نویسنده: ناصر وطنیار
روز چهارشنبه گذشته ۲۵ شهریور/سنبله، خبر سفر ابراهیم کالین، رئیس سازمان اطلاعات ملی ترکیه (MİT)، و حمد بن خمیس الکبیسی، معاون شورای امنیت ملی قطر، به کابل در صدر اخبار منطقه و افغانستان قرار گرفت. دو مقام امنیتی در سفرهایی جداگانه با شماری از مقامهای ارشد امنیتی، دفاعی و سیاسی طالبان دیدار کردند.
بر بنیاد گزارشها، کالین در کابل با عبدالحق وثیق، رئیس استخبارات طالبان، محمد یعقوب مجاهد، وزیر دفاع، سراجالدین حقانی، وزیر داخله، و عبدالغنی برادر، معاون اقتصادی ریاستالوزرا، دیدار کرد. منابع ترکیهای گفتهاند که همکاریهای امنیتی و اطلاعاتی، مبارزه با تروریسم، قاچاق انسان و مواد مخدر و تحولات منطقهای، از جمله جنگ آمریکا و اسرائیل با ایران، در این مذاکرات مطرح شده است. کالین به قندهار هم رفت؛ هرچند درباره برنامه او در قندهار اطلاعات رسمی محدودی منتشر شده است اما گفته میشود پس از منصرف شدم هیبت الله از دیدار با کالین، ملا شیرین والی و نماینده رهبر طالبان با کالین دیدار و گفتگو کرده است.الکبیسی نیز با مقامهای دفاعی و امنیتی طالبان دیدار کرد. سطح این دیدارها و همزمانی آنها با تشدید بحرانهای منطقهای، این پرسش را مطرح میکند که آیا این سفرها صرفاً در چارچوب روابط دوجانبه انجام شده یا افغانستان بار دیگر در حال تبدیل شدن به بخشی از محاسبات امنیتی منطقه است.نخستین نکته این است که این دو سفر را نباید یک مأموریت مشترک ترکیه و قطر دانست. سفر کالین و الکبیسی جداگانه بود و دیدارهای آنان نیز در چارچوب کانالهای مستقل انجام شد. بااینحال، نزدیکی زمانی این دو سفر و تمرکز هر دو مقام بر مسائل امنیتی، اهمیت آنها را افزایش میدهد.
سفر مقامات امنیتی ترکیه و قطر به افغانستان؛ چرا اکنون؟
اهمیت این سفرها فقط به سطح مقامهای اعزامشده محدود نمیشود؛ زمان آنها نیز مهم است.منطقه درگیر مجموعهای از بحرانهای همزمان است؛ جنگ ایران، آمریکا و اسرائیل، تحولات امنیتی خلیج فارس، بحران یمن و ترتیبات دفاعی جدید میان برخی کشورهای منطقه. در سوی دیگر، روابط افغانستان و پاکستان همچنان متشنج است و مسئله تحریک طالبان پاکستان، امنیت مرزها و اختلال در مسیرهای تجاری، اختلافات دو کشور را تشدید کرده است.
ترکیه و قطر نیز پیشتر در مذاکرات کابل و اسلامآباد نقش میانجی داشتهاند. از این رو، نمیتوان سفر اخیر آنها را صرفاً به عبارتهایی مانند «تحکیم روابط دوجانبه» محدود کرد. ترکیب مقامهایی که کالین با آنها دیدار کرده و سابقه میانجیگری دوحه و آنکارا، نشان میدهد که احتمالاً مجموعهای از موضوعات دوجانبه و منطقهای در این دیدارها مطرح شده است.
گمانهزنی درباره سفر مقامات استخباراتی ترکیه و قطر به کابل
اهداف احتمالی سفر ابراهیم کالین به افغانستان
سناریوی نخست:
میانجیگری میان افغانستان و پاکستانیکی از جدیترین احتمالات، تلاش برای کاهش تنش میان کابل و اسلامآباد است. ترکیه پیشتر نیز در کنار قطر در مذاکرات افغانستان و پاکستان نقش داشته و دستگاه استخباراتی ترکیه با این پرونده بیگانه نیست.وضعیت مرزی، فعالیت تحریک طالبان پاکستان، مشکلات مسیرهای تجاری و اتهامهای متقابل امنیتی، مجموعهای از مسائلی است که میتواند موضوع رایزنیهای کالین باشد. کاهش این تنش برای پاکستان نیز اهمیت دارد؛ زیرا اسلامآباد همزمان با چند بحران امنیتی و اقتصادی درگیر است.
سناریوی دوم:
ارزیابی موضع کابل درباره تحولات ایرانمنابع ترکیهای بهصراحت گفتهاند که تحولات منطقه و جنگ ایران در مذاکرات کالین مطرح شده است. ترکیه از معدود بازیگرانی است که هم با غرب و هم با طیفی از قدرتهای منطقهای کانال ارتباطی دارد. بنابراین، بخشی از مأموریت کالین میتواند ارزیابی موضع کابل و بررسی پیامدهای احتمالی جنگ ایران بر افغانستان باشد.البته میان رایزنی درباره جنگ ایران و تلاش برای تغییر موضع طالبان تفاوت جدی وجود دارد. موضع رسمی کابل در قبال حملات آمریکا و اسرائیل به ایران، حمایت سیاسی از تهران بوده و شواهد موجود برای نسبت دادن مأموریت دیگری به سفر کالین کافی نیست.
سناریوی سوم:
رایزنی درباره ترتیبات امنیتی جدید منطقه با شکلگیری ترتیبات دفاعی جدید میان ترکیه، عربستان و پاکستان، افغانستان نیز از منظر ژئوپلیتیکی اهمیت پیدا میکند. کابل عضو این ترتیبات نیست، اما نزدیکی آن با پاکستان، ایران و کشورهای عربی باعث میشود موضع طالبان نسبت به تحولات امنیتی منطقه برای برخی بازیگران اهمیت داشته باشد.در این چارچوب، سفر کالین میتواند بخشی از تلاش آنکارا برای ارزیابی محیط امنیتی پیرامون پاکستان و افغانستان و جلوگیری از گسترش بحرانهای منطقهای به آسیای مرکزی و جنوبی باشد.
سناریوی چهارم:
ایجاد یک کانال امنیتی پایدار با طالبان ترکیب دیدارهای کالین قابل توجه است. او تنها با رئیس استخبارات طالبان دیدار نکرد؛ بلکه با وزیر دفاع، وزیر داخله و معاون اقتصادی ریاستالوزرا نیز گفتوگو کرد و سپس به قندهار رفت. این الگو میتواند نشاندهنده تلاش ترکیه برای ایجاد یا تقویت ارتباط با چند مرکز مؤثر تصمیمگیری در ساختار طالبان باشد.به بیان دیگر، ممکن است مسئله فقط حل یک بحران مشخص نباشد؛ بلکه آنکارا در پی شناخت دقیقتر ساختار قدرت طالبان و ایجاد یک کانال ارتباطی پایدار برای مدیریت بحرانهای آینده باشد.
اهداف احتمالی سفر معاون شورای امنیت قطر به افغانستان
درباره مأموریت حمد بن خمیس الکبیسی اطلاعات کمتری منتشر شده و به همین دلیل باید با احتیاط بیشتری سخن گفت.
سناریوی نخست؛
انتقال نگرانیهای امنیتی درباره القاعده
حضور و فعالیت گروههای وابسته به القاعده افغانستان همچنان یکی از نگرانیهای امنیتی غرب است. قطر نیز به دلیل نقش گذشته خود در گفتوگوهای طالبان و آمریکا، ظرفیت انتقال پیامهای امنیتی واشنگتن به کابل را دارد. از این منظر، موضوع القاعده میتواند بخشی از دستور کار سفر الکبیسی باشد.
سناریوی دوم؛ موضوع ایران
قطر نیز مانند ترکیه میتواند در زمینه تحولات ایران، هم در مقام پیامرسان و هم در مقام ارزیاب مواضع کابل عمل کند. نزدیکی دوحه به واشنگتن و روابط آن با تهران، این احتمال را قابل بررسی میکند.
سناریوی سوم؛ میانجیگری میان افغانستان و پاکستان
قطر پیشتر همراه با ترکیه میزبان مذاکرات کابل و اسلامآباد بوده است. تشدید حملات تحریک طالبان پاکستان و گروههای بلوچ و پیامدهای امنیتی آن برای پاکستان، میتواند انگیزهای برای فعال شدن دوباره کانال میانجیگری دوحه ایجاد کرده باشد.
چرا افغانستان دوباره اهمیت پیدا کرده است؟
وجه مشترک همه این احتمالات یک نکته است: افغانستان برخلاف تصویری که گاه از آن بهعنوان کشوری منزوی ارائه میشود، همچنان در محاسبات امنیتی منطقه حضور دارد.طالبان در جنگ ایران وارد ائتلاف نظامی نشده، در ترتیبات امنیتی خلیج فارس عضویت ندارد و همزمان تلاش کرده روابط خود را با ایران، پاکستان، کشورهای عربی و ترکیه مدیریت کند. همین موقعیت، افغانستان را به متغیری تبدیل کرده که نمیتوان آن را در محاسبات امنیتی منطقه نادیده گرفت.از این منظر، سفر مقامات امنیتی ترکیه و قطر را نباید صرفاً به روابط دوجانبه تقلیل داد. افغانستان ممکن است در بسیاری از بحرانهای منطقهای تصمیمگیر اصلی نباشد، اما موقعیت جغرافیایی، روابط آن با ایران و پاکستان و حضور گروههای مسلح، باعث شده است که ثبات یا بیثباتی آن همچنان پیامدهای فرامنطقهای داشته باشد.
جمعبندی
هنوز روشن نیست که کدامیک از این سناریوها هدف اصلی سفر کالین و الکبیسی بوده است. بخش مهمی از مذاکرات امنیتی نیز طبیعتاً علنی نمیشود. بااینحال، سطح مقامهای اعزامشده، ترکیب دیدارها، سفر کالین به قندهار و همزمانی این تحولات با جنگ ایران و تشدید تنش کابل و اسلامآباد، نشان میدهد که این سفرها را نمیتوان صرفاً دیدارهایی تشریفاتی دانست.اهمیت این سفرها شاید بیش از نتایج فوری و اعلامشده آنها، در این واقعیت باشد که افغانستان بار دیگر به موضوع رایزنی مستقیم دستگاههای اطلاعاتی و امنیتی قدرتهای منطقهای تبدیل شده است؛ نه لزوماً بهعنوان یک متحد، بلکه بهعنوان متغیری مهم در معادلات امنیتی پیرامون خود.کابل ممکن است در بسیاری از این معادلات تصمیمگیر اصلی نباشد، اما سفر همزمان دو مقام ارشد امنیتی ترکیه و قطر نشان میدهد که دیگر نمیتوان افغانستان را از محاسبات امنیتی منطقه حذف کرد.




