جرم فردی، اما اقدام تروریستی ، گروهی و سازمان‌های یافته است

نوشته: یعقوب لیث صفار
پس از حمله رحمان الله لنکوال بر اعضای گارد ملی آمریکا و جان باختن دوتن آنان، دونالد ترمپ کشور افغانستان را جهنم روی زمین خواند و تمامی کیس های مهاجرتی را تعلیق کرد و آخرین دستور وزارت خارجه افغانستان  این بود که به هیچ کس از کسانی که با پاسپورت افغانستان سفر می کنند ، ویزا نمی دهد.
از سوی دیگر، کسانی که به رخدادهای سیاسی افغانستان نگاه می کنند،  موضوع را قومی ساخته و به این باور شدند که از آن جا که این شخص یک پشتون/افغان است، هویت قومی پشتون/ افغان جرم خیز است و اکثر کسانی که در این چند سال حملات تروریستی و جنایی به ویژه در غرب انجام داده اند، پشتون بوده اند، بنابراین، این رخداد تروریستی مربوط یک قوم می شود و از این جهت قوم پشتون را مورد شماتت و ملامت قرار دادند و جرم را قومی انگاشتند.
بسیاری از کسانی که خویشتن را منصف می دانستند و از نگاه حقوقی به جرم نگاه می کردند، به این باور شدند که  جرم یک عمل فردی است و هیچ ارتباطی به ملیت، کشور، دین یا قومیت متهم ندارد. عدالت اقتضا می‌کند که رفتار افراد بر اساس عملکرد فردی‌شان بررسی شود، نه اینکه یک جامعه، یک ملت یا یک فرهنگ به‌خاطر گناه یک شخص زیر سؤال برود.
این سخن ارزشمند است، و احتمال جرم و حملات تروریستی از سوی افراد منتسب به هر قومیتی می رود. روزی اگر یک حمله تروریستی از جانب افراد منتسب به یک قوم دیگر افغانستان صورت بگیرد، این اشخاصی که جرم را قومی می دانند، در تعجب فرو خواهند رفت، اما این نگاه یک نگاه جامعه نیست، زیر فرآیند مجرم شدن ، یک فرایند پیجیده است.
از سوی دیگر، عملکرد ترامپ سیاست اسلام‌هراسی و مهاجرستیزی را تشدید بخشید و در پی آن یکی از حامیان ترامپ اعلام کرد که ما عملا با اسلام در جنگ هستیم. امکان دارد که بر اثر این لفاظی ها بالای مهاجران افغانستانی و همه مسلمانان آمریکا حملات مجرمانه صورت بگیرد.
امروزه در دنیای جرم شناسی، رویکردهای عمیق تر به جرم به وجود آمده است.  نیوروکریمینولوژی شاخه‌ای میان‌رشته‌ای از جرم‌شناسی نوین است که با بهره‌گیری از علوم اعصاب، روان‌شناسی بیولوژیک، جنتیک رفتاری و پژوهش‌های شناختی می‌کوشد ریشه‌ها و سازوکارهای عصبی‌ رفتارهای مجرمانه را شناسایی کند.
این رویکرد تأکید دارد که هیچ رفتار خلاف قانون بدون زمینه‌های جنتیکی، کارکردی، هیجانی، تجربی و محیطی پدید نمی‌آید و برای فهم دقیق جرم باید این علل پنهان و پیچیده را با روش علمی بررسی کرد.
با این تحلیل علمی فرارشته اس می تواند گفت، درسا است که جرم یک عمل فردی است، اما می تواند جرم گروهی نیز باشد. به عنوان نمونه تحلیل عملکرد لکنوال همانگونه که از اخبار مربوط به دولت آمریکا مشاهده می شود، فرایندپیجیده تکامل شخصیتی را عبور کرده است. مشارکت او در قطعه صفر دار که بنام گژدم قندهار یاد می شده است، خود در فرآیند شخصیتی جرمی او نقش به سزایی دارد. همچنبن محیط روانی مهاجرت می تواند بر او نقش داشته باشد. محیط پر از مواد مخدر قندهار که گفته شده است او از ماری جوانا یعنی چرا استفاده می کرده، فرآیند قضاوت را دشوار و پیچیده تر می سازد.
مهم تر از همه آنچه که از ارتباط او با گروه تروریستی طالبان گفته می شود، بسیار مهم است. این مسئله این را می رساند که ممکن او یکی از تروریست های کار کشته باشد که به وسیله گروه طالبان تعبیه شده و امروز از او استفاده شده است. بنابراین، می توان اعلام کرد که جرم فردی است، اما می تواند جرم گروهی باشد، به ویژه در زمان ما که گروه های تروریستی مدارس و سلول های تروریستی را به راه انداخته اند و کودکان را از آوان کودکی تربیت می کنند و تمامی عمر او در یک محیط تروریستی تکامل پیدا می کند.
در facebook به اشتراک بگذارید
در twitter به اشتراک بگذارید
در telegram به اشتراک بگذارید
در whatsapp به اشتراک بگذارید
در print به اشتراک بگذارید

لینک کوتاه خبر:

https://paigah-news.com/?p=15888

نظر خود را وارد کنید

آدرس ایمیل شما در دسترس عموم قرار نمیگیرد.

آخرین اخبار

شریف چودری:  رژیم طالبان  نه‌تنها برای پاکستان بلکه برای تمام منطقه به یک تهدید امنیتی تبدیل شده است

نوشته: یعقوب لیث صفار به اساس گزارش تحلیلی مفصل که در سایت جونیوز به قلم زرمین زهرا نوشته شده است، در تازه‌ترین و صریح‌ترین موضع‌گیری

ادامه مطلب »