در تاریخ مقاومت، مردانی هستند که سنگر برای آنان تنها یک جغرافیا نیست؛ سنگر بخشی از هویت و عهد زندگیشان است. فرمانده شهید عبدالقاسم صاحبزاده اندرابی از همین نسل بود؛ مردی که سالها پیش در نخستین مقاومت در برابر گروه طالبان جنگید، زخم برداشت، اما از راه خویش بازنگشت و در دور دوم مقاومت نیز دوباره سلاح برداشت و تا آخرین نفس در سنگر ماند.
شهید عبدالقاسم، متولد سال ۱۳۵۲، فرمانده قرارگاه سنگقول در روستای درهجر در جبههٔ مقاومت ملی افغانستان بود. او در ۲۶ سرطان ۱۴۰۱، در نبرد رویاروی با گروه طالبان در روستای درهجر قاسان اندراب، به شهادت رسید.
داستان مقاومت عبدالقاسم اما از سال ۱۴۰۱ آغاز نمیشود. او از رزمندگان مقاومت نخست علیه گروه طالبان بود و تحت فرماندهی ملا نازک صاحبزاده اندرابی در کنار دیگر مجاهدان مقاومت، در نبردهای دشوار چال و نمکآب، شمالی و ولایت بغلان حضور داشت و با شجاعت جنگید.
در آن سالها، عبدالقاسم تنها یک شاهد جنگ نبود؛ خودش در متن نبرد قرار داشت. در اوایل سال ۱۳۷۹، در نبرد رویاروی با طالبان در سنگر بشالک، سه گلولهٔ پیکا به او اصابت کرد و از ناحیهٔ زانو بهشدت زخمی شد. شدت جراحت به اندازهای بود که برای درمان، نخست به تخار و سپس به مشهد ایران منتقل شد.
اما آن زخم پایان راه او نشد.
سالها گذشت و طالبان بار دیگر بر افغانستان مسلط شدند. بسیاری از سنگرهای دیروز خاموش شده بود، اما برای عبدالقاسم عهد مقاومت هنوز پایان نیافته بود. او بار دیگر به میدان آمد و در مقاومت دوم نیز تحت فرماندهی ملا نازک صاحبزاده اندرابی به مبارزه ادامه داد؛ اینبار در صفوف جبههٔ مقاومت ملی افغانستان به رهبری فرزند برومند قهرمان ملی، احمد مسعود.
تجربهٔ سالهای نخست مقاومت، برای او تنها خاطره نبود؛ اندوختهای بود که با خود به سنگرهای مقاومت ملی آورد. او جغرافیای نبرد، دشواریهای جنگ و معنای ایستادگی را از نزدیک تجربه کرده بود. زخم بشالک بر بدنش مانده بود، اما ارادهاش برای ایستادگی همچنان پابرجا بود.
سرانجام، در ۲۶ سرطان ۱۴۰۱، همان سرزمینی که سالها پیش شاهد مبارزهٔ او بود، شاهد آخرین نبردش نیز شد. عبدالقاسم در درهجر اندراب، در نبرد رویاروی با گروه طالبان، به شهادت رسید و پرچم مقاومت را با خون خویش به نسل دیگری سپرد.
زندگی او روایت یک حضور پیوسته در دو دورهٔ مقاومت است؛ از سنگرهای نخستین مقاومت تا قرارگاه سنگقول در جبههٔ مقاومت ملی. او زخمی شد، به درمان رفت، سالها گذشت، اما از عهد خویش دست نکشید و هنگامی که بار دیگر وطن به ایستادگی نیاز داشت، به سنگر بازگشت.
عبدالقاسم اندرابی از میدان جنگ نیامد که به میدان بازگردد؛ او هیچگاه از میدان بیرون نرفته بود.
امروز نام او در کنار نام دیگر رزمندگان شهید اندراب، بخشی از خاطرهٔ مقاومت مردمی این سرزمین است؛ مردی که دو دورهٔ مقاومت را با زندگی خویش به یکدیگر پیوند زد و سرانجام در سنگر دوم، به شهادت رسید.
یاد فرمانده شهید عبدالقاسم صاحبزاده اندرابی گرامی، نامش جاودان و خاطرهٔ ایستادگیاش ماندگار باد.



