شهروندان کشور میگویند که هرچند خاطره خوش از رهبران، احزاب و کلانهای مملکت ندارند زیرا فرصتها را در بیست سال گذشته هدر دادند، اما با آن هم در شرایط کنونی نیاز است در کنار مردم قرار گرفته بجای اعلامیه نویسی، صحبت و شانه جنگیهای غیر ضروری در برابر یکدیگر و قصه خوانی؛ به مبارزه مسلحانه و تشکیل گروههای مسلح علیه طالبان دست بزنند.
آنها میگویند که کارکرد طالبان در کمتر از سه سال گذشته به همه ثابت ساخت که این گروه اهل مذاکره و تعامل و همدیگر پذیری نبوده و یک گروه بادآورده، جاهل و تحمیلی بر مردم بیچاره است که کشور و مردم را در گروگان گرفته جان، مال، ناموس و عزت مردم در سایه حاکمیت شوم تروریستی این گروه مورد تجاوز و تعدی میباشد و مردم در یک مرگ تدریجی قرار دارند.
مولوی مصور، یکی از علمای جید و شهروند کابل میگوید که خداوند و پیامبر بزرگ اسلام به گفتن حرف حق در برابر حکومت و پادشاه ستمگر و ظالم تاکید کرده، اما در نظام و امارت طالبان حرف حق وجود ندارد و گوینده حرف حق و عدالت بجای که تقدیر شود تنبیه و مجازات و شکنجه میشود. این نظام، نظام مردمی و مشروع نیست و در راه اسلام و شرع هم نمیرود.
او میگوید خورد و کلان طالبان به حرام خوری و زن گیری روی آوردند و در چنین وضعیتی مردم راه خود را گم کردند که چه کار کنند. او افزود که کلانهای مملکت بجای اعلامیه نویسی و از خواب مذاکره بیرون شوند، طالب حاضرست کل قدرتش را از دست بدهد اما حاضر نیست از موضع اش کوتاه بیاید و روی آینده افغانستان با کسی حرف نمیزند، بجز حرف شنوی از باداران شان. بنابرین بجای ضیاع وقت، خوش خیالی به طالبان، چشم انداز سیاسی آینده کشور را ترسیم کنند و در راستای رسیدن به آن زمین گیر کردن و حملات مسلحانه جبههای و چریکی در برابر طالبان را تدارک ببیند و در ساحات و مناطق مختلف کشور به طالبان حمله کنند تا طالب فشار نظامی و جنگی نبیند حاضر به مذاکره و صحبت روی آینده افغانستان نمیشود.

مقاومت را نقد کنیم، اما به روایت مشترک شهدا آسیب نزنیم
دقیق به یاد دارم روزگاری را که هنوز استانها یکی پس از دیگری سقوط نکرده بود و جنگ در روستاها، شهرستانها و شهرها با شدت



