از میان مردم برخاست و تا واپسین لحظهٔ زندگی و شهادتش در کنار مردم ماند. هیچگاه خود را برتر از مردمش نپنداشت و با همهٔ طیفهای جامعه، با تواضع، اخلاص و بدون کوچکترین تکبر برخورد میکرد.
ویژگیهای نیکو، صداقت و منش انسانی او سبب شده بود که مردم به وی اعتماد عمیقی داشته باشند؛ اعتمادی که آنان را تا مرز فدا کردن جان خویش و حتی جان فرزندانشان در راه آرمانهای او پیش میبرد. ایجاد چنین فضای گستردهای از اعتماد و باور ؛میان یک رهبر و مردم کار سادهای نیست و شاید در چند سدهٔ گذشته، نمونهای همانند آن کمتر دیده شده باشد.
بیستوپنج سال از نبود او میگذرد؛ اما با گذشت هر سال و هر ماه، جای خالیاش بیشتر احساس میشود. گذشت زمان نهتنها یاد او را کمرنگ نکرده، بلکه ارزش شخصیت، اندیشه و نقش تاریخیاش را بیش از پیش برجسته ساخته است.
شماری از زیردستان و همراهانش که پس از شهادت او به مال و مقام رسیدند، گاه ادعا کردهاند و میکنند که «دیگران نیز در حماسههای مسعود نقش داشتند.» بیتردید، در هر حماسهای افراد بسیاری سهم و نقش دارند؛ اما گذشت زمان نشان داد که این پرتو معنویت، شجاعت، صداقت، مسئولیت پذیزی، دوراندیشی و تدبیر خردمندانهٔ مسعود بزرگ بود که به آن مبارزات؛ معنا و جهت بخشید و آن را به بخشی ماندگار از تاریخ تبدیل کرد. اگر نقش افراد دیگر بهتنهایی میتوانست چنین اثری بیافریند، چرا پس از نبود او، بسیاری از همان مدعیان نتوانستند کاری آن انجام دهند؟
بزرگی مسعود تنها در میدان نبرد نبود؛ بزرگی او در جایگاه و اعتمادی بود که در دل مردم آفرید، در تواضعی بود که در برابر آنان داشت، در شجاعتی بود که در سختترین لحظات از خود نشان داد و در تدبیری بود که از او شخصیتی فراتر از یک فرمانده ساخت؛ شخصیتی که نامش تاریخ معاصر افغانستان رارجهانی ساخت.
بیستوپنج سال گذشت؛ اما مسعود همچنان در حافظهٔ مردم زنده است؛ زیرا برخی انسانها با رفتنشان از میان ما نمیروند، بلکه به بخشی از تاریخ و حافظهٔ یک ملت تبدیل میشوند.
روح مسعود بزرگ و تمام شهدای جهاد مقاومت و عدالت خواه شاد و یاد و نامشان گرامی باد!


