
مدرسههای دینی طالبان؛ ابزار نظاممند سرکوب، تحقیر و بردهسازی زنان
صبح امروز گزارشی از روزنامه ۸صبح خواندم که به نکاح اجباری دختران در مدرسههای دینی تحت کنترل گروه طالبان در استان بغلان پرداخته بود؛ گزارشی

صبح امروز گزارشی از روزنامه ۸صبح خواندم که به نکاح اجباری دختران در مدرسههای دینی تحت کنترل گروه طالبان در استان بغلان پرداخته بود؛ گزارشی

در میانه زنجیرهی از درههای خسته و کوههای بهظاهر خاموش شمالشرق افغانستان، سرزمینی قرار دارد که هرگز سکوت را نپذیرفته است؛ اندراب، نه یک محل

چند ماه پیش، در گفتوگویی با یکی از دوستانم که باشنده بغلان بود، سخنان تلخی شنیدم که بهراستی در عمق قلبم زخمهای ناگفتنی ایجاد کرد.

روز گذشته، خبرگزاری پایگاه خبری را منتشر کرد که در آن آمده بود: «گروه طالبان دکانهای صرافی در ولسوالی خوست ولایت بغلان را بستهاند و

افغانستان، این سرزمین رنجکشیده با پیشینهای کهن و گنجینههایی پنهان در دل خاک، امروز در چنگال گروهی گرفتار شده است که نهتنها با هویت، آزادی

روز گذشته با زهرا صحبت کردم. او دختری است از یکی از روستاهای دور افتادهی شهرستان خوست، جایی که زندگی همچون سایهای خاموش در دل

منابع موثق در بغلان میگویند که گروه طالبان سه تن را در مربوطات ولسوالی فرنک این ولایت ربوده و از آنان در بدل رهاییشان اسلحه

ولایت بغلان در سه سال گذشته به صحنهای از نقض گسترده حقوق بشر و سرکوب سازمانیافته توسط گروه طالبان تبدیل شده است. این گروه با

مریم را از زمانی که در مکتب دانشآموز بودم میشناسم. او دختری بود از یکی، از روستاهای دورافتاده بغلان که در کابل زندگی میکرد. در

گسترش مدارس جهادی در افغانستان، بهویژه در استان بغلان، نهتنها به بستری برای ترویج ایدئولوژی افراطی رژیم طالبان تبدیل شده است، بلکه با گزارشهای نگرانکنندهای