احمد مسعود؛ صدای نسلی که آینده‌ی متفاوت می‌خواهد

نویسنده: برسام آریایی

در چهار سال‌ونیم گذشته، به‌صورت پیوسته سخنرانی‌ها، مصاحبه‌ها و مواضع احمد مسعود، رهبر جبهه مقاومت ملی افغانستان، را دنبال کرده‌ام. در این مدت، صدها سخنرانی و گفت‌وگوی او را شنیده و درباره بخش قابل توجهی از آن‌ها گزارش یا تحلیل نوشته‌ام. امشب نیز سخنرانی او را در مراسم سالیاد درگذشت مرحوم سیدحسین انوری دنبال کردم و شنیدم؛ سخنرانی‌ای که نه‌تنها از نظر محتوا، بلکه از لحاظ لحن، ساختار، شیوه استدلال و نحوه انتقال پیام، تفاوت آشکاری با بسیاری از سخنرانی‌ها و بیانیه‌های ارائه شده، در این برنامه داشت. در حالی که بخش عمده‌ی از سخنرانان بر مرور گذشته و تجلیل از شخصیت مرحوم انوری تمرکز داشتند، احمد مسعود تلاش کرد گذشته را به آینده پیوند بزند و از دل خاطره، یک چشم‌انداز سیاسی برای افغانستان ترسیم کند. همین ویژگی سبب شد که سخنان او از سطح یک پیام مناسبتی فراتر برود و به متن سیاسی با محوریت آینده افغانستان تبدیل شود.

آنچه بیش از همه در سخنان احمد مسعود به چشم می‌آمد، تلاش او برای تغییر ادبیات رایج سیاست افغانستان بود. در صدای او نشانی از درماندگی یا صرفن اعتراض دیده نمی‌شد، بلکه نوعی اعتماد به یک اندیشه سیاسی منسجم احساس می‌شد. او افغانستان را نه فقط از منظر رقابت‌های قدرت، بلکه از زاویه عدالت، مشروعیت و حق تعیین سرنوشت مردم تحلیل کرد. برخلاف بسیاری از چهره‌های سیاسی که تمام تمرکز خود را بر نقد گروه طالبان می‌گذارند، مسعود کوشید ریشه بحران را عمیق‌تر بررسی کند و مسٱله را در نبود اراده مردم در ساختار قدرت جست‌وجو کند. شاید به همین دلیل بود که گفت: «راه نجات افغانستان از بازگرداندن حق اراده و تصمیم‌گیری به مردم آغاز می‌شود.» در لحن کلام‌شان کاملن مشهود و ملموس بود که این جمله صرفن یک شعار سیاسی نبود، بلکه محور اصلی تمام سخنرانی او را شکل می‌داد؛ محوری که در ادامه، با تأکید بر حکومت انتقالی، قانون اساسی، انتخابات آزاد و مشارکت همگانی، ابعاد عملی‌تری نیز پیدا کرد.

آنچه این سخنرانی را از بسیاری از مواضع پیشین احمد مسعود متمایز می‌کرد، تلاش او برای ارائه یک «بدیل سیاسی» در برابر وضعیت موجود بود. او صرفن به نقد گروه طالبان نپرداخت، بلکه کوشید تصویری از افغانستان مطلوب خود ارائه دهد. تأکید او بر این‌که «افغانستان خانه مشترک همه شهروندان است» و هیچ قوم، مذهب یا جریان سیاسی نباید خود را مالک کشور بداند، در واقع نقدی بر هر نوع انحصار قدرت بود. او از نظامی سخن گفت که در آن عدالت، برابری و مشارکت سیاسی، مبنای مشروعیت باشد و همه شهروندان، بدون توجه به قومیت، زبان یا مذهب، در تعیین سرنوشت کشور نقش داشته باشند. این بخش از سخنان او نشان می‌داد که مسعود تلاش دارد گفتمان مقاومت را از چارچوب صرفن نظامی خارج کرده و آن را به یک جریان سیاسی مبتنی بر حقوق شهروندی و حاکمیت مردم پیوند بزند؛ رویکردی که اگرچه تحقق آن با موانع جدی روبه‌رو است، اما در سطح نظری، افقی متفاوت از وضعیت کنونی افغانستان ترسیم می‌کند.

در بخش دیگری از سخنان‌اش، احمد مسعود به مسٱله‌ی پرداخت که در سال‌های اخیر کمتر از سوی رهبران سیاسی افغانستان با این صراحت مطرح شده است. او گفت: «بدیل طالبان یک فرد نیست، بلکه یک پروسه سیاسی است.» این جمله را می‌توان مهم‌ترین پیام سیاسی سخنرانی او دانست. برخلاف تصور رایجی که تغییر قدرت را در ظهور یک چهره یا یک جریان خلاصه می‌کند، او از یک روند سخن گفت؛ روندی که از تشکیل حکومت انتقالی آغاز می‌شود، با تدوین قانون اساسی و برگزاری لویه‌جرگه ادامه می‌یابد و در نهایت به انتخابات آزاد و شکل‌گیری حکومتی مشروع ختم می‌شود. این نگاه، نشان می‌دهد که احمد مسعود تلاش دارد مشروعیت سیاسی را نه فقط از طریق قدرت نظامی، بلکه از مسیر نهادهای سیاسی و اراده عمومی نیز تعریف کند. همین مسٲله، سخنان او را از یک موضع‌گیری صرفن اعتراضی فراتر برده و به طرحی برای آینده تبدیل می‌کند.

شاید یکی از مهم‌ترین دلایلی که احمد مسعود برای بخش بزرک از نسل جوان افغانستان به چهره‌ی قابل توجه تبدیل شده، همین تلاش او برای پیوند زدن آرمان آزادی با یک برنامه نظامی، فرهنگی و سیاسی است. او در این سخنرانی از نظامی سخن گفت که در آن دختران بتوانند به مکتب بروند، جوانان به آینده امیدوار باشند و هیچ شهروندی به دلیل قومیت، زبان، اندیشه یا باور خود با تبعیض و محرومیت روبه‌رو نشود. این تصویر، صرف‌نظر از میزان امکان تحقق آن، بیانگر نوعی نگاه آینده‌محور به سیاست است؛ نگاهی که به جای توقف در گذشته یا تمرکز صرف بر بحران امروز، می‌کوشد درباره افغانستان فردا سخن بگوید. به‌یقین از همین منظر می‌توانیم احمد مسعود را صدای بخشی از نسلی بدانیم که آینده‌ی متفاوت را آرزو می‌کند؛ نسلی که خواهان کشوری مبتنی بر مشارکت، عدالت، قانون و حق انتخاب مردم است و انتظار دارد سیاست، به جای بازتولید چرخه‌های انحصار، راهی برای ساختن آینده‌ی فراگیرتر پیش روی افغانستان بگشاید.

سخنرانی احمد مسعود در سالیاد مرحوم سیدحسین انوری را می‌توانیم تلاشی برای عبور از ادبیات صرفن تقابلی و حرکت به سوی ارائه یک گفتمان سیاسی منسجم ارزیابی کنیم. او در این سخنرانی کمتر به شعارهای احساسی متوسل شد و بیشتر کوشید با استدلال، مخاطب را به تأمل درباره ریشه‌های بحران افغانستان و مسیر برون‌رفت از آن دعوت کند. تأکید بر حاکمیت مردم، نفی انحصار قدرت، پذیرش تنوع قومی و مذهبی و برگزاری انتخابات، مجموعه‌ی از مفاهیمی بود که در کنار هم، چارچوب فکری سخنان او را شکل می‌داد. بی‌تردید، هر طرح سیاسی در افغانستان با پرسش‌ها و چالش‌های عملی فراوان روبه‌رو است و موفقیت آن به عوامل متعددی بستگی دارد، اما آنچه در این سخنرانی برجسته بود، تلاش برای جایگزین کردن «برنامه» به جای «واکنش» و «چشم‌انداز» به جای «اعتراض» بود. شاید همین ویژگی است که احمد مسعود را در نگاه نسل جوان، به صدای نسلی تبدیل کرده است که آینده‌ی متفاوت، مبتنی بر آزادی، عدالت و مشارکت همگانی را برای افغانستان جست‌وجو می‌کند.

در facebook به اشتراک بگذارید
در twitter به اشتراک بگذارید
در telegram به اشتراک بگذارید
در whatsapp به اشتراک بگذارید
در print به اشتراک بگذارید

لینک کوتاه خبر:

https://paigah-news.com/?p=16024

نظر خود را وارد کنید

آدرس ایمیل شما در دسترس عموم قرار نمیگیرد.

آخرین اخبار