نخست باید اذعان شود که طالبان با استفاده از حربهی «تکفیر»، به مبارزه با تمامی مذاهب و فرقههای اسلامی غیر از فهم و برداشت طالبانی پرداخته و دیگر فرقهها و طیفهای مذهبی، سیاسی و ایدئولوژیک را یکسره باطل و حتی کافر میپندارد.
رفتارهای فکری و ایدئولوژیک طالبان نسبت به هر جناح در حصه شیعهها ستیزه گرایانه و افراطیتر است که این مسئله هم در سلطه نخست و هم در دور دوم این گروه به خوبی تحقق یافت و اهل تشیع در زیر سلطه طالبان روزهای خوبی در افغانستان نداشتند.
برای بار دوم که طالبان میخواستند قدرت افغانستان را با استفاده از حمایت خارجیها تسخیر کند، مسلماََ فهمیدهاند که نقش ایران در تحقق این برنامه مهم است و سیاستگذاران این گروه بازی را تغییر داده و دیپلماسی دوستگرایانه و شیعه پذیر را در پیشگرفتند که تا جای تیرشان به هدف اصابت کرد. در نوشته حاضر روی مبانی فکری طالبان نسبت به شیعهها و روی سیاست ایران در قبال طالبان نمیپردازیم؛ چون این دو موضوع جدا و در عین حال کلان، نیاز به تحقیق و پژوهش بیشتر دارد و قضاوت هم نمیکنم که حمایت حکومت ایران از طالبان خوب بوده یا بد این موضوع را به زمان محول میکنیم.
در این نوشته، روی دیدگاهها و نوشتههای طالبان طی دو روز در پای پستهای شهادت سید ابراهیم رئیسی و همراهانش میپردازیم، از زمانکه رسانهها شهادت سید ابراهیم رئیسی و یارانش را در پی سانحه سقوط چرخبال اعلان کردند، من متواتر پستهای غم شریکی مقامات و شهروندان افغانستان را در پلتفرم رسانههای اجتماعی میخوانم، در میان همدردی و غم شریکی دهها کشور مثل، آمریکا، فرانسه، روسیه، چین… رئیس الوزرا طالبان نیز ابراز غم شریکی کردهاست. ملا هبت الله آخندزاده رهبر گروه طالبان در این پیوند هیچ واکنش و پیام نداشتهاست و از سایه گسترده این رویداد کلان که شهادت چند مقام طراز اول کشور ایران بود، بیتفاوت گذشته است. از سوی هم پیام تسلیت ملا حسن آخند رئیس الوزرا طالبان که عنوانی وزارت خارجه جمهوری اسلامی ایران بود، به خوبی نشان میدهد در این پیام کلمه شهادت به سید ابراهیم رئیسی، رئیس جمهور جمهوری اسلامی ایران و همراهشان بهکار نرفته است و این خود باور و اعتقادی طالبانی را نسبت به اهل تشیع برملا میکند. به باور و اتفاق همه مسلمانان هر مسلمان که در پیحادثه طبیعی و غیر طبیعی جان خودت را از دست میدهد برایش کلمه شهید اطلاق میشود که شهادت از معنویات مهم و اساسی دین مقدس اسلام است و ابراهیم رئیسی که به نیت خدمت برای مردماش به مهمتر نقطه ایران که هممرز با آزربایجان است و صهیونیسم به برخی ساحات آنجا اشراف دارد، سفر کرد و در پی حادثه سقوط چرخبال شهید شد که همه مسلمانان و کشورهای اسلامی در پیامهای غم شریکیشان از کلمه شهید استفاده کردند و رسانههای ایران این موضوع را به کرات نشر کردند.
به دنبال پیام ملاحسن آخندزاده رئیس الوزرا طالبان دفتر سخنگویی این گروه نیز در پیوند به این رویداد پیام تسلیت داده و این نهاد طالبان همچنان از نوشتن کلمه شهید پرهیز کردهاست.
گذشته از این در دو روزیکه از شهادت مقامات ایرانی میگذرد من یکسره دیدگاه نوشته شده در پستهای غمشریکی مقامات پیشین افغانستان و شهروندان عادی کشور را مرور میکنم در میان انبوه نظرات که اکثری مردم افغانستان از وقوع این رویداد غمگین و متاثر شدند و ابراز غم شریکی کردند، اما افراد طالبان بر عکس در پای پستها و مطالب که در پیوند به شهادت ابراهیم رئیسی نوشته شدهاست، ابراز خرسندی و به اهل شیعه اهانت میکنند و دشنامهای رکیک علیه ایران و پیروان شعیه مینویسند و کسانیکه به آنان دعا بهشت برین کردند آنها را تکفیر کردند.
در پلتفرم فیسبوک که مردم افغانستان بیشتر در آن فعال اند، صدها دیدگاه از طالبان را خواندم که شیعهها را تکفیر کردند و بد و ناسزا گفتند.
حالا سوال اینجاست که آبشخور و منشا این تفکر و برداشت در کجاست؟ افراد عادی طالبان در حالی سواد درست هم ندارد با شیعهها خود را دشمن میداند و رفتارش نسبت به این مذهب دشمنانه است و از دیدگاهشان بر میآید که مذهب شیعه را به عنوان یکی از مذاهب اسلامی به رسمیت نمیشناسند. به باور من این گونه تفکر شیعه ستیزه در میان افراد بیسواد طالبان از کدام منابع مشخص و مدون علمی نشات نمیگیرد، بلکه این همان باور است که در میان رهبران، بزرگان و اهل مدارس طالبان بارها بحث میشود و افراد بیسواد آنها ذهناً آماده تکفیر شیعه و هر جناح و فرقهی میشوند.