نویسنده: دکتر فردوس
پاکستان امروز در یکی از حساسترین و شکنندهترین مقاطع تاریخ سیاسی خود قرار گرفته است. از یکسو بحرانهای امنیتی، سیاسی و اقتصادی به اوج رسیده و از سوی دیگر، سیاستهای گذشته این کشور در استفاده ابزاری از گروههای تروریستی بهعنوان ابزار عمق استراتژیک، به تهدیدی جدی علیه خود پاکستان بدل شده است. ارتش و سازمان اطلاعات (آی.اس.آی) که ستون فقرات سیاست امنیتی این کشور را تشکیل میدهند، اکنون بیش از هر زمان دیگری در برابر بازگشت هزینههای سیاستهای گذشته قرار گرفتهاند.
ریشههای بحران؛ از سرمایهگذاری تا بازگشت تهدید
پاکستان طی چهار دهه گذشته از گروههایی چون طالبان بهعنوان ابزار نفوذ در افغانستان و توازنسازی در برابر هند بهره میبرد. این راهبرد موسوم به «عمق استراتژیک» در ظاهر کمهزینه و مؤثر بود، اما پس از بازگشت طالبان به قدرت در کابل (۲۰۲۱) معادله تغییر کرد. تحریک طالبان پاکستان (TTP) که در بستر همین سیاست پرورش یافته بود، اکنون با پشتیبانی طالبان افغان به تهدیدی وجودی علیه امنیت ملی پاکستان بدل شده است (Tehran Times, 2020؛ Iran International, 2024).
پاسخ نخست؛ عملیات نظامی و محدودیتهای آن
در برابر شدتگیری حملات TTP، ارتش پاکستان عملیات «عزم استحکام» را راهاندازی کرد؛ مجموعهای از اقدامات نظامی و اطلاعاتی با هدف مهار این گروه. این عملیات شامل بمباران مواضع مرزی در خاک افغانستان نیز بود. با وجود هزینههای سنگین، نتایج عملی آن محدود بوده و نتوانسته از دامنه تهدید بکاهد (Dawn, 2024؛ Tabnak, 2024).
پاسخ دوم؛ تغییر استراتژیک و طلب همکاری از مخالفان طالبان
ناکارآمدی پاسخ صرفاً نظامی، اسلامآباد را به سمت بازنگری در سیاستهای منطقهای سوق داد. نخستین نشانههای این تغییر در سفر رئیس آی.اس.آی به تاجیکستان و دیدار با امامعلی رحمان مشاهده شد (TOLOnews, 2024). در ادامه، گفتوگوهای غیررسمی با جبهه مقاومت ملی افغانستان و حتی دیدار هیئت بلندپایه پاکستانی شامل جنرالان ارتش با رهبران مخالف طالبان در ترکیه شکل گرفت (۸am, 2024). اینک نیز قرار است پاکستان در اواخر اوت ۲۰۲۵ میزبان نشستی با مخالفان طالبان باشد؛ رخدادی که میتواند نقطۀ عطفی در سیاست سنتی این کشور بهشمار آید (Afghanistan International, 2025).
محرکهای تغییر سیاست پاکستان
چند عامل اصلی پاکستان را به این تغییر سوق داده است:
- تهدید داخلی روزافزون: افزایش حملات TTP، امنیت شهری و مرزی را مختل کرده است.
- شکنندگی اقتصادی: اقتصاد بحرانزده پاکستان توان جنگ فرسایشی ندارد.
- تحولات منطقهای: نزدیکی طالبان افغان با TTP و حساسیت تاجیکستان نسبت به طالبان، اسلامآباد را به سمت ائتلافهای جدید سوق داده است (Khabaronline, 2024).
- فشار اجتماعی و سیاسی داخلی: اعتراضات مدنی در خیبرپختونخوا، بلوچستان و مناطق گلگت فشار مضاعفی بر دولت وارد کردهاند.
- انتظارات بینالمللی: قدرتهای فرامنطقهای خواستار ثبات نسبیاند اما خود هزینه مستقیم نمیپردازند؛ بنابراین مسئولیت به دوش کشورهای منطقه افتاده است.
فرصتها و ریسکها برای مخالفان طالبان
همکاری با پاکستان برای جبهه مقاومت ملی و دیگر گروههای ضدطالبانی هم فرصت است و هم خطر:
فرصتها: دسترسی به امکانات اطلاعاتی و لجستیکی پاکستان؛ کسب مشروعیت منطقهای از طریق نشستهای رسمی؛ تقویت وزن سیاسی در معادلات بینالمللی.
ریسکها: خطر ابزار شدن و وابستگی به اسلامآباد؛ امکان واکنش تلافیجویانه طالبان؛ و پیچیدگیهای ناشی از روابط درونی جریانهای مخالف.
از این رو مخالفان طالبان باید به همکاری با پاکستان نگاه «تراکنشی» داشته باشند؛ یعنی دریافت امتیاز مشخص در برابر تعهد محدود و قابل سنجش. شرطهای کلیدی میتواند شامل مهار TTP، مدیریت گذرگاههای مرزی و تضمین امنیت پناهجویان باشد.
چشمانداز؛ تغییر واقعی یا مانور تاکتیکی؟
این پرسش اساسی همچنان باقی است که آیا پاکستان واقعاً فرهنگ استراتژیک خود را تغییر داده یا صرفاً برای عبور از بحران کنونی به دنبال مانور موقت است. نشانههایی چون هماهنگی در سطح ارتش و دولت، سرمایهگذاری نهادی بر همکاریهای منطقهای، و کاهش عملی حملات TTP میتواند معیار تشخیص باشد. نشست اسلامآباد در اوت ۲۰۲۵ آزمونی مهم است: اگر از سطح نمادین فراتر رود و به نقشهراه عملی منجر شود، میتوان از «چرخش واقعی» سخن گفت.
سخن آخر
تجربۀ تاریخی نشان داده که پاکستان همواره نقشی کلیدی در ثبات یا بیثباتی افغانستان داشته است. امروز نیز، همان کشوری که طالبان را سرمایه استراتژیک خود میدانست، در پیِ همکاری با مخالفان آنان برآمده است. اگر اپوزیسیون افغان با واقعبینی و عقلانیت از این فرصت استفاده کند، میتوان امید داشت که مسیر شکلگیری یک حکومت فراگیر در افغانستان هموارتر شود. اما اگر دو طرف در دام نگاه کوتاهمدت و بازیهای نمادین بیفتند، فرصت تاریخی از دست خواهد رفت و میدان بار دیگر به سود افراطگرایی خواهد چرخید.