انتخاب زهرا وندا بهعنوان ششمین نماینده جوانان افغانستان در سازمان ملل متحد برای دوره ۲۰۲۶ تا ۲۰۲۷، در کنار اینکه یک موفقیت فردیست، نشانهی از اراده زنانی است که با وجود تمام محدودیتها و فشارها، حاضر نشدهاند از حق حضور، پیشرفت و ساختن آینده خود دست بکشند. در افغانستانِ که گروه زنستیز طالبان تلاش دارند زنان را از زندگی اجتماعی، آموزشی و سیاسی کنار بزنند، رسیدن یک زن جوان افغانستانی به جایگاه بینالمللی، معنای فراتر از یک انتخاب معمولی دارد، این اتفاق نشان میدهد که زنان افغانستان هنوز پویا، فعال و امیدوار به آیندهاند.
از زمان بازگشت گروه طالبان به قدرت در آگست ۲۰۲۱، زندگی زنان و دختران افغانستان بهشدت تغییر کرده است. دروازههای مکاتب به روی دختران بالاتر از صنف ششم بسته شد، ادامه تحصیل در دانشگاهها از آنان گرفته شد و محدودیتهای روزافزون، فرصت کار، فعالیت اجتماعی و حضور مستقل زنان را یکی پس از دیگری محدود کرد. میلیونها دختر اکنون از حق آموزش محروماند و بسیاری از زنان نیز نمیتوانند آزادانه در جامعه فعالیت کنند. این وضعیت محرومکردن یک کشور از توانایی، استعداد و ظرفیت نیمی از جمعیت آن است.
طالبان با محدودکردن زنان، در واقع آینده افغانستان را نیز محدود کردهاند. دختری که امروز از رفتن به مکتب محروم میشود، ممکن است فردا فرصت تبدیلشدن به یک داکتر، آموزگار، خبرنگار یا متخصص را از دست بدهد. زنی که اجازه کار ندارد، برای تأمین زندگی خود و خانوادهاش با دشواری بیشتر روبهرو میشود. جامعهی که زنان آن از آموزش و مشارکت محروم باشند، نمیتواند به توسعه، پیشرفت و ثبات واقعی دست پیدا کند. به همین دلیل، محرومیت زنان از حقوق اساسی، تنها یک مسئله مربوط به زنان نیست، بلکه بحرانی است که تمام افغانستان را تحت تأثیر قرار میدهد.
با وجود این همه محدودیت، زنان افغانستان تسلیم نشدهاند. بسیاری از دختران با امکانات محدود به آموزش آنلاین و برنامههای آموزشی جایگزین روی آوردهاند، زنان برای حفظ استقلال اقتصادی خود راههای تازهای پیدا کردهاند و فعالان زن نیز تلاش میکنند صدای مردم افغانستان را به گوش جهان برسانند. آنان با وجود فشارها، تهدیدها و دشواریهای فراوان، همچنان برای حقوق خود مبارزه میکنند. این ایستادگی نشان میدهد که محرومکردن زنان از فرصتها، به معنای از بینبردن استعداد، آرزو و اراده آنان نیست.
در چنین شرایطی، انتخاب زهرا وندا بهعنوان نماینده جوانان افغانستان در سازمان ملل اهمیت ویژهی دارد. او قرار است در دوره مأموریت خود با جوانان داخل و خارج از کشور ارتباط برقرار کند، دیدگاهها و خواستههای آنان را بشنود و این مطالبات را با سازمان ملل متحد، اتحادیه اروپا و دیگر نهادهای بینالمللی در میان بگذارد. آموزش دختران، حقوق زنان و مشارکت جوانان نیز از موضوعات اصلی فعالیت او خواهد بود. این مسئولیت فرصتی است تا مشکلات و نگرانیهای نسلی که زیر فشار بحرانهای سیاسی و اجتماعی زندگی میکند، بیشتر در سطح بینالمللی مطرح شود.
یکی از مهمترین پیامهای این انتخاب آن است که طالبان نمیتوانند خود را نماینده تمام مردم افغانستان بدانند. افغانستان تنها به گروهی که امروز بر آن حاکم است تعلق ندارد. این کشور متعلق به تمام مردم آن، از جمله زنانی است که از حقوق اساسی خود محروم شدهاند و جوانانی که خواهان آیندهی متفاوت هستند. هیچ گروهی نمیتواند با حذف زنان و کنارگذاشتن جوانان، درباره آینده یک کشور تصمیم بگیرد و انتظار داشته باشد که صدای دیگران برای همیشه خاموش بماند. حضور زنان و جوانان افغانستان در نهادهای بینالمللی، فرصتی برای بیان همین واقعیت است.
البته انتخاب یک نماینده زن در سازمان ملل بهتنهایی نمیتواند مشکلات گسترده زنان افغانستان را حل کند. آنچه اهمیت دارد، استفاده از چنین فرصتهایی برای پیگیری خواستههای واقعی مردم است، از بازگشایی مکاتب و دانشگاهها به روی دختران گرفته تا پایاندادن به محدودیتهای کاری و اجتماعی زنان. جامعه جهانی نیز نباید به ابراز نگرانی و انتشار بیانیه بسنده کند، بلکه باید برای حمایت از حق آموزش، آزادی و مشارکت زنان افغانستان اقدامات جدیتر و عملیتری انجام دهد. صدای زنان زمانی اثرگذار خواهد بود که شنیدهشدن آن به پیگیری و اقدام منجر شود.
نکته مهم دیگر این است که زنان افغانستان نباید تنها از زاویه محرومیت و رنج دیده شوند. آنان فقط قربانیان سیاستهای طالبان نیستند، بلکه انسانهایی با استعداد، دانش، توانایی و آرزوهای بزرگاند. دختران افغانستان میخواهند درس بخوانند، کار کنند، در ساختن کشور سهم داشته باشند و مانند زنان دیگر جهان برای آینده خود تصمیم بگیرند. انتخاب زهرا وندا یادآور همین حقیقت است که زنان افغانستان، با وجود تمام موانع، همچنان توانایی حضور و تأثیرگذاری در عرصههای مهم جهانی را دارند.
در واقع، انتخاب زهرا وندا را باید فراتر از یک عنوان و مسئولیت فردی ببینیم. این اتفاق بخش از تلاشهای گسترده زنان افغانستان برای حفظ جایگاه، حقوق و هویت اجتماعی خودشان است. گروه طالبان میتوانند دروازههای مکاتب را ببندند، زنان را از کار محروم کنند و حضور آنان را در جامعه محدود سازند، اما نمیتوانند خواست میلیونها زن و دختر برای زندگی آزادانه و برخورداری از حقوق انسانی را از میان ببرند. زن افغانستانی که امروز از رفتن به دانشگاه محروم شده، همچنان رویای داکتر شددن دارد، دختری که از مکتب بازمانده، هنوز به آینده فکر میکند و زنی که صدایش در داخل کشور محدود شده، میکوشد آن را به گوش جهان برساند. این همان واقعیتی است که طالبان نتوانستهاند تغییر دهند؛ زنان افغانستان، با وجود تمام فشارها، هنوز برای آینده خود و کشورشان ایستادهاند.



