- شرح کوتاه گفتارهای قهرمان ملی رح (۵)
- شرح کوتاه گفتارهای قهرمان ملی رح (۴)
- شرح کوتاه گفتارهای قهرمان ملی رح (۳)
- عذر بدتر از گناه
- پاکستان؛ از همآغوشی با تروریسم تا جستوجوی همکاری با مخالفان طالبان
- ماموریت خلیلزاد در فروپاشی ایده دولت ملی در افغانستان
- میان عشق همسر و ندای مسعود: روایت ژنرال آصف دلاور!
- دانشگاه، زبان و تعصب
- نظام متمرکز یکی از عوامل بنیادین بحران در افغانستان
- شرح کوتاه گفتارهای قهرمان ملی (رح)
سرویس خبری مستندات

آخرین روز مکتب و زمستان بیپایان؛ روایت یک دختر از چهار سال سلطهی طالبان در افغانستان
چهار سال است که آفتاب بر بامهای این سرزمین دیگر آن گرمای پیشین را ندارد. چهار سال است که نور خورشید هم انگار با ما

طالب گفت: چادری نداری نمیتوانید وارد پنجشیر شوید
پنجشیر را با شورِ بازگشت در سینه آورده بودم کوهها مثل قابِ خاطره، رود مثل ترانهای آشنا. اما راه، از همان آغاز، پر از نشانههایی

پدر سمیه: دخترم پس از تجاوز گروهی طالبان، تحمل نتوانست و سکته کرد
در روزهای اخیر، کابل بوی خفقان میدهد. سایهی سنگین ترس و اختناق، دوباره بر شانههای زنان این شهر آوار شده. گروه طالبان، موج تازهای از

نسترن: قوماندان طالبان در پیشروی پدر و مادرم بر من تجاوز کرد
چند ماه پیش، در گفتوگویی با یکی از دوستانم که باشنده بغلان بود، سخنان تلخی شنیدم که بهراستی در عمق قلبم زخمهای ناگفتنی ایجاد کرد.

خاکستر رویاها؛ سرنوشت مرجان در سایه طالبان
مرجان، دختری هفدهساله با چشمانی که روزگاری برق امید در آنها میدرخشید، حالا در گوشهای از اتاق گلی کوچکش در روستای «سنگتخت» در ولایت دایکندی،

چهرهای تابناک جهاد که در پس ابرها پنهان مانده است…!
جامعه افغانستان در نیمقرن اخیر شخصیتهایی را در دامان خود پرورانده که تاریخ کمتر نظیرشان را به یاد دارد؛ مردانی که میتوان آنان را با

رویاها همیشه زندهاند
روز گذشته با زهرا صحبت کردم. او دختری است از یکی از روستاهای دور افتادهی شهرستان خوست، جایی که زندگی همچون سایهای خاموش در دل

چشمان معصومانه کودکانم که تصویر فقر را نمایش میدهند دردیست که استخوانم را میسوزاند
در قلب شهر کابل، جایی که بادهای سرد زمستانی از میان کوچههای تنگ و تاریک میپیچید، خانهای کوچک و نمناک پناهگاه خانوادهای است که روزگاری

حماسه ماندگار یک زن مقاومتی؛ مادر احمد هفتخوان رستم را گذشت ما را از مرگ گرسنگی نجات داد
مادر احمد در سال ۱۴٠۱ در یک روز تابستانی که آفتاب نورش را در کوه و برزن هندوکش گسترده بود نزد ما در قرار گاه

افغانستان جهنم زنان؛ همهچیز سرد است زندگی، امید، حتی آرزوها
دیروز، درست وسط سرمای زمستان، به خانهی مریم رفتم. کوچهای که به خانهشان میرسید، پر از برف و گل بود. برفهای سنگین که روی دیوارهای
تحلیل و یادداشت
مصاحبه ها
مستندات
آخرین اخبار
شرح کوتاه گفتارهای قهرمان ملی رح (۵)
نویسنده: دکتر هجرت الله جبرئیلی کوتاه گفتار : «دستور ندهید، ارزش و اهمیت مسئله را به درستی بیان کنید تا...
شرح کوتاه گفتارهای قهرمان ملی رح (۴)
نویسنده: دکتر هجرت الله جبرئیلی کوتاه گفتار : «فعالیت اجتماعی با مردم پیوند ناگسستنی دارد، پیروزی در این راستا به...
شرح کوتاه گفتارهای قهرمان ملی رح (۳)
نویسنده: دکتر هجرت الله جبرئیلی کوتاه گفتار : «کمک گرفتن از دیگران عیب نیست. برنامه گرفتن از دیگران عیب است،...
عذر بدتر از گناه
نویسنده: فضل الهادي وزین بستن دروازههای مکاتب و دانشگاهها به روی دختران، ظلمی آشکار بر حق شرعی ،انسانی و شهروندی...
پاکستان؛ از همآغوشی با تروریسم تا جستوجوی همکاری با مخالفان طالبان
نویسنده: دکتر فردوس پاکستان امروز در یکی از حساسترین و شکنندهترین مقاطع تاریخ سیاسی خود قرار گرفته است. از یکسو بحرانهای...
ماموریت خلیلزاد در فروپاشی ایده دولت ملی در افغانستان
خلیلزاد: معمار سیاسی یا مخرب خلاق؟ بهتر است بحث را با این پرسش آغاز کنیم که خلیلزاد کیست و چگونه...