عبدالله (نام مستعار) نیروی طالب در یکی از بخشهای امنیتی رژیم طالبان در کابل است که پس از برگشت طالبان به این گروه پیوسته میگوید که حملات چریکی و هدفمند در پاسگاههای مختلف شهر افزایش یافته و این حملات ترس را در میان طالبان برانگیخته است زیرا جلوگیری از حمله چریکی برخلاف حملات جبههای کار سخت و دشوار است. او می.گوید هشداریههای پیهم از سوی لوی درستیز به بخشهای نظامی مواصلت میکند و فرماندهان شان به آنها گفتند که مواظب حرکات و رفت و آمدهای خود باشند. او گفت به عنوان یک جوان ناگزیریهای اقتصادی وبیکاری باعث شد که وارد نظام طالبان شوم، نظام ساخته خلیلزاد است و خلیلزاد عمر نظام طالبان را می داند و طالبان یک نظام ریشخندی ملاها است که در آن هیچ چیز سر جایش نیست و قربانی و فداکاری به چنین نظام که رضایت و حمایت مردمی و ثبات ندارد کار عبث و بی هوده است. عبدالله در ادامه میگوید او و شماری از دوستانش تصمیم گرفتند در صورتی که این حملات تشدید یابد برای حفظ جان شان احتیاط لازم نمایند از وسایط، رنجر و لباس نظامی استفاده نکنند و در نهایت برای حفظ جان برای کار و غریبی به ایران میروند.

به یاد پدر شهیدم؛ آغا جان، کوه استوار خانهی ما
چهار سال گذشت، اما هنوز باورم نمیشود که دیگر در این دنیا نیستی. امروز، بیستوهفتم میزان، چهار سال از روزی میگذرد که آسمان خانوادهی ما


