هشتم ثور بهعنوان یکی از نقاط عطف تاریخ معاصر افغانستان، همواره محل بحث و تفسیرهای گوناگون سیاسی و فرهنگی بوده است. این روز نهتنها نمادی از پایان یک دوره پرتنش و آغاز مرحلهی تازه در حیات سیاسی کشور بهشمار میرود، بلکه بازتابدهنده مشارکت گسترده مردم افغانستان در روندهای سرنوشتساز ملی نیز است. در گفتوگوی پیشرو، تلاش شده است تا با نگاهی تحلیلی، ابعاد مختلف این رویداد، از زمینههای شکلگیری آن گرفته تا نقش مبارزات فرهنگی و سهم بازیگران اصلی، مورد بررسی قرار گیرد. همچنین، پیوند این رویداد با تحولات و مقاومتهای بعدی، بهویژه در شرایط کنونی، مورد توجه قرار گرفته است تا تصویری روشنتر از تداوم و تغییر در روندهای تاریخی افغانستان ارائه شود.
در همین راستا، یحیی فیضی، خبرنگار خبرگزاری پایگاه با دکتر شمسالحق آریانفر، نویسنده و پژوهشگر، به گفتوگو نشسته است تا دیدگاههای وی را درباره ابعاد مختلف این رویداد، چگونگی شکلگیری آن و پیامدهای سیاسی و اجتماعیاش جویا شود..
پایگاه: جناب دکتر، تعریف شما بعنوان یک چهره سیاسی و فرهنگی، از هشتم ثور چیست؟
آریانفر: تشکر از شما، در پیوند به هشتم ثور، باید عرض کنم که این روز، در واقع یکی از بزرگترین رویدادهای تاریخ افغانستان است. گرچه ما روزهای مهم دیگری مانند ۲۸ اسد نیز داریم، اما در هیچ مقطع تاریخی، تمام ملت افغانستان به گونهای یکپارچه در یک رویداد شریک نبودهاند، چنانکه در ۸ ثور بودند.
در این روز، تمام اقوام و مردم از سراسر افغانستان در حرکت نجات کشور از تجاوز اتحاد شوروی سهم گرفتند. بنابراین، این افتخار متعلق به تمام مردم افغانستان و هر وجب از خاک این سرزمین است و بهدرستی میتواند بهعنوان روز نجات و استقلال ملی شناخته شود.
پایگاه: آقای دکتر، ۸ ثور چگونه رخ داد و مبارزات فرهنگی در وقوع این رویداد چه اندازه تاثیر داشت؟
آریانفر: در اواخر تحولات منتهی به ۸ ثور، وضعیت کشور بسیار پیچیده بود. در آغاز ورود شوروی، خشونت گستردهی اعمال شد و حزب دموکراتیک خلق نیز به سرکوب شدید مردم پرداخت. بهعنوان نمونه، در فاصله سالهای ۱۳۵۷ تا ۱۳۵۸، حدود ۱۲ هزار زندانی که از میان مردم بازداشت شده بودند، به قتل رسیدند.
با گذشت چند سال، روشها تغییر کرد و بهجای تکیه صرف بر جنگ نظامی، فعالیتهای استخباراتی و ایجاد اختلاف میان مجاهدین در دستور کار قرار گرفت. در نتیجه، در بسیاری از مناطق، درگیریهای داخلی میان مجاهدین افزایش یافت.
با این حال، فعالیتهای فرهنگی نیز در کنار جهاد ادامه داشت. بهویژه در جبهه پنجشیر، نشرات، رادیو، جریدهها و حتی برنامههای هنری برای آگاهیدهی مردم و انتقال پیام جهاد نقش مهمی ایفا کردند. همچنین، همکاری با خبرنگاران خارجی باعث شد که واقعیتهای افغانستان به جهان معرفی شود.
پایگاه: از حضور جبهات گفتید، ممکن است روشنتر بیان کنید که این افتخار تعلق بیشتر به چه کسانی میگیرد؟
آریانفر: اگر بخواهیم بهصورت مشخص سخن بگوییم، بدون تردید نقش احمد شاه مسعود در سقوط دولت کمونیستی بسیار تعیینکننده بود.
او با یک استراتژی دقیق نظامی و سیاسی، توانست در درون ساختار حکومت وقت شکاف ایجاد کند و زمینه فروپاشی آن را فراهم سازد. در آن زمان، دولت نجیبالله دارای ارتش قدرتمندی با هزاران تانک و تجهیزات سنگین بود، اما این ساختار از درون متلاشی شد.
بنابراین، از نگاه عملی، سهم عمده در سقوط رژیم کمونیستی به نیروهای جمعیت اسلامی و رهبری احمد شاه مسعود برمیگردد.
پایگاه: جناب دکتر، شما در هنگام وقوع ۸ ثور کجا بودید، چه مسؤلیت داشتید و یک خاطره ماندگار تان را از آن دوران اگر تعریف کنید؟
در آن زمان، من در کابل مصروف کار در رادیو و تلویزیون بودم، اما با جبهات نیز ارتباط داشتم. یکی از خاطرات مهم من، گفتگو با برخی مقامهای دولتی وقت بود که نشانههایی از آمادگی برای تغییر و سقوط نظام را نشان میداد. این ارتباطات و تحولات، در نهایت به فروپاشی حکومت انجامید.
پایگاه: بعنوان آخرین پرسش، بین ۸ثور که ۳۴ سال قبل از امروز رخ داده و جبهه مقاومت فعلی که در برابر گروه طالبان شکل گرفته چیست؟
آریانفر: در ۸ ثور، تمام ملت افغانستان بهصورت گسترده در یک حرکت ملی شریک بودند. اما در مقاومتهای بعدی، بهویژه پس از تحولات اخیر، شرایط متفاوت شد و بسیاری از رهبران صحنه را ترک کردند.
با این حال، مقاومت در پنجشیر و برخی مناطق دیگر ادامه یافت. امروز نیز، با حضور چهرههایی مانند احمد مسعود، فصل تازهای در تاریخ افغانستان شکل گرفته است.
این مقاومت، در شرایطی آغاز شد که تقریباً هیچ امیدی به ایستادگی وجود نداشت، اما اراده مردم باعث شد که این حرکت ادامه یابد. همچنین، حضور و اعتراضات زنان نیز بهعنوان یک عامل مهم، معادلات پیشبینیشده را تغییر داد.




