در جهان امروز، جنگ تنها با تفنگ و نیروی نظامی پیش برده نمیشود؛ اطلاعات، روایت و افکار عمومی نیز به میدان اصلی قدرت تبدیل شدهاند. شبکههای اجتماعی، بهویژه فیسبوک، میتوانند ابزار آگاهی و ارتباط باشند، اما در دست گروههایی که بقای سیاسی خود را در کنترل جامعه و خاموشکردن صداهای مستقل میبینند، به میدان عملیات روانی، جعل هویت و مهندسی نفرت تبدیل میشوند. در افغانستان، عملکرد تبلیغاتی و رسانهای گروه طالبان و شبکههای همسو با این گروه، نگرانیهای جدی درباره بهرهبرداری از حسابهای ناشناس و اسامی مستعار برای تأثیرگذاری بر افکار عمومی و دامنزدن به شکافهای قومی ایجاد کرده است.
یکی از خطرناکترین شیوهها در این عرصه، ساختن هویتهای جعلی و سخنگفتن از زبان دیگران است. حسابی با نام یک تاجیک، هزاره، ازبیک یا پشتون ایجاد میشود، اما مأموریت آن نه بیان دغدغههای واقعی مردم، بلکه تحریک احساسات و تولید نفرت است. چنین حسابهایی با ادبیات تند، توهینآمیز و حسابشده، یک قوم را علیه قوم دیگر قرار میدهند و سپس همان مطالب را بهعنوان نمونهای از «نگاه واقعی» یک جامعه بازنشر میکنند. این یک گفتوگوی طبیعی اجتماعی نه بلکه عملیات نفوذ و جنگ روانی است که هدف آن تخریب اعتماد میان شهروندان است.
برای گروه طالبان و هر ساختار اقتدارگرایی که مشروعیت خود را نه از رضایت عمومی، بلکه از انحصار قدرت میگیرد، جامعه متحد و آگاه یک تهدید محسوب میشود. مردمی که فارغ از تعلقات قومی درباره آزادی، عدالت، حق آموزش، مشارکت سیاسی و کرامت انسانی همصدا شوند، بهسادگی قابل کنترل نیستند. از همینرو، ایجاد اختلاف میان اقوام میتواند به ابزاری برای منحرفکردن افکار عمومی از پرسشهای اساسی تبدیل شود: چه کسی مسئول حذف مردم از ساختار قدرت است؟ چه کسی آزادیهای مدنی را محدود کرده و حق انتخاب سیاسی را از شهروندان گرفته است؟ و چه کسی از پراکندگی و دشمنی جامعه سود میبرد؟
در این میان، ایجاد بدبینی میان تاجیکها اهمیت ویژهای پیدا میکند. تاجیکهای افغانستان، با وجود تنوع دیدگاههای سیاسی، منطقهای و اجتماعی، بخشی اثرگذار از جامعه کشور و حاملان یک میراث گسترده فرهنگی و تاریخیاند. هرگونه تلاش برای تبدیل تفاوت دیدگاهها به دشمنی داخلی، در نهایت توان جمعی جامعه را تضعیف میکند. طالبان و شبکههای تبلیغاتی وابسته یا همسو با آن، در صورتی که از حسابهای جعلی برای تشدید این اختلافات استفاده کنند، در واقع تنها یک هدف را دنبال میکنند: تضعیف امکان شکلگیری یک صدای مستقل و متحد در برابر انحصار قدرت.
باید توجه داشت که عملیات نفوذ در فضای مجازی معمولاً با دروغهای بزرگ آغاز نمیشود؛ بلکه با یک شایعه، یک نقلقول تحریفشده، یک تصویر بدون زمینه و یا یک حساب ظاهراً عادی شروع میشود. سپس شبکهای از حسابهای هماهنگ، آن را تکرار میکنند تا مخاطب تصور کند با یک واقعیت عمومی روبهرو است. این همان سازوکار شناختهشده «تولید مصنوعی اجماع» است؛ جایی که تکرار یک ادعا، جای سند و حقیقت را میگیرد. در چنین شرایطی، هر شهروند میتواند ناخواسته به بخشی از ماشین تبلیغاتی تفرقه تبدیل شود؛ تنها با یک بازنشر عجولانه و یک واکنش احساسی.
اما مسئولیت مردم افغانستان در برابر این پروژه روشن است: نباید اجازه داد دشمنیهای ساختگی جای دردهای واقعی مردم را بگیرد. اختلاف سیاسی طبیعی است، نقد رهبران و جریانها حق شهروندان است و هیچ فرد یا گروهی نباید از نقد مصون باشد؛ اما میان نقد و نفرت، میان رقابت سیاسی و دشمنی قومی، مرزی روشن وجود دارد. هرکس که آگاهانه این مرز را درهم میشکند، خواه با نام واقعی و خواه پشت یک نام مستعار، باید مورد پرسش قرار گیرد.
مردم باید پیش از اعتماد و بازنشر، از خود بپرسند: این حساب متعلق به چه کسی است؟ سابقه آن چیست؟ چرا تمام فعالیتش بر توهین، تحریک و ایجاد دشمنی متمرکز است؟ چه کسی از گسترش این اختلاف سود میبرد؟ این پرسشها سادهاند، اما میتوانند بسیاری از پروژههای جعل و فریب را ناکام کنند.
گروه طالبان نمیتوانند با ساختن دهها و صدها نام جعلی، واقعیت جامعه افغانستان را تغییر دهند. واقعیت این است که افغانستان متعلق به همه شهروندان آن است و هیچ گروهی حق ندارد برای دوام سلطه سیاسی خود، سرمایه اجتماعی مردم را قربانی نفرت و تفرقه کند. کسانی که از پشت صفحههای ناشناس تلاش میکنند تاجیک را در برابر تاجیک و قوم را در برابر قوم قرار دهند، باید بدانند که مردم افغانستان بیش از آنکه به شعارهای تفرقهافکنانه نیاز داشته باشند، به حقیقت، عدالت و همبستگی نیاز دارند.
در شرایط کنونی مبارزه با جعل هویت و جنگ روانی، تنها یک وظیفه رسانهای نیست؛ بخشی از مسئولیت ملی و مدنی همه ماست. باید حسابهای مشکوک و نفرتپراکن را شناسایی کرد، از بازنشر مطالب تأییدنشده پرهیز نمود و اجازه نداد کسانی که از اختلاف مردم تغذیه میکنند، سرنوشت گفتوگوهای اجتماعی را تعیین کنند.
بزرگترین پاسخ به پروژه تفرقهافکنی گروهطالبان و هر شبکهای که در خدمت آن قرار دارد، آگاهی مردم است؛ مردمی که فریب نامهای جعلی را نمیخورند، در دام تحریکهای قومی نمیافتند و اجازه نمیدهند اختلاف نظر، به دشمنی و نفرت تبدیل شود. جامعهای که حقیقت را بررسی کند و در برابر نفرت آگاهانه بایستد، دشوارتر به سلطه تن میدهد و هیچ ماشین تبلیغاتی نمیتواند برای همیشه آن را فریب دهد.




