در این روزگار، هر سخنی که منتشر میکنیم، تنها یک نظر شخصی نیست؛ بلکه میتواند بر روحیه، اعتماد و آینده یک جریان اثر بگذارد. نقد، اگر با هدف اصلاح و بهبود باشد، سرمایه است؛ اما اگر به ابزار تخریب و فرسایش روحیه تبدیل شود، ناخواسته همان خدمتی را به دشمن میکند که سالها در پی آن بوده است.
نقد احمد مسعود حق ماست؛ اما نباید آن را چنان برجسته و تکرار کنیم که دشمن بتواند از آن برای القای کمکاری، پراکندهگی، ناکارآمدی یا نبود رهبری در جبهه استفاده کند. جبهه مقاومت بیش از آنکه از نقد منصفانه آسیب ببیند، از بیاعتمادی، تفرقه و تخریب سرمایه اجتماعی خود آسیب میبیند.
امروز میتوان کاستیها را دید، پرسشهای جدی مطرح کرد و برخی از عملکردهای رهبری جبهه را مورد نقد قرار داد؛ اما میان نقد مسئولانه و تضعیف روحیه عمومی مقاومت باید مرزی روشن وجود داشته باشد. نقد زمانی سازنده است که راه اصلاح را باز کند، نه اینکه زمینه فرسایش اعتماد عمومی و تضعیف روحیه مقاومت را فراهم سازد.
بهویژه نباید هر سخنی را که از زبان یکی از اقارب خانوادگی احمد مسعود بیان میشود، به حساب او یا جبهه مقاومت گذاشت. ماما، کاکا یا هر عضو دیگر خانواده احمد مسعود، اگر در جایگاه رسمی و سازمانی سخن نگفته باشد، مسئول دیدگاه شخصی خویش است و سخن خانوادگی را نمیتوان مبنای داوری درباره رهبری یک جریان سیاسی و نظامی قرار داد.
در چنین شرایطی، دشمن دیگر نیازی ندارد برای ایجاد شکاف میان ما هزینه کند؛ اگر ما خودمان اختلافنظرها و سخنان پراکنده را به میدان تبلیغات او ببریم، عملاً زمینه لازم را برای بهرهبرداری او فراهم کردهایم. از همین رو، امروز بیش از هر زمان دیگر به نقدی نیاز داریم که ضعفها را آشکار کند، اما اعتماد را ویران نسازد.
ما به پرسشگریای نیاز داریم که راه اصلاح را باز کند، نه روایتی که روحیه مقاومت را فرسوده سازد. احمد مسعود میتواند و باید نقد شود؛ اما نباید با بزرگنمایی هر سخن و هر اختلاف، تصویری بسازیم که دشمن سالهاست در پی القای آن است: جبههای بیرهبر، پراکنده و ناتوان.
در این مرحله، ما هم به انصاف سیاسی نیاز داریم، هم به هوشیاری رسانهای و هم به مسئولیت اجتماعی؛ زیرا گاهی آنچه با نیت نقد منتشر میکنیم، اگر نسنجیده و بیملاحظه باشد، میتواند بیش از آنکه به اصلاح کمک کند، به تضعیف همان راهی بینجامد که مدعی دفاع از آن هستیم.




