تحلیل جامعه شناختی زندان رژیم طالبان، بر اساس تجربه زیستی استاد رسول عبدی پارسی

نوسته: یعقوب لیث صفار
رسول عبدی پارسی، استاد دانشگاه و فعال مدنی، با تجربه‌ی شش ماه حبس در ریاست ۰۰۴۱ استخبارات طالبان، نمونه‌ای ملموس از «نهاد تام» اروینگ گافمن ارائه می‌دهد. نظریه‌ی گافمن نهادهای تام را مکان‌هایی می‌داند که تمامی وجوه زندگی فرد—زمان، مکان، روابط، رفتار و هویت—تحت کنترل یکپارچه و آهنین سازماندهی می‌شود و هدف نهایی آن تغییر هویت فرد به سوژه‌ای مطیع و سرخورده است.
۱. جدایی از جهان اجتماعی و قطع سرمایه‌های اجتماعی
عبدی توضیح می‌دهد که ورود به نهاد استخبارات، قطع کامل ارتباط با خانواده، همکاران و شبکه‌های مدنی و رسانه‌ای را به همراه داشت. این تجربه‌ی ملموس، تحقق دقیق یکی از ویژگی‌های نهاد تام است: «جدایی کامل از ترتیبات عادی زندگی اجتماعی». فرد در محیطی خفقان‌آور قرار می‌گیرد که هیچ نقش اجتماعی یا سرمایه‌ی پیشین او به رسمیت شناخته نمی‌شود.
۲. کنترل همه‌جانبه و نظم آهنین
تمام ابعاد زندگی عبدی تحت کنترل بود: زمان بیداری و خواب، رفت‌وآمد، وضو و نماز، حتی سکوت و حریم شخصی. این نظم دقیق و برنامه‌ریزی‌شده، مصداق بارز «کنترل همه‌جانبه» گافمن است که هدف آن کاهش استقلال و شکل‌دهی رفتارهای از پیش تعیین‌شده است.
۳. برهنه‌سازی هویت و مرگ مدنی
فرایند «برهنه‌سازی هویت» یا «مرگ مدنی» شامل محرومیت از تماس با بیرون، ضبط دارایی‌ها، تهدید و تحقیر لفظی و ایدئولوژیک بود. عبدی مجبور شد هویت مبتنی بر دانش و کنشگری اجتماعی خود را کنار بگذارد و به «زندانی استخباراتی» تبدیل شود. این تغییر، نمونه‌ای از تلاش نهاد برای حذف هویت پیشین و کاهش افراد به سوژه‌های هم‌سطح و قابل کنترل است.
۴. بازسازی تحمیلی هویت و نظام امتیازدهی
نهاد زندان از امتیازهای کوچک و ظاهراً بی‌ارزش (یک لقمه نان بیشتر، یک دقیقه هواخوری) برای تثبیت اطاعت استفاده کرد. این مرحله همان «نقش‌ستانی» گافمن است که هدف آن جایگزینی هویت فردی با هویت نهادی و تحمیلی است.
۵. مقاومت انسانی و حفظ عاملیت اخلاقی
با وجود سرکوب شدید، عبدی تجربه‌ی خودآگاهی و تأمل اخلاقی را حفظ کرد. او نشان می‌دهد که هویت انسانی به‌طور کامل قابل مصادره نیست و امکان «زندگی زیرزمینی» یا مقاومت خاموش وجود دارد؛ مفهومی که گافمن و منتقدانش برای توضیح ادامه‌ی عاملیت و حفظ معنا در نهادهای سرکوبگر استفاده می‌کنند.
تجربه‌ی عبدی نه تنها تأییدی تجربی بر نظریه‌ی گافمن است، بلکه نشان می‌دهد چگونه زندان‌های ایدئولوژیک از انضباط، تحقیر و کنترل همه‌جانبه برای حذف هویت پیشین و بازسازی تحمیلی هویت استفاده می‌کنند، اما هم‌زمان انسان در سطح درونی قادر است مقاومت کند و عاملیت اخلاقی خود را حفظ نماید.
این تحلیل می‌تواند پایه‌ای برای مطالعات آینده درباره تعامل قدرت، هویت و مقاومت انسانی در نهادهای سرکوبگر رژیم طالبان  باشد.
در facebook به اشتراک بگذارید
در twitter به اشتراک بگذارید
در telegram به اشتراک بگذارید
در whatsapp به اشتراک بگذارید
در print به اشتراک بگذارید

لینک کوتاه خبر:

https://paigah-news.com/?p=15935

نظر خود را وارد کنید

آدرس ایمیل شما در دسترس عموم قرار نمیگیرد.

آخرین اخبار