ده اسد ۱۳۷۸ / ۱ اگست ۱۹۹۹؛ روزی که شمالی بزرگ سوخت، اما شکست نخورد

نویسنده: دکتر یعقوب لیث صفار

مقدمه

ده اسد ۱۳۷۸، روزی است که تاریخ شمالی بزرگ افغانستان را به دو بخش قبل و بعد از خود تقسیم کرد؛ روزی که آتش سیاست «زمین سوخته» طالبان نه تنها مزارع و خانه‌ها را سوزاند، بلکه روح و جان مردم این خطه مقاوم را به آتش کشید. این سیاست ویرانگر، که در چارچوب جنگی بی‌رحمانه و با هدف نابودی زیرساخت‌های حیاتی و فرهنگ غنی مردم شمالی به اجرا درآمد، باعث شد هزاران خانواده آواره شوند و مناظر سرسبز این سرزمین به یادگار، به خاکستر تبدیل گردد. اما در برابر این خشونت بی‌رحمانه، شمالی بزرگ نه تنها تسلیم نشد، بلکه مقاومت و ایستادگی‌اش را در تاریخ افغانستان ثبت کرد؛ مقاومتی که فراتر از یک نبرد نظامی، نمادی از پایداری، هویت و امید به آینده است.

این یادمان، بازتابی است از تلخ‌ترین فصل‌های تاریخ معاصر ما؛ فصلی که در آن سیاست زمین سوخته به‌عنوان ابزار سرکوب قومی و استراتژی نابودی زیرساخت‌ها، برای تحقق اهداف سیاسی و نظامی به کار گرفته شد. شناخت و بررسی این سیاست، پیامدهای آن و حفظ حافظه تاریخی این روز تلخ، نه تنها وظیفه نسل گذشته، بلکه رسالت نسل‌های آینده است تا چراغی برای عدالت و بازسازی یک جامعه پایدار و هم‌پذیر باشد.

سیاست زمین سوخته چیست؟

سیاست زمین سوخته استراتژی نظامی و سیاسی است که در آن نیروهای متجاوز به‌صورت عمدی و سیستماتیک منابع حیاتی یک منطقه را تخریب می‌کنند تا دشمن نتواند از آن‌ها استفاده کند. این منابع شامل زمین‌های کشاورزی، منابع آبی، زیرساخت‌های حیاتی مانند پل‌ها، جاده‌ها، خانه‌ها و حتی منابع طبیعی می‌شود. هدف اصلی این سیاست، کاهش توان عملیاتی دشمن، تضعیف روحیه مقاومت و در نهایت تسهیل در پیشروی یا کنترل منطقه است. گرچه این روش بیشتر به عنوان یک ابزار نظامی شناخته می‌شود، ولی تأثیرات اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی عمیقی نیز دارد که تا سال‌ها پس از پایان درگیری‌ها باقی می‌ماند.

در بسیاری از موارد، سیاست زمین سوخته به‌عنوان ابزاری برای ایجاد ترس و فشار روانی بر جمعیت غیرنظامی نیز به کار می‌رود. با نابودی منابع و زیرساخت‌ها، زندگی روزمره مردم به‌طور جدی مختل می‌شود و این امر باعث مهاجرت اجباری، گرسنگی و رنج‌های فراوان می‌گردد. به همین دلیل، این سیاست نه تنها بر جبهه نظامی بلکه بر جامعه غیرنظامی نیز تأثیر مستقیم و مخربی می‌گذارد و اغلب به عنوان نقض حقوق بشر شناخته می‌شود.

تاریخچه زمین سوخته در جهان

سیاست زمین سوخته یکی از قدیمی‌ترین و شناخته‌شده‌ترین استراتژی‌های نظامی است که در آن نیروهای درگیر به‌صورت هدفمند منابع حیاتی و زیرساخت‌های منطقه‌ای را تخریب می‌کنند تا دشمن نتواند از آن‌ها بهره‌برداری کند. این روش معمولاً با هدف تضعیف توان نظامی، اقتصادی و روانی دشمن به کار گرفته می‌شود و تأثیرات گسترده‌ای بر زندگی غیرنظامیان دارد.

یکی از بارزترین نمونه‌های استفاده از سیاست زمین سوخته در تاریخ، جنگ داخلی آمریکا است. در سال‌های ۱۸۶۴ تا ۱۸۶۵، ژنرال ویلیام شِرمن با اجرای عملیات معروف به «مارش به دریا» به تخریب گسترده مزارع، شهرها و زیرساخت‌های ایالات جنوبی پرداخت. هدف اصلی این اقدام، نابودی پشتوانه اقتصادی و روحیه مقاومت مردم جنوب بود تا بتواند جنگ را به نفع نیروهای اتحادیه پایان دهد.

شمالی در آتش محمدگل‌خان: روایت یک پاکسازی فراموش‌شده

بر اساس منابع تاریخی و گزارش‌های معتبر، سیاست زمین سوخته در شمال کابل، به‌ویژه در ولایت‌های پروان، کاپیسا و درۀ کوه‌دامن، در دوران حکومت محمد نادرشاه و به‌فرماندهی محمد گل‌خان مهمند، یکی از فاجعه‌بارترین فصل‌های سرکوب قومی در تاریخ معاصر افغانستان به‌شمار می‌رود. این سیاست، پس از قیام گسترده مردم شمالی به حمایت از حبیب‌الله کلکانی در سال ۱۳۰۹ خورشیدی (۱۹۳۰ میلادی)، به‌صورت سیستماتیک و بی‌رحمانه اجرا شد. هدف اصلی از این عملیات، سرکوب کامل مقاومت‌های مردمی، تغییر ترکیب قومی مناطق و پاک‌سازی فرهنگی گسترده در شمال بود.

محمد گل‌خان مهمند، که از چهره‌های متعصب پشتون‌گرای دربار نادرشاه به‌شمار می‌رفت، هدایت عملیات نظامی و امنیتی را در این مناطق به‌عهده داشت. به فرمان او، ده‌ها قریه در ولسوالی‌های شمالی سوزانده شد، مزارع و باغ‌ها تخریب گردید، و مردم ملکی به‌طور دسته‌جمعی از خانه‌های‌شان کوچانده یا به قتل رسیدند. طبق گزارش‌ها، هزاران نفر از مردم تاجیک، از جمله سالخوردگان، زنان و کودکان، بدون محاکمه یا جرم مشخص، به زندان انداخته شدند یا اموال‌شان مصادره گردید. افزون بر این، نیروهای حکومت حتی آثار فرهنگی و کتب دینی را در مساجد و مکاتب از بین بردند.

در کنار این ویران‌سازی‌ها، سیاست رسمی مصادره زمین نیز توسط دولت نادرشاه تطبیق شد. زمین‌های حاصل‌خیز مردم شمالی مصادره و به قبایل پشتون از مناطق جنوبی و شرقی کشور توزیع گردید تا تغییر ترکیب جمعیتی این مناطق تحقق یابد. این روند نه تنها به بی‌خانمانی هزاران خانواده انجامید، بلکه باعث ایجاد بی‌اعتمادی عمیق قومی و دامن‌زدن به شکاف‌های اجتماعی در افغانستان شد. این سیاست‌ها بخشی از طرح کلان «پشتون‌سازی شمال» بود که با مدیریت مهمند اجرا می‌شد و بعدها در مناطق دیگری چون بلخ، سمنگان، میمنه و بدخشان نیز دنبال شد.

این جنایات سازمان‌یافته، نه‌تنها نقض صریح حقوق بشر بود، بلکه تأثیرات عمیقی بر حافظۀ تاریخی مردم شمال افغانستان گذاشت. آثار آن تا به امروز در قالب بی‌اعتمادی قومی، محرومیت اقتصادی و تبعیض نهادینه‌شده باقی مانده است.

سیاست خاکستر: زمین‌سوخته طالبان در شمالی ۱۳۷۸

در دهم اسد سال ۱۳۷۸ خورشیدی (اول آگوست ۱۹۹۹ میلادی)، طالبان یکی از بی‌رحمانه‌ترین عملیات‌های نظامی خود را علیه دره‌های سرسبز شُمالی آغاز کردند؛ جایی که مقاومت مردم در برابر بنیادگرایی و اقتدار قبیله‌ای، به استخوان‌ دشمن فرو رفته بود. این عملیات، تنها یک جنگ نبود؛ نمایش کامل سیاست «زمین سوخته» بود، همان راهبردی که در آن، نه‌تنها سربازان، بلکه خانه‌ها، باغ‌ها، مدارس، قنات‌ها، و حتی درختان هدف گرفته شدند.

براساس گزارش سازمان دیده‌بان حقوق بشر (HRW) در سال ۱۹۹۹، طالبان در جریان عقب‌نشینی از شمالی، زمین‌های کشاورزی را سوزاندند، سیستم‌های آبیاری را منهدم کردند، خانه‌ها را آتش زدند و صدها غیرنظامی را ربودند یا اعدام کردند. در این گزارش آمده است که «شهروندان مناطق شمالی به‌صورت هدفمند، قربانی نابودی ساختار معیشت و زندگی روزمره خود شدند.»

همزمان، سازمان ملل متحد (OCHA) از کوچ اجباری و گسترده بیش از ۱۴۰ هزار نفر از غیرنظامیان در شمال کابل خبر می‌دهد که در اثر سوزاندن زمین‌ها، گرسنگی، و عملیات‌های ترور مجبور به فرار به کابل و پنجشیر شدند.

اما داستان شمالی تنها داستان سوختن نیست. در دل این خاکسترها، روایت‌هایی از مقاومت با دستان خالی شکل گرفت. در حالی‌که طالبان تصور می‌کردند با خاک یکسان کردن خانه‌ها، شعله مقاومت خاموش می‌شود، جوانان محلی با اسلحه‌های ساده، اما با ایمانی کوه‌وار، خطوط دفاعی را در پنجشیر، غوربند، کوهدامن و حتی در کوچه‌های کابل مستحکم کردند. گزارش مجله New Yorker نیز در مقاله‌ای با عنوان «On the Record» به این موضوع اشاره می‌کند که «طالبان تصور داشتند شمالی را از نقشه ذهنی افغانستان پاک کرده‌اند، اما مقاومت از دل خاکستر برخاست.»

این عملیات نه تنها فاجعه انسانی بود، بلکه بیانگر شکست پروژه تحمیل سلطه با زور بود. طالبان با زمین سوخته وارد شمالی شدند، اما از آن‌جا با روان سوخته و مشروعیت سوخته بیرون رفتند.

نتیجه‌گیری: چه باید کرد؟

سیاست زمین سوخته در تاریخ معاصر افغانستان، نه یک استثناء بلکه یک الگوی تکرارشونده بوده است؛ الگویی از سرکوب، تحقیر و انتقام‌گیری علیه مردمی که ایستاده‌اند.

سیاست زمین سوخته طالبان   در ذات خود بازتابی از همان سیاست زمین‌سوخته‌ی دوران محمد گل خان مهمند در دهه اول  ۱۳۰۰ خ بود.

امروز نیز این سیاست ادامه دارد؛ نه فقط با سوزاندن خانه‌ها و مزارع، بلکه با حذف زبان، هویت، فرهنگ، آموزش و رسانه. به‌گزارش منابع مختلف از جمله یوناما، رصدخانه حقوق بشر افغانستان و خبرگزاری‌های بی‌طرف مانند ۸صبح و اطلاعات روز، طالبان از ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۴ صدها مدرسه را تعطیل، هزاران خانواده را کوچ اجباری داده، و ده‌ها قریه را به بهانه‌ی همکاری با جبهه مقاومت ملی سوزانده‌اند.

۱. مستندسازی سیستماتیک جنایات: باید خاطرات شفاهی، تصاویر، اسناد و گزارش‌های عینی مربوط سیاست زمین سوخته طالبان، در یک مرکز بایگانی مقاومت ملی گردآوری شود تا نسل‌ها بدانند که چه رخ داده است.

۲. ایجاد دادگاه حقیقت‌یاب مردمی: گروه‌های حقوق بشری باید دادگاه‌های مردمی برگزار کرده و پرونده‌هایی علیه عاملان سیاست زمین‌سوخته ایجاد کنند؛ نه‌فقط برای ثبت جنایت، بلکه برای احیای وجدان جمعی مردم.

۳. وحدت جبهه‌ای مقاومت: مادامی‌که پاسخ به سیاست زمین‌سوخته فقط واکنشی نظامی باشد، ریشه‌ی آن خشکانده نمی‌شود. باید جبهه‌ای ملی، چندقومیتی و مبتنی بر عدالت اجتماعی و تاریخی شکل گیرد که بتواند هم در میدان و هم در روایت پیروز شود.

در نهایت، فقط با به یاد سپردن، بازگو کردن و ایستادگی کردن است که می‌توان از خاکستر این زمین‌های سوخته، بذر امید، آگاهی و آزادی کاشت.

در facebook به اشتراک بگذارید
در twitter به اشتراک بگذارید
در telegram به اشتراک بگذارید
در whatsapp به اشتراک بگذارید
در print به اشتراک بگذارید

لینک کوتاه خبر:

https://paigah-news.com/?p=15587

نظر خود را وارد کنید

آدرس ایمیل شما در دسترس عموم قرار نمیگیرد.

آخرین اخبار

شریف چودری:  رژیم طالبان  نه‌تنها برای پاکستان بلکه برای تمام منطقه به یک تهدید امنیتی تبدیل شده است

نوشته: یعقوب لیث صفار به اساس گزارش تحلیلی مفصل که در سایت جونیوز به قلم زرمین زهرا نوشته شده است، در تازه‌ترین و صریح‌ترین موضع‌گیری

ادامه مطلب »