نویسنده: شعیب آموزگار
به قول معروف: «الناس على دین ملوکهم»؛ مردم پیرو دین حاکمانشاناند.
یکی از کاربران فرهیخته و دلسوز در فیسبوک، نقدی درباره سخنان زنستیزانه خطیب مسجد جامع حاجی عبدالرحمن نوشته بودکه محتوای نوشته شان بر اهمیت حکمت، مصلحت و پرهیز از گفتارهای تحریکآمیز و تفرقهبرانگیز تأکید داشت و در حقیقت، آن ملای قبیلهگرا را به نقد کشیده بودند.
اما وقتی به بخش نظرات مراجعه کردم، دیدم جمع زیادی از کاربران با لحنهای مختلف از آن خطیب حمایت کردهاند. بسیاری از آنان با استناد به روایات دینی، تلاش داشتند تا سخنان او را توجیه و تأیید کنند.
این واکنشها از نظر روانی یک نکته مهم را آشکار میسازد:
مردم افغانستان آرامآرام به دام افراطگرایی دینی میافتند و هر آنچه از منبرها میشنوند، بیچون و چرا میپذیرند. اما باید اندیشید که پایان این زنستیزی و دشمنی با زنان، آنهم به نام دین، چه خواهد بود؟
پاسخ را میتوان در شبکهی اجتماعی مانند مانند تیکتاک دید؛ جایی که بسیاری از زنان و دخترانی که از جغرافیای افغانستان بیرون رفتهاند، نهتنها حجاب را کنار گذاشتهاند، بلکه گاه با الفاظ تند به ارزشهای اسلامی میتازند. اگر این روند ادامه پیدا کند، بدون شک موج بیزاری از دین در میان زنان به اوج خواهد رسید و نسل بعدی، یعنی فرزندان آنها، نیز از همین مسیر پیروی خواهند کرد.
اما متأسفانه صاحبان قدرت تنها به حفظ موقعیت امروز خود میاندیشند، نه به فردای این سرزمین و نه به مصالح واقعی مردم افغانستان.
در چنین وضعیتی، گاه انسان به این نتیجه میرسد، کسانی که گروه طالب را بهوجود آوردند، بسیار دقیق برنامهریزی کردهاند؛ آنها خوب میدانستند چگونه مردم را از دین بیزار کنند و چگونه اختلافات قومی را به نقطه بیبازگشت برسانند.
در این میان، دعوت واقعی به وحدت، همدلی و دفاع از ارزشهای معنوی روز به روز کمرنگتر میشود و افراطگرایی در حال رشد و فربه شدن است.


