نوشته: یعقوب لیث صفار
در پی افزایش تنشهای مرزی و حملات اخیر پاکستان، دو دیدگاه در میان کنشگران سیاسی پدید آمده است، دیدگاه نخست ب این است که این حمله بر افغانستان است، مهم نیست که چه کسی بر این کشور حکومت می کند. بابد در برابر آن ایستاد و ملت را برای مقاومت در برابر آن تشویق کرد.
دیدگاه بخشی دیگری از کنشگران سیاسی این است که این یک ضرورت است که باید میان «افغانستان» بهعنوان یک کشور و «طالبان» بهعنوان یک رژیم حاکم ستمگر تروریست تفکیک صورت بگیرد.
آنان میگویند در تحلیل رویدادهای امنیتی باید میان مردم افغانستان و ساختار و رژیم حاکم کنونی تمایز قائل شد.
رستم روشنگر، یکی از این کنشگران سیاسی ، در یادداشتی تصریح کرده است که حمله بر مواضع طالبان را نباید معادل حمله بر افغانستان دانست. به گفته او، افغانستان مجموعهای از مردم، تاریخ، فرهنگ و سرزمین است، در حالی که طالبان یک گروه سیاسی ـ نظامی و تروریستی اند که به باور منتقدان، بدون مراجعه به آرای عمومی قدرت را در دست گرفتهاند.
پرسش اصلی این است که چگونه میتوان میان «حمله بر طالبان» و «حمله بر افغانستان» تفکیک کرد؟
تحلیلگران چند معیار را برای این تفکیک مطرح میکنند:
۱. هدف عملیات:
اگر هدف اعلامشده و عملیاتی، مراکز و افراد وابسته به یک گروه مسلح مشخص باشد، آن اقدام متوجه همان گروه تلقی میشود، نه کلیت کشور. چون پاکستان اعلام کرده است که مراکز تی تی پی و گروه های پاکستانی را مورد حمله قرار می دهد. بنابراین، این حمله بر گروه های تروریستی و حامی آن ها طالبان است.
۲. دامنه و دقت حملات:
حملاتی که محدود، هدفمند و مبتنی بر اطلاعات مشخص باشند و از زیرساختهای عمومی و مناطق مسکونی دوری کنند، بیشتر در چارچوب مقابله با یک گروه خاص ارزیابی میشوند. در حملات پاکستان مشخص است که مراکز تروریستی مورد حمله قرار گرفته اند.
۳. میزان تلفات غیرنظامیان:
هرچه آسیب به غیرنظامیان کمتر باشد، استدلال تفکیک میان «رژیم حاکم» و «مردم کشور» تقویت میشود. برعکس، گسترش تلفات ملکی این مرز را کمرنگ میسازد و افکار عمومی را به سوی تلقی «حمله به کشور» سوق میدهد.
۴. جایگاه مردمی گروه حاکم:
برخی صاحبنظران معتقدند زمانی میتوان حمله به یک ساختار حاکم را حمله به کشور دانست که آن ساختار برآمده از اراده و رأی عمومی باشد. در غیر این صورت، میان حاکمیت سیاسی و ملت فاصله تحلیلی وجود دارد.
روشنگر در یادداشت خود تأکید کرده که مخالفت با طالبان به معنای مخالفت با افغانستان نیست و دفاع از افغانستان نیز الزاماً به معنای دفاع از طالبان تلقی نمیشود. او در عین حال خواستار دقت در هرگونه عملیات نظامی شده و بر جلوگیری از تلفات زنان، کودکان و دیگر غیرنظامیان تأکید کرده است.
در شرایطی که فضای افکار عمومی بهشدت احساسی و دو قطبی است، کارشناسان توصیه میکنند که تمایزگذاری میان «کشور»، «مردم» و «رژیم تروریستی حاکم طالبان » میتواند به تحلیل واقعبینانهتر تحولات کمک کند و از تعمیمهای تنشزا جلوگیری نماید.



