شخصیتهای مؤثر و تأثیرگذار کسانی هستند که در شرایط سخت و بحرانی، تصمیمهای دشوار اتخاذ میکنند و کار ماندگاری برای مردم خود انجام میدهند. احمد مسعود، رهبر جبهه مقاومت ملی افغانستان، با داشتن سه ویژگی مهم توانست در سمت درست تاریخ گام بگذارد.
اول: شجاعت در تصمیمگیری
رهبر جبهه مقاومت ملی در نخستین روزهای سقوط دولت جمهوری اسلامی افغانستان، همراه با جمعی از فرماندهان نظامی ارتش افغانستان راهی دره استراتژیک پنجشیر شد و هسته مقاومت دوم را، پس از بیستویک سال از شهادت قهرمان ملی کشور، شهید احمدشاه مسعود، دوباره بنیان گذاشت.
وی دانشآموخته سیاست و روابط بینالملل است و از اوضاع منطقه و جهان آگاهی داشت. او میدانست که افغانستان طی یک معامله ننگین منطقهای و جهانی، با نقش رهبری امریکا، به گروه طالبان سپرده شده و مردم افغانستان بار دیگر تنها گذاشته شدهاند. او همچنین احتمال هرگونه حمایت از مقاومت و گزینه نظامی در برابر طالبان را از سوی کشورها بسیار اندک ارزیابی کرده بود. در چنین اوضاع بحرانی و شرایط سختی که بسیاری از مردم امید خود را از دست داده بودند و رهبران نظام یکی پس از دیگری کشور را ترک کرده و مردم را تنها گذاشته بودند، مسعود شجاعت کمنظیری از خود نشان داد و تصمیم گرفت به پنجشیر برود و نیروهای مقاومت را رهبری کند. ایستادگی و مقاومت و در کنار مردم قرار گرفتن در هر شرایطی شجاعت میخواهد؛ ویژگیای که در وجود رهبر جبهه مقاومت در روزهای سخت تاریخ برجسته بود.
دوم: مسئولیتپذیری
احمد مسعود مقاومت را یک انتخاب شخصی نمیدانست، بلکه آن را یک مسئولیت تاریخی میدانست. مقاومت برای آزادی، والاترین شکل ایستادگی در تاریخ مبارزات آزادیخواهی حوزه تمدنی مردم ما و میراث ماندگار قهرمان ملی کشور است. او بهخوبی میفهمید که اگر امروز مقاومت شکل نگیرد، بهرسمیتشناسی این ظلم و جنایت بهسرعت نهادینه خواهد شد. تاریخ ثابت ساخته است که تسلیم شدن یا سکوت کردن در برابر ظلم و بیعدالتی، بحران کشور را عمیقتر ساخته و رسیدن به راهحل اساسی را دشوار میسازد. او با مسئولیتپذیری و گرفتن تصمیم در شرایط بحرانی، مسیری را برای تاریخ و نسلهای آینده تعیین کرد.
سوم: اقدام ماندگار
کار مهم و ماندگار احمد مسعود در تاریخ مقاومت دوم، تبدیل کردن روایت مقاومت از یک واکنش نظامی یا سیاسی موقت به یک گفتمان فرهنگی، فکری و تاریخی ریشهدار است. مبارزه و مقاومت در برابر دشمن، پیش از آنکه یک عملکرد احساسی باشد، یک محاسبه دقیق، عقلانی و استراتژیک است. احمد مسعود با شکلدهی جبهه مقاومت در پنجشیر، نخستین برخورد خود با گروه طالبان را نه از راه جنگ و میل تفنگ، بلکه از طریق مذاکره و گفتوگو برای صلح و آزادی مردم آغاز کرد. مسعود در نخستین پیامها و مذاکرات در جبلالسراج، حل بحران موجود در افغانستان را در گفتوگو و مذاکره و اولویت دادن به دیپلماسی میدید. رهبر جبهه مقاومت با درایت و بینش سیاسی که داشت، مسئولیت خود میدانست که در قبال سرنوشت مردم، به مذاکره و دیپلماسی فرصت داده شود تا از جنگ و خونریزی جلوگیری شود.
احمد مسعود بارها تأکید کرده است که هدف این مبارزه، بازگرداندن حق تعیین سرنوشت به مردم افغانستان از طریق انتخابات و اراده عمومی است. از این منظر، مقاومت تنها یک رویارویی نظامی نیست، بلکه تلاشی برای دفاع از حق مردم در تعیین آینده سیاسی کشور و ایجاد زمینه برای مشارکت آنان در تصمیمگیریهای سیاسی است.
بنابراین، نقد مقاومت و بررسی منصفانه، پرسشگری و ارزیابی از عملکرد، سیاستها و پیامدهای مبارزه یا رویکردهای مرتبط با مقاومت، بدون آنکه اصل مفهوم مقاومت زیر سؤال برود یا بهانهای برای سیاهنمایی و تخریب رهبری و ساختار آن شود، حق مردم است. مردم حق دارند با زبان روشن و منطقی، ضعفها و مشکلات مقاومت را بیان کنند؛ اما باید مرز میان نقد سازنده و تخریب را در انگیزه و روش در نظر داشته باشند.
مقاومت صبر و تابآوری میخواهد. بار سنگین یک نبرد طولانیمدت را به دوش کشیدن کار آسانی نیست. کسی که مسئولیت یک مبارزه طولانی را میپذیرد، باید توان تحمل فشار، دشواری و انتقاد را نیز داشته باشد. احمد مسعود در چنین مسیری قرار گرفته است؛ مسیری که حفظ آن نیازمند صبر، پایداری، درایت سیاسی و اعتماد به مردم است.




