بازگشت ریگستانی به هندوکش؛ آیا مقاومت وارد مرحله جدیدی شده است؟

نویسنده: دکتر ناصر وطن‌یار
پنج سال پس از سقوط جمهوریت، شاید مهم‌ترین پرسش درباره مقاومت افغانستان دیگر این نباشد که آیا این جریان توانسته است در برابر طالبان دوام بیاورد یا نه؛ پرسش اصلی این است که آیا مقاومت از مرحله بقا عبور کرده و وارد مرحله تازه‌ای از سازمان‌دهی و اثرگذاری سیاسی و نظامی شده است؟مقاومت پس از سقوط جمهوریت، در شرایطی مرحله دوم مبارزه خود را آغاز کرد که تقریباً تمام ساختار سیاسی و نظامی افغانستان فروپاشیده بود. طالبان کابل و بیشتر شهرهای افغانستان را در اختیار گرفته بودند و در پنجشیر نیز با نیروی گسترده وارد جنگ شدند. در چنین شرایطی، ادامه مقاومت برای بسیاری از ناظران دشوار و حتی ناممکن به نظر می‌رسید. با این حال، نیروهای مقاومت با تغییر شیوه مبارزه از نبرد متعارف به جنگ چریکی، توانستند خود را حفظ کنند و طی پنج سال گذشته به فعالیت نظامی و سیاسی ادامه دهند.
از این منظر، پنج سال گذشته را می‌توان مرحله «بقای مقاومت» نامید؛ مرحله‌ای که در آن حفظ نیروها، شبکه‌ها و گفتمان مقاومت، مهم‌تر از دستیابی به دستاوردهای فوری میدانی بود. اما تحولات اخیر نشان می‌دهد که این دوره در حال پایان یافتن و مقاومت در حال ورود به مرحله‌ای متفاوت است؛ مرحله‌ای که در آن سازمان‌دهی، بازسازی ساختار نظامی و افزایش ظرفیت عملیاتی، اهمیت بیشتری پیدا می‌کند.
بازگشت صالح‌محمد ریگستانی به افغانستان و حضور دوباره او در هندوکش، در همین چارچوب اهمیت پیدا می‌کند. ریگستانی از فرماندهان شناخته‌شده مقاومت اول و از چهره‌های نزدیک به احمدشاه مسعود بود. او پس از یک دوره دوری، در ۲۱ سپتامبر ۲۰۲۶ در ویدیویی اعلام کرد که به افغانستان و هندوکش بازگشته و مقاومت همچنان ادامه دارد. یک روز بعد، احمد مسعود، رهبر جبهه مقاومت ملی افغانستان، او را به عنوان «فرمانده عمومی عملیاتی ستاد نظامی» این جبهه تعیین کرد و از فرماندهان و مسئولان جبهه خواست با او هماهنگ باشند.
اهمیت این تحول تنها در بازگشت یک فرمانده باسابقه به میدان خلاصه نمی‌شود. انتصاب ریگستانی در یک جایگاه عملیاتی می‌تواند نشانه تلاش برای بازسازی و تقویت ساختار نظامی مقاومت باشد. رئیس دفتر سیاسی و سخنگوی جبهه مقاومت ملی نیز در مواضع اخیر خود، بازگشت ریگستانی را بخشی از برنامه‌ای گسترده‌تر برای آغاز مرحله تازه فعالیت‌های میدانی توصیف کرده‌اند. البته میزان تحقق این برنامه را باید در تحولات عملی و میدانی ماه‌های آینده سنجید.
در این میان، ریگستانی می‌تواند حلقه پیوند میان دو نسل مقاومت باشد؛ نسلی که تجربه جنگ با شوروی و طالبان را در کارنامه دارد و نسلی که پس از سقوط جمهوریت وارد مرحله دوم مقاومت شده است. انتقال تجربه، بازسازی ساختار فرماندهی و هماهنگ‌سازی نیروها، در صورت تحقق، می‌تواند مقاومت را از وضعیت پراکنده‌تر سال‌های نخست به سوی ساختاری منسجم‌تر سوق دهد.بنابراین، بازگشت ریگستانی را می‌توان یکی از نشانه‌های ورود مقاومت به فصل تازه دانست؛ فصلی که در آن مسئله اصلی دیگر صرفاً «بقا» نیست، بلکه ایجاد ظرفیت برای سازمان‌دهی و اثرگذاری بیشتر است. هندوکش در پنج سال گذشته شاهد بقای مقاومت بوده است؛ اکنون این پرسش مطرح است که آیا همین جغرافیا شاهد آغاز مرحله تازه‌ای از مقاومت نیز خواهد بود. پاسخ نهایی را نه در شعارها، بلکه در میزان سازمان‌یافتگی، ظرفیت عملیاتی و تحولات سیاسی و میدانی ماه‌های آینده باید جست‌وجو کرد.
در facebook به اشتراک بگذارید
در twitter به اشتراک بگذارید
در telegram به اشتراک بگذارید
در whatsapp به اشتراک بگذارید
در print به اشتراک بگذارید

لینک کوتاه خبر:

https://paigah-news.com/?p=16136

نظر خود را وارد کنید

آدرس ایمیل شما در دسترس عموم قرار نمیگیرد.

آخرین اخبار

در میانه بحران منطقه؛ چرا کابل مقصد رایزنی‌های امنیتی شد؟ (بررسی سفر مقامات امنیتی ترکیه و قطر به کابل)

نویسنده: ناصر وطن‌یار  روز چهارشنبه گذشته ۲۵ شهریور/سنبله، خبر سفر ابراهیم کالین، رئیس سازمان اطلاعات ملی ترکیه (MİT)، و حمد بن خمیس الکبیسی، معاون شورای

ادامه مطلب »