چریک ناشناس یا فرمانده شناخته‌شده؟ تأملی بر یک دوگانه نادرست

نویسنده: برسام آریایی

عده‌ی در واکنش به بیانیه اخیر جبهه مقاومت ملی افغانستان درباره معرفی فرمانده مختار به‌عنوان جانشین شهید فرمانده حسیب پنجشیری، این تصمیم را از نظر اصول جنگ چریکی نادرست دانسته‌اند. آنان استدلال می‌کنند که در جنگ چریکی، نام و چهره فرماندهان باید پنهان بماند تا دشمن نتواند آنان را شناسایی و هدف قرار دهد. این نگرانی از نظر امنیتی قابل فهم است، اما به نظر می‌رسد در این برداشت، میان «معرفی یک فرمانده» و «افشای اطلاعات عملیاتی» تفاوت گذاشته نشده است. هر اعلام عمومی الزاماً به معنای در اختیار گذاشتن اطلاعات نظامی به دشمن نیست. برای قضاوت درباره تصمیم جبهه مقاومت، باید پرسید که چه اطلاعاتی منتشر شده و آیا این اطلاعات واقعن می‌تواند موقعیت عملیاتی فرمانده مختار را برای طالبان آشکار کند یا خیر.

نکته مهم این است که فرمانده مختار فردی ناشناخته و تازه‌معرفی‌شده در جبهه مقاومت ملی نیست. او از فرماندهان نام‌آشنای این جبهه است و چهره‌اش پیش از این نیز در رسانه‌ها منتشر شده و برای بسیاری از دنبال‌کنندگان تحولات مقاومت شناخته‌شده است. بنابراین، نمی‌توان معرفی او در بیانیه اخیر را به‌سادگی به معنای «معرفی یک چریک ناشناس به دشمن» دانست. وقتی نام و چهره یک فرمانده از قبل در فضای رسانه‌ی وجود داشته است، اعلام رسمی مسئولیت تازه او بیشتر به معنای تعیین جایگاه و اعلام جانشینی است. تفاوت زیادی وجود دارد میان اینکه دشمن بداند فلان فرد فرمانده یک جریان است و اینکه بداند او دقیقن کجا حضور دارد، چگونه رفت‌وآمد می‌کند و چه برنامه عملیاتی در پیش دارد.

در جنگ‌های نامتقارن، اطلاعاتی که واقعن ارزش عملیاتی دارد، معمولن فراتر از نام و تصویر افراد است. محل استقرار، مسیر حرکت، زمان جابه‌جایی، افراد همراه، شبکه ارتباطی و برنامه‌های عملیاتی می‌تواند برای دشمن اهمیت تعیین‌کننده داشته باشد. یک فرمانده ممکن است چهره‌ی کاملن شناخته‌شده داشته باشد، اما محل حضورش همچنان برای دشمن نامعلوم باشد. برعکس، فردی ممکن است هیچ شهرت رسانه‌ی نداشته باشد، اما از طریق منابع اطلاعاتی، نفوذ یا رصد ارتباطات شناسایی شود. بنابراین، شناخته‌شدن عمومی یک فرمانده را نباید با شناسایی عملیاتی او یکی دانست. این دو موضوع متفاوت‌اند و اگر قرار باشد درباره امنیت فرمانده مختار قضاوت کنیم، باید مشخصن بررسی شود که آیا اطلاعات حساس و قابل استفاده برای دشمن نیز در کنار معرفی او منتشر شده است یا خیر.

از سوی دیگر، جبهه مقاومت ملی پس از شهادت فرمانده حسیب پنجشیری با یک مسئله جدی روبه‌رو بود؛ اینکه چگونه نشان دهد شهادت یک فرمانده به معنای پایان فعالیت‌های مقاومت نیست. در چنین شرایطی، معرفی جانشین می‌تواند اهمیت تشکیلاتی و سیاسی داشته باشد. نیروهای یک جریان نظامی و سیاسی باید بدانند که پس از از دست دادن فرمانده خود، چه کسی مسئولیت را بر عهده گرفته است. جامعه و هواداران نیز نیاز دارند بدانند که ساختار مربوطه همچنان پابرجاست. اگر این موضوع کاملن در ابهام باقی بماند، دشمن می‌تواند تلاش کند از خلاء موجود برای القای فروپاشی یا پایان مقاومت استفاده کند. معرفی فرمانده مختار را می‌توان از همین منظر دید؛ یعنی اعلام اینکه با شهادت فرمانده حسیب پنجشیری، فرماندهی و فعالیت‌های جبهه متوقف نشده است.

مقاومت فقط در میدان نظامی اتفاق نمی‌افتد. بخشی از آن در عرصه سیاسی، اجتماعی و رسانه‌ی جریان دارد و در این عرصه نیز یک جریان نیازمند چهره، سخنگو، فرمانده و ساختار مشخص است. اگر قرار باشد همه فرماندهان به‌صورت مطلق از افکار عمومی پنهان بمانند، چگونه می‌توان از تداوم رهبری و انسجام تشکیلاتی سخن گفت؟ در بسیاری از شرایط، یک فرمانده می‌تواند در سطح عمومی شناخته‌شده باشد، اما اطلاعات مربوط به فعالیت‌های عملیاتی او محرمانه بماند. مسئله اصلی این نیست که فرمانده دیده می‌شود یا نه؛ مسئله این است که چه اطلاعاتی درباره او منتشر می‌شود. بنابراین، نباید «شناخته‌شدن سیاسی» را با «قابل دسترس بودن نظامی» یکی دانست. این تفکیک برای فهم تصمیم جبهه مقاومت ملی اهمیت اساسی دارد.

البته دفاع از معرفی فرمانده مختار نباید به معنای نادیده‌گرفتن ملاحظات امنیتی باشد. جبهه مقاومت، مانند هر جریان سیاسی و نظامی دیگری که در شرایط جنگی فعالیت می‌کند، باید میان ضرورت اطلاع‌رسانی و ضرورت حفاظت از نیروهای خود تعادل ایجاد کند. رسانه نباید به محلی برای انتشار اطلاعاتی تبدیل شود که بتواند جان نیروها را به خطر بیندازد. اما از سوی دیگر، صرف انتشار نام و تصویر فرماندهی که پیش از این نیز چهره رسانه‌ی بوده است، به‌تنهایی نمی‌تواند ثابت کند که یک اشتباه نظامی رخ داده است. برای چنین ادعایی باید نشان داده شود که معرفی او چه اطلاعات جدید و قابل استفاده‌ی در اختیار دشمن قرار داده است. بدون چنین شواهدی، محکوم‌کردن اصل معرفی، بیشتر یک برداشت کلی است تا یک نقد دقیق امنیتی.

همچنین مقایسه معرفی فرمانده مختار با فرماندهانی که در گذشته پس از مطرح‌شدن نام‌شان شهید شده‌اند، به‌تنهایی برای اثبات نادرست‌بودن این تصمیم کافی نیست. بدون شک، هر تجربه تلخ باید برای آینده درس‌آموز باشد و اگر شیوه‌ی امنیت نیروها را تهدید کرده است، باید اصلاح شود. اما نمی‌توان صرفن بر اساس ترتیب زمانی دو رویداد، رابطه علت و معلولی میان آنها ایجاد کرد. اگر فرماندهی پس از معرفی عمومی کشته شده باشد، هنوز باید مشخص شود که دشمن از همان مسیر به اطلاعات او دست یافته یا از منابع دیگری استفاده کرده است. در میدان پیچیده افغانستان، اطلاعات می‌تواند از مسیرهای گوناگون به دست دشمن برسد. بنابراین، تجربه گذشته مهم است، اما برای نتیجه‌گیری درباره یک تصمیم مشخص باید شواهد بیشتری در اختیار داشت.

به نظر می‌رسد بخشی از این انتقاد از یک تصور مطلق درباره جنگ چریکی ناشی می‌شود؛ تصوری که بر اساس آن، هرکس در یک جریان چریکی فعالیت می‌کند باید کاملن ناشناس باشد. اما واقعیت سیاسی و نظامی همیشه چنین ساده نیست. ممکن است نیروهای عملیاتی در میدان از هویت و موقعیت خود محافظت کنند، در حالی که فرماندهان سیاسی و نظامی در سطح عمومی شناخته‌شده باشند. یک جریان مقاومت برای ادامه حیات خود به انسجام، رهبری و اعتماد نیز نیاز دارد. پنهان‌بودن همه چیز همیشه نشانه امنیت نیست، همان‌گونه که علنی‌بودن همه چیز نیز نشانه قدرت نیست. مسئله در ایجاد تعادل میان این دو است. از همین رو، معرفی فرمانده مختار را باید در چارچوب جایگاه او در ساختار جبهه مقاومت ملی و پیام سیاسی این تصمیم بررسی کرد، نه صرفن با یک حکم کلی درباره ناشناس‌ماندن چریک.

پرسش درست این نیست که چرا چهره فرمانده مختار معرفی شده است. پرسش درست این است که آیا در جریان معرفی او، اطلاعاتی منتشر شده که امنیت عملیاتی‌اش را به‌طور مستقیم تهدید کند یا خیر. اگر پاسخ منفی باشد، دشوار است که صرف انتشار نام و تصویر یک فرمانده شناخته‌شده را یک خطای قطعی در جنگ چریکی بدانیم. مختار پیش از این نیز چهره‌ای رسانه‌ی و از فرماندهان نام‌آشنای جبهه مقاومت ملی بوده است و معرفی او در مقام جانشین فرمانده حسیب پنجشیری، می‌تواند بیشتر یک پیام تشکیلاتی و سیاسی باشد؛ پیامی مبنی بر اینکه شهادت یک فرمانده، پایان یک جریان نیست. مقاومت به نیروهای ناشناس در میدان نیاز دارد، اما هم‌زمان به چهره‌های شناخته‌شده‌ی نیز نیازمند است که مسئولیت و تداوم ساختار آن را نمایندگی کنند.

به همین دلیل، بهتر است این بحث را از حالت یک قضاوت شتاب‌زده بیرون کنیم. نقد امنیتی زمانی ارزشمند است که مشخص، مستند و ناظر به واقعیت میدان باشد. اگر اطلاعات عملیاتی یک فرمانده در اختیار دشمن قرار گرفته باشد، بدون تردید باید درباره آن هشدار داد و از تکرار چنین روشی جلوگیری کرد. اما اگر تنها نام و تصویر فرماندهی که پیش از این نیز در رسانه‌ها شناخته شده بوده منتشر شده باشد، نمی‌توان آن را به‌تنهایی برابر با افشای یک چریک دانست. جبهه مقاومت ملی باید از یک سو امنیت نیروهای خود را جدی بگیرد و از سوی دیگر اجازه ندهد شهادت یک فرمانده، تصور پایان مقاومت را ایجاد کند. معرفی فرمانده مختار در چنین چارچوبی می‌تواند اعلام تداوم باشد؛ تداوم فرماندهی، تداوم تشکیلات و مهم‌تر از همه، تداوم اراده مقاومت و راه و آرمان شهید فرمانده حسیب پنجشیری.

در facebook به اشتراک بگذارید
در twitter به اشتراک بگذارید
در telegram به اشتراک بگذارید
در whatsapp به اشتراک بگذارید
در print به اشتراک بگذارید

لینک کوتاه خبر:

https://paigah-news.com/?p=16105

نظر خود را وارد کنید

آدرس ایمیل شما در دسترس عموم قرار نمیگیرد.

آخرین اخبار