«بخش اول»
گروه بدنام طالبان اخیراً جزوهای تحقیرآمیز تحت عنوان “قانون امر به معروف و نهی از منکر” منتشر کردهاند که درآن هر چیزی وجود دارد غیر از معروف. این قانون با اتکا به فرمانی از سوی شخصی نامرئی و مجهول ملقب به “امیرالمؤمنین” و با استناد به چند متن عربی که به تعبیر طالبان از لایههای کتب کهن فقهی استنباط شده، تفکر دگماندیشانه و بدوی این گروه را به عنوان اصل دین معرفی کرده و شریعت غرای محمدی (صلیالله علیهوسلم) را به همین تفاسیر و تعابیر بدوی خود محدود نموده است.
اینکه این گروه متحجر و ظالم باور کردهاند تا برای اجرای اعمال ناشیانه خود باید قانون تدوین کنند و قانون را یک ضرورت پنداشتهاند، شاید در ظاهر ممدوح به نظر برسد. اما مبدل کردن ظلم، توهین، تحقیر، تشهیر و اعمال سرکوبگرایانه به امری قانونی و اسلامی، جفایی نابخشودنی است که زشتی آن در لایههای تاریخ باقی خواهد ماند و شرم آن را قرنها این گروه جاهل بردوش خواهند کشید.
به طور مثال، زمانیکه از رییس اداره امر بالمعروف دوره قبلی این گروه که در جمهوریت مدتی زندانی بود و اخیرا پیش از فروپاشی خود را مستحق رهبری تنظیم حرکت انقلاب اسلامی نیز میدانست، از اعمال زشت، ستمگرایانه و وقیح این گروه تحت رهبری آن اداره در دور قبلی شان پرسیده میشد، احساس شرمندهگی میکرد و خود را مأمور و مجبور در آن زمان میدانست. در مقام قبلی خود با تلویزیون و تمامی ابزارهای تصویری دشمن بود و تلویزیونهای زیادی را شکسته بود. اما با تغییر زمان، هم تلویزیون تماشا میکرد و هم در برنامههای تلویزیونی به مصاحبه حاضر میشد. در مجموع، آنچه در زمان سلطه قبلی این گروه ظالم و جاهل منکر شمرده میشد، مانند حضور و تماشای تلویزیون، امروز به ابزاری معروف تبدیل شده که بیشترین استفاده تبلیغاتی را از آن میبرند. برای این گروه مفهوم امر بالمعروف و نهی عن المنکر چیزی نیست جز ابزاری جهت مشروعیتبخشی به توهین، تحقیر و دریدن حریم خصوصی مردم.
در این نوشته به تناقضات، ضعفها و تبعیضهای نهادینه شده باتعصبات قومی و مذهبی در مرقومه طالبان پرداخته میشود.
سرکوب و تحقیر زیرنام امر به معروف و نهی از منکر؛ لکه ننگی بر تاریخ طالبان
اعمال شرمسارکننده طالبان، لکه ننگی است که بر جبین این گروه و حامیان آنها باقی خواهد ماند. از آنچه ما از مفهوم امر به معروف (اعمال و اقوال پسندیده) و نهی از منکر (اقوال و افعال ناپسند) درشرایع دینی دریافتهایم، شنیعترینهای آنها را گروه طالب خود مرتکب میشوند.
بعد از شرک به خدا (نعوذ بالله من ذالک)، بدترین و بزرگترین گناه ظلم بر مردم است. قرآن کریم حتا شرک را به عنوان ظلم بزرگ توصیفمیکند. اما طالبان، این گروه سفاک، انواع و اقسام ظلم را بهطور مداوم مرتکب میشوند: از بازداشت و شکنجههای بیرحمانه تا اعترافگیری با زور، قتلهای بیمحاکمه، غصب اموال، تصرف خانهها و داراییها، تجاوز به عفت و عزت مردم، زنا، لواط، رشوهخواری، دزدی و هر نوع تعدی و ظلم. آیا تاکنون از خود پرسیدهاند که منکر چیست؟
معروف، چیزی است که جامعه انسانی با اجرای آن به آرامش و عزت دست مییابد. پیامبر اسلام (صلیالله علیهوسلم) فرمود که او فرستاده شد تا مکارم اخلاق را تکمیل کند، و خداوند او را به اخلاق بزرگ توصیف کرده است. از مهمترین ارزشهای اخلاقی که پیامبر آن را اعاده کرد، جایگاه شایسته زنان بود که سیره پیامبر بهروشنی بر آن گواهی میدهد. اما این گروه زنستیز و متجاوز، افتخار خود را در به حاشیه راندن زنان میبیند و اعمال ننگین خود را به شریعت پیوند میدهند. آنها به دین خدا تهمت میزنند، که این خود گناه بزرگی است.
طالبان تمام مقاصد شریعت که به اتفاق اکثر علما و مجتهدین، حفظ مال، جان، آبرو، عقل و دین است، را پایمال کردهاند. هیچکدام از این مقاصد پنجگانه در نظام طالبانی مصئون نیست. روزانه آبرو و عزت صدها مسلمان را زیر نام امر به معروف و نهی از منکر به خاک میریزند. خداوند از انسانهایی که به حقوق دیگران دستدرازی میکنند، بیزار است.
قرآن کریم از انسانهای لجوجی یاد میکند که اعمال زشت انجام میدهند اما گمان میکنند که کار خیر کردهاند. پناه میبریم به خداوند از اعمال زشت نفسانی که طالبان آن را دین نامیده و به دیگران تحمیل میکنند. با نشر این مرقومه، حریم خصوصی و حقوق عمومی دیگر معنایی ندارد. طالبان در تلاشاند تا بر اراده هر انسانی که در قلمرو سلطه جابرانه آنها زندگی میکند، حکمفرما باشند و هیچکس حق آزادی عمل و آزادی رأی نداشته باشد. حتی آنچه که بر مبنای فطرت انسانی بهعنوان سرگرمی مشروع در اوقات فراغت محسوب میشود، توسط این قانون غیرانسانی ممنوع و برای آن مجازاتی تعیین شده است.


