۱۵ آگست ۲۰۲۱ تنها یک تاریخ در تقویم سیاسی افغانستان نیست، روزی است که یک فصل بزرگ از تاریخ معاصر این کشور با سقوط نظام جمهوری و بازگشت گروه طالبان به قدرت ورق خورد. در آن روزها، افغانستان در شوک فرو رفته بود، بسیاری از رهبران سیاسی کشور صحنه را ترک کرده بودند و بخش بزرگی از جامعه با سرخوردگی و ناامیدی، آیندهای مبهم را پیش روی خود میدید.
در چنین شرایطی، احمد مسعود تصمیمی تاریخی و سرنوشتساز گرفت که مسیر دیگری را در برابر افغانستان گشود.
احمد مسعود، بنیانگذار مقاومت دوم و اساس گذار ایستادگی در افغانستان پس از ۱۵ آگست ۲۰۲۱ است. اهمیت این تصمیم تنها در آغاز یک حرکت نظامی خلاصه نمیشود، بلکه در شرایطی که بسیاری تصور میکردند افغانستان برای سالها به فراموشی سپرده خواهد شد، این ایستادگی بار دیگر مسئله افغانستان را در سطح منطقه ای و بینالمللی زنده نگه داشت و به جهان نشان داد که هنوز کسی در این سرزمین ایستاده است.
رهبران زیادی را میتوان در روزهای آرام پیدا کرد، اما رهبران تعیین کننده معمولاً در سخت ترین لحظات تاریخی ظهور میکنند، زمانی که تصمیم گیری هزینه دارد، خطر جدی است و امید در جامعه کم رنگ شده است. تصمیم احمد مسعود در آن مقطع از همین منظر، یک تصمیم تاریخی بود، تصمیمی که تا امروز در مسیر مقاومت و ایستادگی نقش تعیینکننده داشته است.
نقد با تخریب تفاوت دارد
حمایت از احمد مسعود به معنای نادیده گرفتن ضعف ها، اشتباهات و کاستی های او نیست. هیچ رهبری منزه، پاک و بیعیب نیست و احمد مسعود نیز از این قاعده مستثنا نیست.
نقد و اصلاح، برای پویایی، تقویت و تکامل هر جریان سیاسی و اجتماعی ضروری است. جریان مقاومت نیز از این قاعده مستثنا نیست. نقد سازنده میتواند ضعف ها را آشکار کند، اشتباهات را کاهش دهد و زمینه را برای اصلاح و پیشرفت فراهم سازد.
اما میان نقد و تخریب تفاوت اساسی وجود دارد. تخریب، تهمت و نسبت دادن اتهام های ناروا، نه به تقویت مقاومت کمک میکند و نه به نفع مردم افغانستان است. زمانی که هدف از نقد، تضعیف شخصیتی باشد که بخش مهمی از جامعه او را نماد مقاومت میداند، در واقع آسیب زدن به یک فرد به اسم احمد مسعود به تنهایی نیست، این کار میتواند به تضعیف جریان مقاومت و روحیه ایستادگی جمعی هم اثر بسیار بد بگذارد.
از همین رو، تخریب احمد مسعود را نمیتوان جدا از آینده جریان مقاومت دید.
اگر احمد مسعود نباشد، چه کسی؟
یک پرسش اساسی وجود دارد که باید با صراحت مطرح شود. فرض بگیریم احمد مسعود در صحنه نباشد، چه فرد دیگری با وزن سیاسی، اجتماعی و نمادین مشابه او وجود دارد که بتواند رهبری جریان مقاومت را بر عهده بگیرد و برای بخش گستردهای از مردم افغانستان قابل حمایت باشد؟
اگر مقاومت را به وسعت افغانستان و فراتر از یک منطقه، یک قوم یا یک جریان سیاسی محاسبه کنیم، تا فعلاً فردی در قامت رهبری موجود مقاومت دیده نمیشود که بتواند به اندازه احمد مسعود زمینه اجماع عمومی را فراهم کند.
این واقعیت را نمیتوان با علاقه یا بیعلاقگی شخصی تغییر داد. ممکن است افراد مختلفی از احمد مسعود انتقاد داشته باشند یا با برخی تصمیم های او موافق نباشند، اما پرسش مهمتر این است که آیا در شرایط کنونی، جایگزین سیاسی و اجتماعی هم وزنی برای او وجود دارد یا خیر؟
چرا احمد مسعود همچنان اهمیت دارد؟
گروه طالبان و هواداران آن بهصورت گسترده و سازمان یافته علیه جریان های مخالف طالبان و شخصیت های منتقد میتازند و دسیسه میسازند و ساختمان و کاخ و شرکت و شهرک نشان میدهد که میان مردم و رهبران مخالف طالبان فاصله ایجاد کنند، اما در مورد رهبر جبهه مقاومت ملی، متفاوت است از او ساختمان و شهرک و شرکت و تجارت نشان داده نتوانستند ، و بارها ها دیده ایم که مردم در برابر حملات و تخریب ها از او دفاع میکنند، چون در گذشته و کارنامه او لکه سیاه و تاریکی وجود ندارد که این موضوع را میتوان نشانه از وجود یک سرمایه اجتماعی دانست، سرمایهای که بر اساس آن احمد مسعود برای بخش قابل توجهی از جامعه چهره ای قابل قبول، پاک دست و قابل حمایت محسوب میشود.
به همین دلیل، بزرگترین چالش سیاسی و نظامی گروه طالبان، جبهه مقاومت ملی افغانستان است؛ جریانی که با وجود همه محدودیتها، توانسته است ایستادگی و مخالفت خود با حاکمیت طالبان را زنده نگه دارد.
مقاومت تنها در میدان جنگ خلاصه میشود؟
رهبری مقاومت تنها به حضور در میدان و فعالیت نظامی محدود نیست. در شرایط امروز افغانستان، بخش مهمی از مبارزه در عرصه سیاسی، دیپلماتیک و بینالمللی نیز جریان دارد.
احمد مسعود در محیط منطقه ای و بینالمللی، در قامت یک دولت مرد مسئول و سیاستمدار آگاه، تلاش کرده است صدای مظلومیت مردم افغانستان باشد و مسئله افغانستان را در سطح بینالمللی زنده نگه دارد.
در کنار ایستادگی، مقاومت و شجاعت مقاومتگران در داخل افغانستان، حضور سیاسی و دیپلماتیک نیز اهمیت ویژهای دارد. جایگاه مقاومت افغانستان در تعاملات منطقهای و بینالمللی، از همین منظر، اهمیت پیدا میکند.
اما این موفقیتها به معنای پایان مسئولیت نیست.
اعتماد مردم سرمایه ای است که باید حفظ شود
هر اندازه که جایگاه احمد مسعود در رهبری مقاومت مهم است، به همان اندازه مسئولیت او نیز سنگین تر است.
مردم از او انتظار دارند بیش از گذشته تلاش کند، پشتکار بیشتری نشان دهد، حضور مؤثرتری داشته باشد و با جدیت بیشتری به مسائل و خواستههای مردم و هواداران مقاومت رسیدگی کند.
اعتماد مردم، سرمایهای بزرگ اما همیشگی و پایانناپذیر نیست. هیچ رهبری نمیتواند صرفاً بر اعتماد گذشته تکیه کند. اعتماد باید هر روز با عملکرد، مسئولیتپذیری، پاسخگویی و حضور مؤثر دوباره ساخته و تقویت شود.
از احمد مسعود انتظار میرود با مسئولیت پذیری کامل، شب و روز بدنبال پاسخ گویی به مطالبات واقعی و معقول مردم و هواداران میلیونی این جریان باشد، زیرا رهبری مقاومت تنها یک عنوان نیست، بلکه مسئولیتی تاریخی در برابر مردم و آینده افغانستان است.
احمد مسعود میتواند و باید بیش از گذشته برای این مسئولیت تاریخی آماده باشد. نقد ها را بشنود، ضعف ها را اصلاح کند، فاصله ها را کاهش دهد و با حضور مؤثرتر، زمینه را برای گسترده ترشدن مقاومت و جلب اعتماد بیشتر مردم فراهم سازد.
در نهایت، دفاع از احمد مسعود به معنای دفاع از بینقصبودن او نیست، همانگونه که نقد احمد مسعود نباید به معنای تخریب مقاومت باشد.
مسئله اصلی، آینده افغانستان است، که در آن مقاومت برای آزادی، عدالت، مشارکت سیاسی و ساختن یک افغانستان فراگیر، نیازمند رهبری مؤثر، مسئول و پاسخگو است.
در شرایط کنونی، احمد مسعود همچنان مهم ترین و بی بدیلترین گزینه برای رهبری جریان مقاومت است، اما حفظ این جایگاه، بیش از هر چیز، به عملکرد امروز و فردای او بستگی دارد.

احمد سزاوار بیحرمتی نیست!
وقتی بسیاری گریختند و میدان را رها کردند، او ایستاد و ندای مقاومت سرداد. احمد مسعود خود را به امیدی برای میلیونها انسان آزاده



