کسانی حضور دارند که به نام انتقاد، به احمد مسعود و خانواده او دشنام می دهند، فحش و ناسزا می گویند، به حریم خصوصی و خانوادگی او حرمت نمی گذارند، از هر بهانه و وسیله – روا و ناروا – برای تخریب و توهین او استفاده می کنند که دردآور است.
احمد مسعود مقدس نیست، و نه همه کارکردهایش عاری از اشتباه می باشد و نه قابل دفاع است، اما بالآخره انسان و مسلمان است، حداقل حرمت و کرامت انسانی او را در نظر بگیرید. اگر انتقاد می کنید، مشکلی ندارد، اما چارچوب های اخلاقی را در انتقاد خود رعایت کنید.
احمد مسعود در بیست سال جمهوریت که اکثریت کارگزاران و دست اندرکاران امور دولت دست و دامن شان به نحوی در فساد آغشته و آلوده بود، احمد مسعود در آن نظام هیچ کاره ای نبود؛ زمانی که جمهوریت سقوط کرد، او از جایگاه یک فرد غیر وابسته به نظام، در برابر تسلط توطئه آمیز طالبان موقف گرفت.
حالا که منتقدان و در کنار آنها مخربان در پنج سال گذشته هرچه در توان داشتند انجام دادند، من از وطندارانی که خود را مربوط حوزه مقاومت می دانند چند سوال دارم، اگر پاسخ می دهند امیدوارم با حوصله مندی و به از دور احساسات، در چارچوب اخلاق و رعایت ادب اختلاف پاسخ بدهند:
۱ – فرض را بر این می گذاریم که احمد مسعود از رهبری جبهه کنار رفت، پس شخصیت بدیل که مورد قبول و اعتماد همه شما باشد کیست؟ تا این قوم پراگنده را جمع کند و کار نابسامان شانرا سامان ببخشد؟ لطفا نام بگیرید.
۲ – ساختاری که احمد مسعود در راس آن قرار دارد، آیا کدام نهاد دولتی است یا شرکت که با کنار رفتن او و جابجا شدن شخصی دیگر کارها سر و سامان بهتری پیدا می کند؟
۳ – اگر کسی توانایی انجام کار بهتر و موثری را دارد، پس بفرماید، میدان برایش صاف است؛ خوب است که او هم بخت خود را بیازماید! تا حال چه کسی دم روی آنها را گرفته است؟ سی و سه ولایت افغانستان ساحه کافی برای کارآیی و قدرت نمایی برای هر کسی می باشد که علاقه مند کار در این عرصه است.
۴ – کسانی که می گویند احمد مسعود باید به من جواب و حساب بدهد! اولا خود را معرفی کنند که کیستند و از چه جایگاهی حرف می زنند و در کدام گوشه مقاومت قرار داشته اند؟ و چرا احمد مسعود برای آنها جوابگو و حسابده باشد؟
جالب است، کسی که خود شب و روز مصروف تبلیغات منفی علیه جبهه و احمد مسعود می باشد، توقع دارد که دیگران به او جواب و حساب بدهند!!!
۵ – اشخاص و مراجعی که به احمد مسعود کمک می کنند، معلوم است که به اعتبار شخصی اوست؛ اگر او کنار برود یقینا که این امکانات به کس دیگری داده نمی شود؛ اگر می شد تا حال بارها توسط افراد مختلف راه گیری می گردید.

کسانی را که در این هیاهو نقش دارند، می توان به چند دسته تقسیم کرد:
دسته اول، کسانی اند که نسبت به احمد مسعود حسادت و رقابت سیاسی دارند. آنها گمان می کنند حضور احمد ساحه را برایشان تنگ کرده و از اعتبارشان کاسته است.
دسته دوم، کسانی اند که از این مدرک پول در می آورند و با گرم ساختن بازار شایعات در صدد بدست آوردن پول بیشتر استند؛ برای اینها نه جبهه اهمیت دارد و نه سرنوشت پنجشیر و پنجشیریان.
دسته سوم، مردمان عقده مندی هستند که از شخص احمد یا پدرش در دل عقده دارند، بنابراین از هر وسیله و هر بهانه برای سرزنش و کاستن شأن احمد مسعود بهره می گیرند.
دسته چهارم محله گرایان اند که نمی خواهند پنجشیر بار دیگر محور مقاومت قرار گیرد.
دسته پنجم، مردمان دردمند و دلسوزی هستند که از احمد مسعود توقع و انتظارات زیادی داشتند و دارند. اینها هرگاه در احمد کمی و کاستی می بینند یا در کار جبهه بی نظمی و بی تفاوتی، انتقاد می کنند تا احمد خود را اصلاح کند و در کار و ساختار جبهه اصلاحات بیاورد.
این دسته از منتقدان – برخلاف چهار دسته قبلی – هدف اصلاحی دارند، و هدف ایشان تخریب جبهه و تخریش شخصیت احمد مسعود نیست.
دسته ششم، هم کسان و گروه هایی اند که با مسعود و پنجشیر دشمنی دیرینه دارند که این هیاهو برای آنها فرصتی فراهم می آورد تا آتش فتنه و تفرقه را بیشتر شعله ور بسازند و از خانواده مسعود انتقام بگیرند. والسلام

در facebook به اشتراک بگذارید
در twitter به اشتراک بگذارید
در telegram به اشتراک بگذارید
در whatsapp به اشتراک بگذارید
در print به اشتراک بگذارید

لینک کوتاه خبر:

https://paigah-news.com/?p=16082

نظر خود را وارد کنید

آدرس ایمیل شما در دسترس عموم قرار نمیگیرد.

آخرین اخبار