اشتراک احمد مسعود(رهبر جبهه مقاومت ملی افغانستان) در مراسم وداع با پیکر آیت الله سید علی خامنه ای «رهبر شهید ایران» و تسلیت به دولت و ملت ایران و آن هم در تشریفات یکسان با سایر مقامات جهان و طا/لبان، نشان می دهد که تارنمای سیاست در افغانستان کماکان حالت موازی و تکثر سیاسی را به نمایش می گذارد. قطع نظر از واکاوی مسایل پیرامونی بایستی توجه داشت که منش سیاسی و بازتاب های رسانه ای این حضور و آنهم در یک تشریفات خاص، گمانه زنی های متعددی را در میان کارشناسان به همراه دارد؛ اما در این نوشته سه سناریوی مهم قابل تأمل و درنگ است که توجه شما را به آن جلب می کنم:
A- حضور احمد مسعود و استاد محقق در این مراسم به رسم همسایگی، غم شریکی و پیروی از سنت های کهن اسلامی و تمدنی اتفاق افتاده است. حامل هیچ پیام سیاسی دیگری نیست.
B- احمد مسعود یک چهره شناخته شده در سیاست افغانستان است. حضور ایشان، همسان سایر مقامات عالی رتبه و شخصیت های سیاسی کشورها یک اتفاق نمادین و دیپلماتیک است. جایی بحث و بسط ندارد.
C- اشتراک احمد مسعود (رهبر جبهه مقاومت ملی افغانستان) در این مراسم حامل پیام های مهم سیاسی و راهبردی است.
پیش از ورود به سناریوی سوم، لازم می دانم نگاه کوتاهی به سیاست ایران در قبال افغانستان داشته باشیم. سیاست ایران در قبال افغانستان بهگونهای رقم خورده است که این کشور در کنار مشترکات تاریخی، فرهنگی، زبانی و مذهبی که با مردم افغانستان دارد؛ از موجودیت پیروان مذهب شیعه امامیه و همچنین فارسیزبانهای این حوزه در کارزارهای سیاسی و شریکشدن در قدرت حمایت میکند. جمهوری اسلامی درعینحال که از نظر فکری و جهانبینی اسلامی با گروه قاهره و تندرو طا/لبان پیوندی ندارد؛ ولی همواره سعی کرده است برای حفظ امنیت ملی و توسعه اقتصادی خود روابط کنترل شدهای را با این گروه برقرار نماید و از فرصتهای اقتصادی فراهم شده در این کشور بهره لازم ببرد.
سیر تحولات امنیتی سیاسی کشور نشان می دهد که فرازهای حضور ایران در افغانستان ناشی از عمق راهبردی این کشور در قبال تحولات همسایه شرقی و همزبان است. جمهوری اسلامی ایران همچنان که در مقاومت اول نیروهای ائتلاف شمال، را در مدار منافع ایران و پهنۀ زبان فارسی می دید، در مقاومت دوم نیز پذیرای بسیاری از مقامات جبهه مقاومت و مهاجرین مخالف طا/لبان در این کشور بوده است. مشترکات تاریخی، فرهنگی و تمدنی، مرز مشترک ۶۰۰ کیلومتری، موجودیت پیروان مذهب شیعه امامیه و فارسی زبانان در أفغانستان، رقابت های منطقه ای و بین المللی ایران در معادلات جهانی؛ از جمله موارد بارزی است که ایران را در کش و قوس های سیاست افغانستان بیش از پیش درگیر ساخته و این کشور نمی تواند در قبال آن خاموشی، بی مبالاتی و سیاست انزوا اختیار کند.
تقدیر از حضور احمد مسعود در مراسم وداع با پیکر رهبر«شهید» ایران، نشان می دهد که دیپلماسی مسعود علی رغم برخی چالش های داخلی، توانسته است مشروعیت مقاومت را در زبان دپلماتیک نزدیک ترین همسایه اش جاری کند و خود به عنوان یک چهره شاخص در آن مورد تکریم قرارگیرد. در این شکی نیست که عرصه سیاست، عرصه تعامل، تقابل و رقابت است؛ اما کنشگری میتواند از لبۀ تیز شمشیر سیاست آب بنوشد که به قول مرشایمر: «بر خلاف آب شنا کند». بقا و پایداری از آن جریانها و رهبرانی است که در میانه ی بحران های متلاطم، موج ایجادکنند و فاعلانه گام بردارند، نه اینکه منفعلانه تقدیر بپذیرند. از این رو، پیام مهم سیاسی و راهبردی این اشراک و حضور همزمان با مقامات طا/لبان آنست که ایران معتقد به قوس رنگین کمان سیاسی در افغانستان است. تهران همچنان که در تعامل با طا/لبان منافع ملی و ملاحظات امنیتی ایران را دنبال می کند؛ این پیام را نیز می رساند که سیاست انحصار و سرکوب جوابگوی واقعیت های عینی افغانستان نیست و ایران نمی تواند در قبال آن بی تفاوت باشد.
از این رو، دعوت همزمان هیئت طا/لبان به ریاست ملا عبدالغنی برادر و امیرخان متقی، وزیر خارجه طا/لبان، در کنار احمد مسعود، رهبر جبهه مقاومت ملی افغانستان، و استاد محقق، عضو مجمع ملی برای نجات افغانستان، صرفاً یک اقدام تشریفاتی و تصادفی نیست، بلکه ناشی از یک راهبرد سیاسی سنجیده شده است که پیامهای مهمی را درباره آینده افغانستان و تحولات منطقه دارد.
تنش های جدید میان طا/لبان و پاکستان، کشیدگی های جدی داخلی طالبان، گفتگوی های فشرده اتحادیه اروپا با احمد مسعود در خصوص مشکلات مهاجرین و اشتراک معنادار ایشان در مراسم وداع با رهبر شهید ایران، برخلاف انتظار طا/لبان، نشان می دهد که أفغانستان به سوی قطب بندی شدن قدرت در حرکت است و جبهه مقاومت ملی رغم فراز و نشیب سیاسی داخلی و چالش های امنیتی که با آن مواجه است می تواند جهش تازه ای به بلندای قدرت داشته باشد اما این امر نیازمند انسجام وحدت و همگرایی فکری در قالب یک ایدئولوژی مشروعیت بخش سیاسی است.




