افغانستان همواره بهعنوان کشوری با تنوع مذهبی و فرهنگی شناخته شده است، اما در سالهای اخیر، اقلیتهای مذهبی این کشور با تهدیدهای جدی و فشارهای بیسابقهی روبهرو شدهاند. یکی از گروههای بهشدت تحت فشار، جامعه اسماعیلیه است که طالبان بهصورت سازمانیافته و هدفمند علیه آنها محدودیتهای گستردهای اعمال میکنند. گزارش اخیر نهاد حقوق بشری «رواداری» نشان میدهد که طالبان، نه بهعنوان یک حکومت مشروع، بلکه بهعنوان یک نیروی ایدئولوژیک، تمام تلاش خود را بهکار گرفتهاند تا هویت دینی و فرهنگی اسماعیلیان را تضعیف کنند و آنها را به تغییر مذهب و پذیرش مذهب سنی مجبور سازند. این اقدامات، نمونهی از خشونت سازمانیافته و سیستماتیک علیه اقلیتهاست که نه تنها حقوق بشر، بلکه اصول ابتدایی آزادی مذهبی را بهطور کامل نقض میکند.
یکی از مهمترین فشارهای طالبان، محدودیت شدید بر عبادتگاهها و اماکن مذهبی اسماعیلیان است. برخی از عبادتگاهها مسدود شده و شماری دیگر به مراکز عبادی اهل سنت تبدیل شدهاند. کنترل شدید بر رفتوآمد مردم به مکانهای مذهبی و آموزشی باعث شده که اسماعیلیان عملن از انجام مراسم مذهبی و فعالیتهای فرهنگی خود محروم شوند. اداره امر به معروف و نهی از منکر گروه طالبان نقش اصلی در اجرای این سیاستها دارد و عملن تمامی محدودیتها و فشارها تحت هدایت مستقیم این نهاد اعمال میشود. این سیاستها تنها محدود به مسائل مذهبی نیستند؛ طالبان حتی ازدواج میان اسماعیلیان و اهل سنت را ممنوع اعلام کردهاند و آن را غیرشرعی میدانند، اقدامی که تهاجم آشکار به آزادیهای فردی و اجتماعی جامعه اسماعیلیه محسوب میشود.
در کنار محدودیتهای مذهبی، طالبان فشارهای روزمره و فرهنگی نیز اعمال میکنند. آنها از مصرف غذای تهیهشده توسط اسماعیلیان خودداری میکنند، ذبح حیوانات توسط آنان را نمیپذیرند و مناسک مذهبیشان را به شدت محدود ساختهاند. کودکان نیز هدف آموزش اجباری فقه حنفی قرار گرفتهاند و مجبور میشوند باورها و ایدئولوژی طالبان را بپذیرند. این اقدامات نه تنها فشار روحی و روانی بر جامعه وارد میکند، بلکه هویت فرهنگی و مذهبی آنها را نیز هدف قرار داده و نسل آینده را از انتقال باورها و سنتهای دینی محروم میسازد. چنین سیاستهایی نشان میدهد که طالبان با نگاهی بلندمدت قصد دارند جامعه اسماعیلیه را بهطور کامل تحت کنترل ایدئولوژیک خود درآورند و باورهای دینی آنها را از بین ببرند.
یافتههای هیئت معاونت سازمان ملل متحد در افغانستان (یوناما) نشان میدهد که بین ۱۷ جنوری تا ۳ فبروری ۲۰۲۵، دستکم ۵۰ مرد از جامعه اسماعیلیه در استان بدخشان تحت فشار فیزیکی و تهدید قرار گرفتهاند تا مذهب خود را تغییر دهند. افرادی که از تغییر مذهب خودداری کردهاند، مورد ضرب و شتم قرار گرفته و با تهدید به مرگ مواجه شدهاند. این رفتارها نمونهی روشن از نقض حقوق بشر و آزادی مذهبی است و نشان میدهد که طالبان نه تنها به دنبال کنترل اجتماعی، بلکه به دنبال تحمیل تغییرات اجباری دینی بر اقلیتها هستند. فشار بر کودکان و نوجوانان نیز باعث میشود که نسلهای آینده از انتقال باورها و سنتهای دینی خود محروم شوند و هویت مذهبی آنان بهطور کامل نابود شود.
پیامدهای این اقدامات فراتر از فرد و خانواده است و کل ساختار اجتماعی و فرهنگی جامعه اسماعیلیه را تهدید میکند. مهاجرت اجباری، مصادره خانه و داراییها و تضعیف شبکههای اجتماعی باعث شده که خانوادهها و افراد این جامعه ناچار به ترک محل سکونت خود شوند. حتی در مناطقی که نسبتا امنتر هستند، افراد همچنان تحت تهدیدهای امنیتی قرار دارند و زندگی عادی برای آنان غیرممکن شده است. محدودیت در عبادتگاهها، تحمیل آموزش مذهبی و اجبار به تغییر مذهب، بنیان اجتماعی جامعه را هدف گرفته و باعث از بین رفتن انسجام فرهنگی و مذهبی آنها شده است. این اقدامات نه تنها بر وضعیت اقتصادی و اجتماعی جامعه تأثیر گذاشته، بلکه نسلهای آینده را نیز در معرض نابودی باورها و فرهنگ دینی قرار داده است.
از نظر حقوقی و بینالمللی، اقدامات طالبان نقض آشکار اصول حقوق بشر و آزادیهای مذهبی است. سازمان عفو بینالملل شواهدی ارائه کرده که نشان میدهد طالبان اعضای جوامع شیعه و بهویژه اسماعیلیان را مجبور به تغییر مذهب میکنند. این اقدامات، نمونهی از خشونت سیستماتیک علیه اقلیتهای مذهبی است که میتواند در محاکم بینالمللی مورد بررسی قرار گیرد. محدودیتهای آموزشی و مذهبی علیه کودکان نیز مغایر با کنوانسیون حقوق کودک و تعهدات بینالمللی افغانستان است و توجه جامعه جهانی را به وضعیت بحرانی این اقلیت جلب کرده است. سکوت جامعه بینالمللی در برابر این اقدامات، نه تنها به تداوم خشونتها دامن میزند، بلکه پیام خطرناکی به طالبان و دیگر گروههای افراطی منتقل میکند که میتوانند به سرکوب اقلیتها ادامه دهند.
طالبان با اعمال فشارهای سیستماتیک بر جامعه اسماعیلیه، نه تنها آزادیهای مذهبی را نقض کردهاند، بلکه بنیادهای انسانی، اجتماعی و فرهنگی این جامعه را نیز تهدید میکنند. محدودیتهای مذهبی، کنترل اجتماعی، تهدیدهای فیزیکی، اجبار به تغییر مذهب و تحمیل آموزش ایدئولوژیک، همگی نشاندهنده سیاستهای هدفمند و سازمانیافته علیه اقلیتها است. استمرار این اقدامات میتواند منجر به تضعیف پایدار جامعه اسماعیلیه، نابودی تدریجی باورهای مذهبی و ایجاد بحران انسانی عمیق شود. وضعیت کنونی افغانستان، بهویژه برای اقلیتها، نه تنها فاجعه انسانی بلکه زنگ خطری برای جهان است تا نسبت به نقض حقوق بشر و آزادیهای مذهبی در این کشور حساسیت نشان دهد و اقدامات عملی برای حمایت از اقلیتها انجام دهد.
در چنین وضعیتی مقاومت و ایستادگی جامعه جهانی در برابر نقض حقوق بشر توسط طالبان و اعمال فشارهای شدید بر اقلیتها ضروری است. گزارشهای نهادهای حقوق بشری مانند رواداری و سازمان عفو بینالملل به وضوح نشان میدهند که اگر اقدامی فوری صورت نگیرد، جامعه اسماعیلیه و دیگر اقلیتهای مذهبی افغانستان ممکن است بهطور کامل از بین بروند. این وظیفه جامعه بینالمللی است که با فشار سیاسی، تحریمهای هدفمند و حمایتهای انسانی و حقوقی، مانع ادامه سیاستهای سرکوبگرانه طالبان شود و زمینه حفاظت از حقوق اقلیتها و آزادیهای مذهبی را در افغانستان فراهم آورد. سکوت در برابر این جنایات، نه تنها به ضرر اقلیتها بلکه به ضرر تمام اصول انسانی و حقوق بشر در سطح جهانی خواهد بود.




