نظام سیاسی غیرمتمرکز در دولت یکپارچه/ بخش دوم

چارچوب‌های قانون اساسی برای منطقه خاورمیانه بزرگ و شمال آفریقا
ترجمه: دکتر هجرت الله جبرئیلی
پاره [۲]
خلاصه اجرایی
واژه «غیرمتمرکزسازی» به انتقال مسئولیت‌ها و اختیارات از دولت مرکزی به دولت‌های استانی یا منطقه‌ای، یا هر دو اشاره دارد. این فرآیند ارزش‌های دموکراتیک را تعمیق می‌بخشد و کیفیت زندگی در جوامع محلی غیرفعال یا مورد غفلت را بهبود می‌بخشد، و از این رو موضوعی مهم است که باید در جریان فرایندهای گذار به دموکراسی مد نظر قرار گیرد. این گزارش اهمیت غیرمتمرکزسازی را در این فرایندها و بازسازی قانونی در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا بررسی می‌کند.
این گزارش همچنین به بررسی سودمندی هایی می‌پردازد که غیرمتمرکزسازی برای منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا – هم‌زمان با پیشبرد فرایند بازسازی دموکراتیک – به همراه دارد،  این گزارش روشن می‌کند که بازسازی دموکراتیک فرصتی مناسب برای پایه‌گذاری نظام حکمرانی محلی غیرمتمرکز فراهم می‌آورد. هدف گزارش این است که گزینه‌های طراحی قانونی که ارائه و تحلیل می‌کند، به‌عنوان مرجعی برای کشورها در مسیر گذار به غیرمتمرکزسازی سیاسی مورد استفاده قرار گیرد.
این گزارش حول محور غیرمتمرکزسازی در دولت/کشورهای یکپارچه/واحد/ساده است. در حالی که کشورهای فدرال معمولاً اختیارات سیاسی را به دولت‌های منطقه‌ای (به معنی استان‌ها یا ایالات) واگذار می‌کنند، کشورهای یکپارچه لزوماً دارای واحدهای سیاسی منطقه‌ای نیستند. از این رو، سطح دولت محلی (شهرداری‌ها یا نواحی) مناسب‌تر است تا مورد توجه قرار گیرد. بنابراین، این گزارش بر غیرمتمرکزسازی اختیارات سیاسی از طریق انتقال آن به دولت‌های محلی در کشورهای یکپارچه یا کشورهایی که در مسیر گذار به غیرمتمرکزسازی هستند، تمرکز دارد.
این گزارش شماری از مطالعات و نمونه‌های عینی و قابل مشاهده را ارائه می‌دهد و آن‌ها را از منظر سودمندی‌شان برای منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا تحلیل می‌کند. همچنین، تحلیلی از اصلاحات قانونی فرجامین در منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا را در پرتو مطالعات عینی و بهترین شیوه‌های جهانی نوظهور در زمینه غیرمتمرکزسازی. ارائه می‌کند.
نظام‌های [سیاسی اداری] فدرالی در مقابل نظام‌های [سیاسی اداری] غیرمتمرکز یکپارچه،
انتقال مسئولیت‌ها و اختیارات از دولت مرکزی به دولت‌های محلی در هر دو نوع کشور، فدرالی و یکپارچه، رخ می‌دهد، اما مهم است که غیرمتمرکزسازی و فدرالیسم از هم تمییز داده شوند. فدرالیسم یکی از شکل‌های غیرمتمرکزسازی است، اما نظام فدرالی با نظام غیرمتمرکز یکپارچه از دو جنبه اساسی تفاوت دارد:
۱. جنبه ساختاری: نظام فدرالی مسئولیت و قدرت را غیرمتمرکز می‌کند و آن را به دولت‌هایی واگذار می‌کند که دارای ساختار کامل در سطح استان یا ایالت هستند. در این نظام، خود استان‌ها در مؤسسات و نهادهای حکومت مرکزی نمایندگی دارند، به گونه ای نمونه در مجلس علیای قوه مقننه.
بنابراین، کشورهای فدرالی به گونه ای معمول دارای ویژگی‌های زیر هستند:
– حداقل دو سطح از حکومت که صلاحیت‌های آن‌ها در قانون اساسی مشخص شده باشد،
– نمایندگی دولت‌های منطقه‌ای در قوه مقننه ملی.
در مقابل، در نظام‌های یکپارچه، سطوح پایین‌تر حکومت به گونه ای الزامی در قانون اساسی تعیین نشده‌اند و همچنین نمایندگی در قوه مقننه ملی ندارند. افزون بر این، زون/ منطقه ها در نظام‌های فدرالی به گونه ای معمول کم‌تر، بزرگ‌تر، مستقل‌تر و دارای اختیارات گسترده‌تر و تضمین‌شده‌تری نسبت به دولت‌های محلی در نظام‌های یکپارچه هستند.
نکته دوم  به گونه اغلبی تفاوت میان اهداف فدرالیسم و اهداف غیرمتمرکزسازی در یک کشور یکپارچه وجود دارد.
هدف نظام فدرالی ممکن است کاهش تنش‌ها میان گروه‌های خاص در یک جامعه متنوع باشد، به‌ویژه وقتی این گروه‌ها در مناطق جغرافیایی متمایز ساکن هستند و ممکن است تا حدی خواستار استقلال منطقه‌ای باشند. اعطای سطح بالایی از استقلال سیاسی و اختیارات در مسائل سیاست‌گذاری به استان‌ها یا مناطق و همچنین نمایندگی منافع مناطق در برخی نهادهای حکومت مرکزی، این امکان را می‌دهد که ملت تحت یک پرچم واحد گرد هم بیاید، حتی اگر اختلافات قابل توجهی در هویت، فرهنگ، زبان و گزینه‌های سیاسی بین مناطق مختلف کشور وجود داشته باشد.
در مقابل، غیرمتمرکزسازی در کشورهای یکپارچه معمولاً کم‌تر بر پاسخگویی به درخواست‌های استقلال منطقه‌ای تمرکز دارد و بیشتر بر افزایش کارایی ارائه خدمات در سطح محلی یا شهری تأکید می‌کند.
در facebook به اشتراک بگذارید
در twitter به اشتراک بگذارید
در telegram به اشتراک بگذارید
در whatsapp به اشتراک بگذارید
در print به اشتراک بگذارید

لینک کوتاه خبر:

https://paigah-news.com/?p=15919

نظر خود را وارد کنید

آدرس ایمیل شما در دسترس عموم قرار نمیگیرد.

آخرین اخبار