بلوچستان؛ کانون جدید رقابت‌های ژئوپولیتیکی در جنوب آسیا

نویسنده: ناصر وطن‌یار

بلوچستان در یک دهه اخیر از یک منطقه پیرامونی به یکی از مهم‌ترین کانون‌های رقابت ژئوپولیتیکی جنوب آسیا تبدیل شده است. موقعیت راهبردی این منطقه در اتصال آسیای مرکزی به اقیانوس هند، مجاورت با دریای عمان، استقرار بندر گوادر و قرار گرفتن در مسیر کریدور اقتصادی چین و پاکستان (CPEC)، آن را به نقطه تلاقی منافع قدرت‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای بدل کرده است. از منظر ژئوپولیتیک، هرگاه یک فضای جغرافیایی هم‌زمان محل رقابت قدرت‌های بزرگ، حضور بازیگران غیردولتی و تلاقی کریدورهای راهبردی باشد، ظرفیت تبدیل شدن به یک «منطقه بحران‌خیز» را پیدا می‌کند. بلوچستان امروز مصداق چنین وضعیتی است.
بر اساس نظریه «مجمع امنیتی منطقه‌ای» بری بوزان، امنیت کشورهای هم‌جوار به یکدیگر گره خورده است؛ به گونه‌ای که بحران در یک کشور به سرعت به محیط پیرامونی سرایت می‌کند. در این چارچوب، امنیت ایران، پاکستان و افغانستان دیگر قابل تفکیک نیست و تحولات بلوچستان باید در بستر رقابت‌های ژئوپولیتیکی گسترده‌تر تحلیل شود.
🔹بلوچستان؛ از مسئله امنیت داخلی تا رقابت ژئوپولیتیکی
توافق‌های اخیر تهران و اسلام‌آباد برای تقویت همکاری‌های اطلاعاتی، کنترل مرزها و عملیات مشترک ضدتروریسم، بیانگر آن است که دو کشور تهدیدهای بلوچستان را صرفاً ناشی از شورش‌های محلی یا قاچاق نمی‌دانند، بلکه آن را بخشی از رقابت قدرت‌ها در جنوب آسیا تلقی می‌کنند. مرز نزدیک به ۹۰۰ کیلومتری ایران و پاکستان اکنون به یکی از حساس‌ترین نقاط امنیتی منطقه تبدیل شده است.
اهمیت بلوچستان تنها به موقعیت جغرافیایی آن محدود نمی‌شود. سرمایه‌گذاری کلان چین در پروژه CPEC، بندر گوادر را به یکی از حلقه‌های اصلی ابتکار «کمربند و راه» تبدیل کرده است. از این رو، هرگونه بی‌ثباتی در بلوچستان نه‌تنها امنیت پاکستان، بلکه منافع ژئواکونومیکی چین را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد. در ادبیات ژئوپولیتیک، فشار بر گلوگاه‌های ارتباطی و کریدورهای اقتصادی یکی از ابزارهای رقابت غیرمستقیم میان قدرت‌ها محسوب می‌شود.
همگرایی منافع؛ واقعیتی فراتر از ائتلاف رسمی
در روابط بین‌الملل، همگرایی منافع الزاماً به معنای تشکیل یک ائتلاف رسمی نیست. بسیاری از بازیگران، بدون هماهنگی سازمان‌یافته، از تضعیف یک رقیب مشترک سود می‌برند و سیاست‌های آنان در عمل در یک مسیر قرار می‌گیرد.
در این چارچوب، برخی تحلیلگران معتقدند که تحولات سال‌های اخیر نشان‌دهنده نوعی همگرایی منافع میان هند، اسرائیل و حکومت طالبان است؛ همگرایی‌ای که اگرچه لزوماً به معنای همکاری رسمی و سازمان‌یافته نیست، اما می‌تواند در عمل فشارهای امنیتی بر پاکستان و تا حدی بر ایران را افزایش دهد.
برای هند، افزایش هزینه‌های امنیتی پاکستان، کاهش تمرکز راهبردی ارتش این کشور و آسیب‌پذیر شدن پروژه CPEC، با منافع ژئوپولیتیکی دهلی‌نو همخوانی دارد. از سوی دیگر، اسرائیل در سال‌های اخیر راهبرد انتقال فشارهای امنیتی به محیط پیرامونی ایران را دنبال کرده و شرق ایران نیز در محاسبات امنیتی این کشور از اهمیت برخوردار است.
در همین حال، روابط طالبان و پاکستان پس از سال ۲۰۲۱ وارد مرحله‌ای بی‌سابقه از تنش شده است. اختلاف بر سر فعالیت تحریک طالبان پاکستان (TTP)، درگیری‌های مرزی، مسئله خط دیورند و اخراج گسترده مهاجران افغان، شکاف عمیقی میان کابل و اسلام‌آباد ایجاد کرده است. هم‌زمان، هند تلاش کرده است ارتباطات سیاسی و دیپلماتیک خود را با حکومت طالبان حفظ کند و کانال‌های گفت‌وگو را باز نگه دارد؛ اقدامی که بسیاری از ناظران آن را بخشی از راهبرد بلندمدت دهلی‌نو برای حفظ نفوذ در افغانستان ارزیابی می‌کنند.
از این منظر، حتی بدون وجود شواهد قطعی درباره یک ائتلاف امنیتی سه‌جانبه، هم‌زمانی این روندها می‌تواند به ایجاد نوعی همگرایی راهبردی در برابر پاکستان بینجامد. این همگرایی بیش از آنکه بر پایه پیمان‌های رسمی باشد، بر اساس همسویی نسبی اهداف و منافع شکل می‌گیرد.
🔹پیامدهای امنیتی
⚠️تداوم بی‌ثباتی در بلوچستان، صرفاً تهدیدی علیه ایران و پاکستان نیست، بلکه پیامدهای آن می‌تواند سراسر جنوب و مرکز آسیا را دربر گیرد. افزایش فعالیت گروه‌های مسلح، گسترش شبکه‌های قاچاق، اختلال در مسیرهای انرژی و تجارت و افزایش رقابت قدرت‌های منطقه‌ای، از مهم‌ترین پیامدهای چنین وضعیتی خواهد بود.
در چارچوب نظریه «جنگ هیبریدی»، رقابت‌های امروز بیش از آنکه از طریق رویارویی مستقیم دنبال شوند، در قالب جنگ‌های نیابتی، عملیات اطلاعاتی، جنگ شناختی و بهره‌گیری از بازیگران غیردولتی جریان می‌یابند. بلوچستان به دلیل ویژگی‌های قومی، جغرافیایی و اقتصادی، ظرفیت آن را دارد که به یکی از مهم‌ترین صحنه‌های چنین رقابتی تبدیل شود.
🔹نتیجه‌گیری
بلوچستان دیگر یک مسئله صرفاً مرزی یا امنیت داخلی نیست، بلکه به یکی از مهم‌ترین گره‌های ژئوپولیتیکی جنوب آسیا تبدیل شده است. تلاقی منافع چین، هند، ایران، پاکستان و دیگر بازیگران، این منطقه را به کانون رقابت‌های ژئواستراتژیک تبدیل کرده است. در این میان، تشدید اختلافات میان طالبان و پاکستان، افزایش تماس‌های سیاسی هند با کابل و استمرار رقابت ایران و اسرائیل، زمینه شکل‌گیری سناریوهای جدید امنیتی را فراهم کرده است.
اگرچه تاکنون شواهد عمومی کافی برای اثبات وجود یک ائتلاف رسمی میان هند، اسرائیل و طالبان منتشر نشده است، اما همگرایی نسبی منافع این بازیگران می‌تواند در عمل به افزایش فشارهای امنیتی بر پاکستان و محیط شرقی ایران بینجامد. از همین رو، نزدیکی امنیتی تهران و اسلام‌آباد را باید نه صرفاً یک همکاری دوجانبه، بلکه پاسخی راهبردی به تحول در محیط امنیتی جنوب آسیا دانست؛ محیطی که در آن بلوچستان به یکی از تعیین‌کننده‌ترین نقاط موازنه قدرت در قرن بیست‌ویکم تبدیل شده است.

در facebook به اشتراک بگذارید
در twitter به اشتراک بگذارید
در telegram به اشتراک بگذارید
در whatsapp به اشتراک بگذارید
در print به اشتراک بگذارید

لینک کوتاه خبر:

https://paigah-news.com/?p=16035

نظر خود را وارد کنید

آدرس ایمیل شما در دسترس عموم قرار نمیگیرد.

آخرین اخبار

احمد مسعود در گفت‌وگو با خبرگزاری پایگاه: «خود را مالک جبهه نمی‌دانم، خادم یک آرمان هستم»

کم‌تر از پنج سال از بازگشت گروه طالبان به قدرت می‌گذرد؛ دوره‌ی که افغانستان با محدودیت‌های گسترده سیاسی، بحران اقتصادی، مهاجرت نخبگان و محرومیت میلیون‌ها

ادامه مطلب »