بیست و پنجمین سالگرد شهادت قهرمان ملی؛ خاطره‌ی از جنرال رسول عزیز

آخرین دیدار با فرمانده ۱۲/۶/۱۳۸۰
در ماه اسد سال ۱۳۸۰طالبان یک تعرض وسیع را در سراسر خطوط دفاعی شمال کابل به راه انداخت فشار بیشتر از استقامت سرک کهنه بود دشمن توانست چند نقاط کلیدی را در قریه خلازایی در تاریکی شب بدست گیرد با روشنایی روز تعرض نیروهای خودی آغاز شد تمام نقاط دوباره بدست سربازان مقاومت گرفته شد دشمن از ساحه عقب زده شد.
آمر به خاطر رشادت و ایثارگری جوانان مقاومت بصورت کلی یک ماهه معاش به طور تشویقی هدایت دادند پرداخت شود مشروط به اینکه پول توسط یک هیئت مالی بدست شخصی در خط دفاعی حضور دارد داده شود .
من قوماندان قطعه ۲۲ اوراگان بودم از نظر ساختار آن زمان مربوط به قرارگاه وزارت دفاع بودم قطعات که در خط دفاعی پروان،کاپیسا و شمال کابل در چوکات گارد ملی تحت رهبری بسم‌الله خان قرارداشت.
بسم الله خان از دادن پول مرا محروم کرد و گفت تو مربوط به قرارگاه وزارت دفاع هستی باید از مرجع خودت پول پرسنل خود را بدست بیاورید.
در آن وقت بخش اکتیف وزارت معاونیت تخنیکی بود البته بخش های دیگری هم فعال بودند که در رأس معاون صاحب بریالی خان قرار داشت مشکل با ایشان مطرح کردم ایشان جواب منطقی دادند چون به قدمه عقبی پول در نظر گرفته نشده بود چند روز که تلاش کردم نتیجه نداد نا گزیر شدم باید آمر صاحب را ببینم.
یک روز بعد از ادای نماز شام به خانه آمر صاحب رفتم در مهمانخانه که بیرون از قلعه اصلی بود داخل شدم آنجا ناصر،یک ژورنالیست فرانسوی،یک ژورنالیست جاپانی عکاس مشهور تشریف داشتند آهسته از ناصر که مسئولیت تیلفون ستلایت را داشت پرسیدم آیا آمر صاحب امشب اینجا تشریف می‌آورد گفت اگر کدام شخص مهم و کلان از خارج زنگ بزند من در مخابره به امر صاحب پیام میکنم می آیند در غیر آن منتظر باشید.تقریبا ساعت ده شب شد انجیر صاحب عارف خان سروری وارد شدند بعد از احوال پرسی گفت کاری داری گفتم می‌خواهم آمر صاحب را ببینم گفت حالا می‌آید چند لحظه گذشته بود جناب آمر صاحب تشریف آوردند در عین حال احوال پرسی دست راستم در دستان مبارکش بود گفت چه شده قوماندان در این ساعت ده شب آمدی انشاءالله خیریت باشد.انجیر صاحب به شوخی گفت آمر صاحب ساعت ها است منتظر است انجیر ادامه داد گفت آمر صاحب همین قوماندان رفیق روز بد است روزی که طالبان از طریق اندراب حمله ور شدند بالای پنجشیر یک افسر توپخانه پیدا نشد که بفرستیم به طرف خاواک این حاضر شد حرکت روز سختی بود مه پیشنهاد میکنم که هرچه نیاز دارد لطف نمایید در حق ایشان آمر صاحب گفت البته این جوان که میبینی اولین کسی بود که گذارش کودتای و شورای هم آهنگی جنرال دوستم را برایم اطلاع ببینم چه مشکل تمام جریان را بازگو کردم ورقه پیشنهاد خودرا تقدیم کردم در ستون احکام نوشته کردند برایم داد تا هنوز نمیدانم که چه حکمی داده گفت دگه گفتم مشکل ندارم آمر صاحب روبه انجیر کرد گفت این مردم گپ کم می‌زنند ولی خوب کار میکنند اگر خدا بخواهد شرایط کمی بهبود پیدا کند حق را به حقدار بسپارم بعد گفت مه در نظر دارم دو لوای توپچی ایجاد کنم یکی در شمال هندوکش و دیگری در جنوب هندو کش در شمال مسولیت را به زلمی خان توپچی بسپارم ودر جنوب به این جوان بعد بیرون شدم در روشنایی چراغ دستی نگاه کردم که آمر صاحب چه احکام داده است.
کمیته مالی! بدون در نظر داشت هیت دو ماهه معاش به قوماندان و پرسنل آن پرداخت شود امضا ۱۲/۶/۱۳۸۰

در facebook به اشتراک بگذارید
در twitter به اشتراک بگذارید
در telegram به اشتراک بگذارید
در whatsapp به اشتراک بگذارید
در print به اشتراک بگذارید

لینک کوتاه خبر:

https://paigah-news.com/?p=16061

نظر خود را وارد کنید

آدرس ایمیل شما در دسترس عموم قرار نمیگیرد.

آخرین اخبار