۱۸ سنبله؛ یک روز تاریخی یا یک اراده‌ی جاری؟

نویسنده: حریر م

وقتی از ۱۸ سنبله سخن می‌گوییم، تنها از یک تاریخ در تقویم افغانستان یاد نمی‌کنیم؛ از روزی سخن می‌گوییم که با شهادت احمدشاه مسعود، قهرمان ملی کشور، به بخشی ماندگار از حافظه تاریخی این سرزمین تبدیل شد. ۱۸ سنبله برای مردم افغانستان یادآور فقدان یک فرمانده است، اما معنای آن می‌تواند فراتر از یک حادثه تاریخی باشد. این روز فرصتی است برای اندیشیدن به مفاهیمی چون آزادی، کرامت انسانی، استقلال، مقاومت و مسئولیت در برابر سرنوشت کشور. اهمیت این روز تنها در یادآوری شخصیت مسعود خلاصه نمی‌شود، بلکه در پرسشی نهفته است که همچنان برای نسل امروز مطرح است؛ آیا ۱۸ سنبله تنها یک خاطره از گذشته است یا می‌تواند بیانگر اراده‌ی باشد که هنوز در اندیشه و رفتار انسان‌های این سرزمین ادامه دارد؟

احمدشاه مسعود در تاریخ معاصر افغانستان تنها به عنوان یک فرمانده نظامی شناخته نمی‌شود؛ برای بسیاری از مردم، او نماد ایستادگی، استقلال‌خواهی و مقاومت در برابر سلطه و تجاوز بود. زندگی سیاسی و نظامی او در دوره‌ی شکل گرفت که افغانستان با جنگ، مداخلات خارجی و بحران‌های عمیق سیاسی روبه‌رو بود. با این حال، اهمیت تاریخی یک شخصیت را نمی‌توان تنها با تعداد نبردها یا پیروزی‌های نظامی سنجید. میراث یک شخصیت زمانی ماندگار می‌شود که در حافظه جمعی و فرهنگ سیاسی جامعه استمرار پیدا کند. از این منظر، میراث مسعود را می‌توان در مفاهیمی چون دفاع از عزت، حفظ استقلال، مقاومت در برابر تحقیر و باور به آینده جست‌وجو کرد؛ مفاهیمی که می‌توانند از یک نسل به نسل دیگر منتقل شوند و در شرایط تازه، معنا و شکل جدیدی پیدا کنند.

شهادت احمدشاه مسعود در ۱۸ سنبله، برای هواداران و بخش بزرگی از جامعه افغانستان، پایان یک زندگی و در عین حال آغاز مرحله‌ی تازه در حافظه مقاومت بود. حذف فیزیکی یک شخصیت تاریخی لزوماً به معنای پایان اندیشه‌ی نیست که در ذهن و تجربه اجتماعی مردم ریشه دوانده است. اندیشه‌ها، برخلاف انسان‌ها، می‌توانند در طول زمان تغییر شکل دهند و به نسل‌های بعدی منتقل شوند. از همین‌رو، ۱۸ سنبله را می‌توان نقطه‌ی دانست که خاطره یک فرمانده با مفهوم گسترده‌تری از ایستادگی پیوند خورد. این ایستادگی تنها به میدان جنگ محدود نیست؛ بلکه می‌تواند در دفاع از کرامت انسانی، حفظ امید، تلاش برای آموزش، مبارزه با جهل و کوشش برای ساختن آینده‌ای بهتر نیز معنا پیدا کند. چنین برداشتی، ۱۸ سنبله را از یک مناسبت تاریخی به موضوعی برای تأمل اجتماعی تبدیل می‌کند
.
در ادبیات مقاومت افغانستان، «سنگرنشین» تنها کسی نیست که در پشت خاک‌ریز یا در دل کوهستان قرار دارد. سنگرنشین می‌تواند هر انسانی باشد که در برابر تحقیر، بی‌عدالتی و سلب کرامت خود سکوت نمی‌کند. سنگر می‌تواند کوه‌های هندوکش و پامیر باشد، اما می‌تواند صنف درس، دانشگاه، کتابخانه، رسانه یا فضای اندیشه و گفت‌وگو نیز باشد. در این نگاه، مبارزه برای آزادی تنها با ابزار نظامی تعریف نمی‌شود، بلکه آگاهی، دانش، فرهنگ و مسئولیت اجتماعی نیز بخشی از این مسیر هستند. بنابراین، اگر قرار باشد میراث ۱۸ سنبله برای نسل امروز معنا داشته باشد، نباید تنها در تکرار خاطرات گذشته خلاصه شود. ارزش واقعی این میراث زمانی آشکار می‌شود که به نیرویی برای دفاع از کرامت انسان و ساختن جامعه‌ی آگاه‌تر و مسئول‌تر تبدیل گردد.

یکی از مهم‌ترین جلوه‌های این نگاه، پیوند میان سنگر و آگاهی است. هیچ جامعه‌ی تنها با قدرت نظامی ساخته نمی‌شود؛ آینده کشور به آموزش، قانون، نهادهای سالم، مشارکت اجتماعی و فرهنگ گفت‌وگو نیز وابسته است. افغانستان برای عبور از بحران‌های طولانی خود، بیش از هر زمان دیگری به نسلی نیاز دارد که بتواند بیندیشد، پرسش کند، دانش بیاموزد و مسئولانه درباره آینده تصمیم بگیرد. از این منظر، کتاب و قلم نیز می‌توانند شکل دیگری از سنگر باشند. دانش، انسان را در برابر جهل و افراط‌گرایی توانمند می‌سازد و آگاهی می‌تواند زمینه‌ساز تغییرات عمیق اجتماعی باشد. بنابراین، ادامه یک آرمان تاریخی الزاماً به معنای تکرار روش‌های گذشته نیست؛ گاهی وفاداری به آرمان آزادی در ساختن مدرسه، حفظ دانش، گسترش آگاهی و دفاع از حق انسان برای انتخاب آینده خود معنا پیدا می‌کند.

در این میان، زنان و دختران افغانستان جایگاه ویژه‌ی دارند. تلاش آنان برای حفظ حق آموزش، کار و حضور اجتماعی را می‌توان یکی از جلوه‌های مهم مقاومت مدنی دانست. زنی که در شرایط دشوار برای ادامه تحصیل تلاش می‌کند، در حقیقت از حق خود برای ساختن آینده دفاع می‌کند و دختری که چراغ دانش را زنده نگه‌می‌دارد، نشان می‌دهد که مقاومت تنها در میدان‌های نظامی رخ نمی‌دهد. جامعه‌ی که نیمی از جمعیت خود را از آموزش و مشارکت محروم کند، نمی‌تواند به توسعه پایدار و آینده‌ی عادلانه دست پیدا کند. از همین رو، آگاهی و آموزش زنان تنها یک مسئله فردی نیست، بلکه مسئله‌ی اجتماعی و ملی است. در چنین شرایطی، کتاب، قلم و دانش می‌توانند به ابزارهایی برای حفظ امید، کرامت و امکان تغییر تبدیل شوند.

مبارزه با استبداد تنها مبارزه بر سر جغرافیا و قدرت نیست؛ بخش مهمی از آن در ذهن و روان انسان‌ها شکل می‌گیرد. هنگامی که جامعه‌ی به این باور برسد که هیچ آینده‌ی ممکن نیست، ناامیدی می‌تواند به ابزار قدرتمندی برای تثبیت وضعیت موجود تبدیل شود. از همین رو، حفظ امید در شرایط دشوار یک امر ساده و احساسی نیست، بلکه نوعی مسئولیت اجتماعی است. امید به معنای نادیده گرفتن مشکلات یا انکار واقعیت‌های تلخ نیست؛ بلکه به معنای باور به امکان تغییر و تلاش برای رسیدن به آن است. انسانی که در شرایط سخت همچنان به آینده می‌اندیشد، آموزش می‌بیند، آگاهی می‌دهد و برای حفظ کرامت خود تلاش می‌کند، اجازه نمی‌دهد شکست‌های امروز به سرنوشت قطعی فردا تبدیل شوند. چنین امیدی می‌تواند بخشی از معنای معاصر ۱۸ سنبله باشد.

با این همه، پرسش اصلی همچنان باقی است: آیا ۱۸ سنبله تنها یک روز تاریخی است یا یک اراده جاری؟ پاسخ به این پرسش به چگونگی نگاه ما به تاریخ بستگی دارد. اگر تاریخ را تنها مجموعه‌ی از رویدادهای گذشته بدانیم، ۱۸ سنبله نیز صرفاً یک مناسبت برای یادآوری شهادت احمدشاه مسعود خواهد بود. اما اگر تاریخ را مجموعه‌ی از تجربه‌ها و درس‌هایی بدانیم که می‌توانند بر آینده اثر بگذارند، این روز معنایی گسترده‌تر پیدا می‌کند. در این صورت، ۱۸ سنبله می‌تواند نماد ایستادگی، کرامت، آگاهی و امید باشد؛ ارزش‌هایی که متعلق به یک فرد یا یک نسل نیستند. میراث تاریخی زمانی زنده می‌ماند که نسل‌های بعدی بتوانند آن را با نیازهای زمان خود پیوند دهند و از آن برای ساختن آینده استفاده کنند.

امروز افغانستان بیش از هر چیز به عبور از چرخه خشونت، جهل، تبعیض و ناامیدی نیاز دارد. اگر قرار باشد از میراث تاریخی ۱۸ سنبله سخن بگوییم، باید آن را با مسئولیت‌های امروز پیوند بزنیم. آزادی تنها در میدان نبرد معنا ندارد؛ آزادی در حق آموزش، حق اندیشیدن، حق انتخاب، حفظ کرامت انسان و امکان مشارکت در سرنوشت جامعه نیز معنا پیدا می‌کند. از همین رو، سنگرنشین امروز می‌تواند دانش‌آموزی باشد که برای آموختن تلاش می‌کند، نویسنده‌ی باشد که حقیقت را می‌نویسد، زنی باشد که برای حق خود ایستادگی می‌کند یا شهروندی باشد که در برابر بی‌عدالتی سکوت نمی‌کند. چنین برداشتی از مقاومت، آن را از خشونت صرف فراتر برده و به یک مسئولیت مدنی و انسانی تبدیل می‌کند.

۱۸ سنبله هم یک روز تاریخی است و هم می‌تواند یک اراده جاری باشد. تاریخی است، زیرا به شهادت احمدشاه مسعود و یکی از مهم‌ترین فصل‌های تاریخ معاصر افغانستان پیوند خورده است و جاری است، زیرا مفاهیمی مانند آزادی، عدالت، کرامت انسانی، آگاهی و استقلال همچنان برای جامعه افغانستان اهمیت دارند. اما زنده نگه‌داشتن این میراث نباید تنها به مراسم و شعار محدود شود. ارزش آن زمانی بیشتر خواهد شد که به آموزش، آگاهی، مسئولیت اجتماعی، احترام به حقوق انسان و تلاش برای ساختن آینده‌ی بهتر تبدیل گردد. تاریخ زمانی معنا پیدا می‌کند که از آن درس بگیریم و آن را به آینده پیوند بزنیم. بنابراین، ۱۸ سنبله را می‌توان نه فقط یاد یک شهادت، بلکه یادآوری یک مسئولیت دانست؛ مسئولیت حفظ امید، کرامت و آرمان آزادی در حافظه و زندگی نسل‌های آینده.

در facebook به اشتراک بگذارید
در twitter به اشتراک بگذارید
در telegram به اشتراک بگذارید
در whatsapp به اشتراک بگذارید
در print به اشتراک بگذارید

لینک کوتاه خبر:

https://paigah-news.com/?p=16113

نظر خود را وارد کنید

آدرس ایمیل شما در دسترس عموم قرار نمیگیرد.

آخرین اخبار