طالبان در سیسال گذشته همواره آدم کشی، انفجار و انتحار شانرا جهاد فی سبیل الله و ختم اشغال می خواندند اما با برگشت طالبان به قدرت و کارنامههای سیاه و خیانت بار این گروه در بیست سال گذشته شهروندان کشور میگویند که طالبان از هر بعد و نظری در جامعه رسوا شدند. عملکردها و کارنامههای طالبان در سه سال گذشته ثابت ساخت که بر خلاف فخر فروشی و روایت تراشی آنها مبنی بر جهاد در راه الله، آدم کشی، انفجار و صد ها جنایت دیگر شان نه به خاطر رضای پروردگار و تطبیق شریعت بلکه صرفا به خاطر پر کردن جیب و رسیدن به چوکی و ثروت میباشد. شهروندان که در ساحه حاکمیت طالبان زندگی میکنند میگویند که رهبری رژیم طالبان، کرسیهای کلیدی و بالاخره تمام نظام طالب پر از آدم کشها، وحشیها و بی سوادهای استند که خود را هم کشتند و مردم را نیز کشتند و هدف تمام و کمال شان تکیه زدن به چوکیها و ثروت اندوزیها بود و همین اکنون یک دولت که به یک گروه جنایتکار سپرده شد مال و متاع غنیمت طالب است و میان طالب چوکیها تقسیم شده و این نشان میدهد که طالب از ابتدای امر یک جریان ساخته استخباراتی و یک جریان قدرت طلب بودند که از طریق فعالیت سیاسی صلح آمیز نمی توانستند حمایت مردمی جلب کنند از طریق جنگ، خشونت و بدویت به سرنوشت مردم حاکم شدند. این شهروندان می گویند که فساد و دزدی که در بیست سال جمهوریت بود، طالبان در دو نیم سال حاکمیت شان آنرا انجام دادند و کوچک ترین طالبی که در یک موقفی قرار دارد از هیچ نوع خیانت، دزدی و آدم آزاری دریغ نمی کند و همه روزه آنها شاهد زورگویی و ظلم این گروه در شهر ها و روستا ها میباشند.

خشونت جنسی در زندانهای طالبان؛ جنایتی پنهان در سایه مصونیت از مجازات
هر بار که نام افغانستان در گزارشهای حقوق بشری سازمان ملل مطرح میشود، موضوع تازهی از رنج مردم این کشور آشکار میشود. اما برخی گزارشها



