
روایت یک زندانی: استخبارات طالبان در تخار آلت تناسلی و مقعد یک زندانی را آتش زدند
یک زندانی طالبان که تازه از زندان این گروه آزاد شدهاست، از سپری کردن مدتی در زندان استخبارات گروه طالبان در ولایت تخار، روایتهای دردناک

یک زندانی طالبان که تازه از زندان این گروه آزاد شدهاست، از سپری کردن مدتی در زندان استخبارات گروه طالبان در ولایت تخار، روایتهای دردناک

۱۵ سال است حرفها و بحثهای استاد جلال را میشنوم که متاًسفانه هیچ گاه سخنان شان در خور یک استاد دانشگاه نبوده، همیشه عقده مندانه

کوتاه نگرشی بهزندگی و کارنامهی آن چریک عصیانگر و آن روحِ بلندِ آزادی. محمدزبیر فرزند محمدحسن، در سال ۱۳۶۱ در درهی قاصانِ اندراب دیده بهجهان

در حالیکه ولسوالی چاه آب ولایت تخار، در میان دود و آتش و تنشهای داخلی میسوخت، گروهی از اعضای مجلس سنای افغانستان به ولسوالی چاه

حوالی ساعت ۱۱ شب چهارشنبه، نیروهای جبهه مقاومت ملی افغانستان به خانه ملاشفیق، آمر مواد مخدر گروه طالبان در بدخشان حمله کردند. نیروهای جبهه مقاومت

نیروهای جبهه مقاومت ملی به ادامه عملیاتهای چریکی شان در بزرگشهرهای کشور این بار در ولایت هرات حمله چریکی راهاندازی کردهاند که منجر به هلاکت

عبدالواحد فرزند نورالله، در سال ۱۳۷۳ در یک خانواده متوسط و مسلمان در ولایت پنجشیر دیده به جهان گشود و به سن هفت سالگی شامل

با توجه به پیشنهاد همسنگران شهید عبدالصمد کوهگدای، فوریت واجب شرعی مبارزه در برابر دشمن و تایید رهبری نظامی جبهه مقاومت ملی افغانستان، و به

مردم افغانستان بار دیگر برای دفاع مشروع از عزت، آزادی و عدالت؛ فرزندان صدیق شانرا قربان کردند. فرمانده عبدالصمد کوهگدای، فرمانده خیرالله و یکتن از

منابع موثق در ولسوالی خوست بغلان میگویند که گروه طالبان به ادامه ظلم و ستم شان بر باشندهگان این ولسوالی، به بهانه تلاشی ضمن اینکه