روایت سرباز؛ دوسالونیم است که در خانه بندی هستیم روز که طالبان آمدن وظیفه بودم و بیخبر از همهچیز کار میکردم. از خانه برایم زنگ آمد بدون اینکه برایم سلام بدهد، ازم پرسید که