🔹مقدمه
«فرمت مسکو» یکی از مهمترین ابتکارهای دیپلماسی منطقهای روسیه و چین برای یافتن راهحلی بومی برای بحران افغانستان است؛ روندی که از سال ۲۰۱۷ با هدف تسهیل گفتوگوهای سیاسی، جلوگیری از گسترش ناامنی و تروریسم و ایجاد هماهنگی میان کشورهای منطقه با محوریت بحران افغانستان شکل گرفت. روسیه، چین، ایران، پاکستان، هند و کشورهای آسیای مرکزی، هرکدام با منافع متفاوت، در این روند تلاش کردهاند تصویری مشترک از آینده افغانستان ارائه کنند.
اما هشتمین نشست این فرمت که امروز در مسکو برگزار شد، بیش از آنکه نشانهای از پیشرفت در مدیریت بحران افغانستان باشد، نشانهای از عمیقترشدن اختلافات میان بازیگران منطقهای بود. مهمترین نشانه این وضعیت، ناتوانی نشست در صدور اعلامیه مشترک بود؛ اتفاقی که در نشستهای گذشته کمتر سابقه داشت و نشان میدهد اختلافات موجود دیگر به حاشیه نشست محدود نیست، بلکه به متن اصلی بحران تبدیل شده است.
محور اصلی اختلاف در نشست امروز، رابطه پرتنش طالبان و پاکستان بود. پاکستان طالبان را به حمایت و پناهدادن به تحریک طالبان پاکستان متهم میکند و طالبان نیز اسلامآباد را به مداخله در امور افغانستان و حملات نظامی متهم میسازند. این دو روایت متضاد، اکنون به یکی از مهمترین چالشهای امنیتی منطقه تبدیل شده است.
در واقع، بحران افغانستان در حال تغییر ماهیت است. این بحران دیگر فقط مسئلهای میان طالبان و مخالفان سیاسی و نظامی آنان یا میان کابل و جامعه جهانی نیست؛ بلکه بهطور فزایندهای به میدان برخورد منافع امنیتی کشورهای منطقه تبدیل شده است.
روسیه و چین طی سالهای گذشته تلاش کردهاند از طریق سازوکارهای منطقهای، بهویژه فرمت مسکو، از تشدید این بحران جلوگیری کنند. مسکو میخواهد طالبان را در چارچوب تعاملات منطقهای حفظ کند و چین نیز نگران گسترش ناامنی و فعالیت گروههای تروریستی در افغانستان و پیرامون آن است. از همین رو، هر دو کشور تلاش کردهاند میان طالبان و پاکستان نیز نقش میانجی داشته باشند.
اما نشست امروز نشان داد که این تلاشها دستکم در مقطع کنونی با بنبست جدی روبهرو شده است.
وقتی یک پلتفرم منطقهای که هدف اصلی آن هماهنگی میان کشورهای تأثیرگذار بر افغانستان است، نمیتواند حتی بر سر یک اعلامیه مشترک درباره مهمترین بحران امنیتی منطقه که افغانستان میباشد توافق کند، این پرسش جدی مطرح میشود که ظرفیت واقعی آن برای مدیریت بحران تا چه اندازه باقی مانده است.
مسئله مهمتر این است که اختلاف فقط بر سر راهحل نیست؛ دو طرف حتی در تعریف بحران و تهدیدات امنیتی نیز اختلاف دارند. پاکستان مسئله تروریسم را با سیاست طالبان و حضور گروههای مسلح در افغانستان مرتبط میداند، در حالی که طالبان مسئولیت ناامنی پاکستان را متوجه خود اسلامآباد میدانند. در چنین شرایطی، میانجیگری قدرتهای منطقهای نیز با دشواری جدی روبهرو میشود.
از این رو، ناکامی نشست امروز را نباید فقط یک شکست دیپلماتیک مقطعی دانست. این ناکامی میتواند نشانه فرسایش تدریجی کارکرد «فرمت مسکو» و تلاشهای دیپلماتیک منطقهای میتوان تلقی کرد. با این که این روند در هشت سال گذشته توانست کشورهای دارای منافع متفاوت را با محوریت افغانستان بر سر یک میز جمع کند، اما جمعکردن بازیگران بر سر یک میز با حل بحران تفاوت دارد.
نتیجهگیری ♦️
میتوانم چنین جمع بندی کنم که، هشتمین نشست فرمت مسکو یک پیام روشن داست این که: تلاشهای روسیه و چین و همه ای کشورهای منطقه برای مدیریت بحران امنیتی و ژئوپلیتیک افغانستان و حتی مدیریت اختلاف میان طالبان و پاکستان، دستکم در شرایط کنونی، به بنبست خورده است. و اگر این دو قدرت نتوانند در نشستهای بعدی ابتکار تازهای برای کاهش تنش میان اسلامآباد و طالبان ایجاد کنند، فرمت مسکو بیش از پیش کارکرد خود را از دست خواهد داد.
از این رو پایان بدون اعلامیه مشترک هشتمین نشست را میتوان نه فقط یک ناکامی تاکتیکی، بلکه نشانهای از بحران کارآمدی یکی از مهمترین سازوکارهای منطقهای در قبال افغانستان دانست و چنین نتیجه گرفت که آخرین تلاشهای دیپلماتیک قدرت های منطقهای در امر یافتن راه حل سیاسی برای بحران افغانستان کنونی با بنبست مواجه شده و حل این بحران از توان کشورهای همسایه و منطقه با توجه به تضاد منافع که در ژئوپلیتیک افغانستان دارند خارج به نظر میرسد و پس از این دست بازی گران فرامنطقه در امور افغانستان باز تر خواهد شد و گره کور این بحران به احتمال قوی آمریکا خواهد گشود.




