
خود را مالک جبهه نمیدانم؛ خود را خادم یک آرمان میدانم
کمتر از پنجسال از تسلط دوباره گروه طالبان بر افغانستان میگذرد؛ سالهایی که با سرکوب سیستماتیک، محرومیت زنان از تحصیل و کار، انزوای سیاسی و

کمتر از پنجسال از تسلط دوباره گروه طالبان بر افغانستان میگذرد؛ سالهایی که با سرکوب سیستماتیک، محرومیت زنان از تحصیل و کار، انزوای سیاسی و

در چهار سالونیم گذشته، بهصورت پیوسته سخنرانیها، مصاحبهها و مواضع احمد مسعود، رهبر جبهه مقاومت ملی افغانستان، را دنبال کردهام. در این مدت، صدها سخنرانی

اشتراک احمد مسعود(رهبر جبهه مقاومت ملی افغانستان) در مراسم وداع با پیکر آیت الله سید علی خامنه ای «رهبر شهید ایران» و تسلیت به دولت

احمد مسعود رهبر جبهه مقاومت ملی افغانستان، در کنار دهها رئیسجمهور، نخستوزیر و نمایندگان عالیرتبه بینالمللی به گونهای رسمی در مراسم تشییع سیدعلی خامنهای رهبر

شهید قندآغا وفایی، فرزند محمد عیسی، در سال ۱۳۷۹ هجری شمسی در شهرستان پریان استان پنجشیر در دامان کوههایی به دنیا آمد که همیشه با

شهید دگروال عبدالعزیز وفا، فرزند رضا بخش پنجشیری، یکی از چهرههای درخشان مقاومت افغانستان، در سال ۱۳۵۴ خورشیدی در روستای پنجشیریهای شهرستان نهرین استان بغلان،

هشتم ثور سال ۱۳۷۱ه. خ، روزی به یادماندنی در تاریخ معاصر کشور ما است . در چنین روزی پس از چهارده سال مبارزه و مجاهدت

پرسش از «چرایی مقاومت» تنها یک پرسش ساده نیست، بلکه به ماهیت بقا، هویت و کرامت انسانی گره خورده است. مقاومت زمانی شکل میگیرد که

نویسنده: فرید عمری هفتمین سالگرد رحلت آن مجاهد مومن و استوار، آن دلاور بیهمتا، دکتر ابراهیم ملکزاده، فرارسیده است؛ فرصتی است برای تأمل در قاموس

اندیشیدن فراتر از قوم، هویت، تبار و جغرافیا، نه یک فضیلت انتزاعی، بلکه سنگبنای مشروعیت سیاسی در جوامع چندپاره است و افغانستان دقیقا در زمره