بسیاری ها چنین میپندارند که طالبان و داعش دو جریان سیاسی و ایدئولوژیک جدا گانه اند و خواستهها و مطالبات آنها با هم فرق دارد. در ظاهر امر چنین تصوری در وهلهی نخست درست است. اما حقیقت امر جریان شناسی این دو گروه نشان میدهد که هر دو آبشخور های مشترکِ هم در بحث ایدئولوژیک و هم در گفتمان سیاسی با هم دارند. این دو گروه خشین ترین و پرخاشگرایانه ترین چهره را از اسلام سیاسی در نزدیک نیم قرن گذشته به نمایش گذاشته اند. دین در هر دو جریان به عنوان ابزاری جهت رسیدن به خواستهای سیاسی به خدمت گرفته شده است.
آنچه به عنوان تفاوت در میان دو جریان وجود دارد این است که تالبان اسلام سیاسی دیوبندی را با طعم پشتونوالی ترکیب کرده اند و امارت اسلامی میخواند و داعش اسلام سیاسی وهابی را با ارزشهای قبیلهای عرب ترکیب کرده اند خلافت اسلامی میخواند. این تفاوت ها ظاهر هر دو جریان را متمایز کرده است. اما وقتی به حقانیت این موضوع پیمیبرید که جریان شناسی علمی و دقیق از ماهیت این جریانها داشته باشید. یافتههای من از این رهگذر که به گونهی علمی و جریان شناسانه به گزاره های بهنام طالبان و داعش پرداخته ام بیانگر این است که طالبان و داعش در حداقل ده مورد بسیار مهم با هم دارای اشتراکات بنیادی است:
ده وجه مشترک طالبان و داعش
۱. انحصارگرایی دینی و ادعای برخورداری از قرائت اصیل اسلام،
۲. تکفیرگرایی و طرد مخالفان فکری، مذهبی و سیاسی
۳. نگاه دوگانه «خودی و غیرخودی» و نفی مشروعیت مخالف
۳. تفسیر سختگیرانه و ایدئولوژیک از شریعت
۴. استفاده از جهاد مسلحانه و خشونت بهعنوان ابزار سیاسی ـ دینی
۵.نفی مردمسالاری و کثرتگرایی سیاسی
۶. تلاش برای ایجاد حکومت و نظم اجتماعی بر اساس قرائت خاص خود از شریعت
۷. محدودسازی شدید آزادیهای اجتماعی، فرهنگی و حقوق زنان
۸. استفاده از ارعاب، مجازات و خشونت عریان و دادگاهی صحرایی برای کنترل جامعه و مخالفان
۹. مطلقگرایی دینی و ویژگیهای قابل مقایسه با منطق خوارجی؛ یعنی تبدیل اختلاف سیاسی و مذهبی
به مرزبندی ایمانی و «حق و باطل»
۱۰. تعمیم دادن ارزشهای قبیلهای خود بر تمام جوامع
با توجه به این اشتراکات ده گانه میتوانم بگویم طالبان و داعش دو روی یک سکه اند.




