دونالد ترامپ شبی که گذشته در سخنرانی خود افغانستان را «جهنم روی زمین» خواند. طبیعیست که شنیدن چنین تعبیر تند و تلخ برای افغانستانیها خوشایند نباشد، به ویژه برای کسانی که وطن خود را دوست دارند و با خاک و فرهنگ آن پیوند عاطفی برقرار کردهاند. هر انسانی که در جهنمی هم زاده شود و در آن رشد یابد، ناچار به آن پیوند میخورد؛ آن محیط بخشی از هویت و زندگی او میشود و نمیتوان به راحتی از آن برید. اما واقعیت تلخ امروز افغانستان آنقدر آشفته و دردناک است که حتی کسانی که عاشق وطن هستند، ناچارند به واقعیت تلخ اعتراف کنند. وقتی کشوری میلیونها نفر آواره دارد، وقتی مردمش از حداقل نان خوردن محروماند و قوانین در آن نه اعمال میشود و نه رعایت، دیگر نمیتوان از خوشبینی و تصویر زیبا از وطن سخن گفت. افغانستان امروز نه تنها در سایه ظلم و خشونت قرار دارد، بلکه در بند فساد، بیعدالتی، ستم و بیقانونی گرفتار شده است.
بیجا نیست اگر گفته شود که وطن ما به «جهنم روی زمین» تبدیل شده است. این جهنم محصول ترکیبی از عوامل داخلی و خارجی است. گروه طالبان با خشونت و سرکوب بیرحمانه، سیاستهای ضدانسانی و محدود کردن ابتداییترین حقوق مردم، افغانستان را به مکانی ناامن و بیرحم تبدیل کردهاند. زنان از حق ابتدایی خود برای تحصیل و کار محروم شدهاند و مردان در معرض تهدیدهای مداوم زندگی روزمره قرار دارند. به این وضعیت، ناکارآمدی و بیهمتی دستگاههای دولتی و مدیران ناکارآمد و فاسد اضافه میشود که نه توان اداره کشور را دارند و نه میتوانند امنیت و رفاه اولیه مردم را تأمین کنند. از سوی دیگر، بازیهای قدرتهای بزرگ نیز بحران افغانستان را تشدید کرده است. کشورهایی که خود عامل جنگ، تهدید و مداخلات گسترده در افغانستان بودهاند، همزمان با ارائه راهحلهای ظاهری، در واقع زمینه استمرار خشونت و ناامنی را فراهم کردهاند. این ترکیب، افغانستان را به مکانی تبدیل کرده است که ساکناناش ناگزیر اند با خشونت و محرومیت دست و پنجه نرم کنند.
پیوند عاطفی مردم با وطن، اما هیچگاه قطع نمیشود. حتی کسانی که آواره شده و سالها دور از خاک خود زندگی کردهاند، همواره یاد وطن را در ذهن و دل خود دارند. در این میان، وطنشناسی با واقعبینی نباید اشتباه گرفته شود. واقعیت افغانستان امروز، نشان از ناکامی همه ما در مدیریت، مقاومت و محافظت از ارزشهای انسانی و ملی دارد. وقتی هر روز اخباری از مرگ، آوارگی، گرسنگی و بیعدالتی به گوش میرسد، نمیتوان تنها به احساس تعلق عاطفی متکی بود و از سختیها چشم پوشید. وطن، حتی اگر دوستداشتنی باشد، نباید مکانی باشد که مردمش به دلیل شرایط وحشتناک، از خانه و کاشانه خود فرار کنند یا از ابتداییترین نیازهای انسانی محروم شوند. بنابراین، تعبیر ترامپ، اگر چه تند است، اما بخش بزرگی از واقعیتهای تلخ امروز افغانستان را بازتاب میدهد.
بیعدالتی و فساد گسترده، پایههای جهنم امروز افغانستان را شکل دادهاند. وقتی قوانین به درستی اجرا نمیشوند و نهادهای رژیم حاکم خود عامل فساد و ظلماند، مردم در گیر و دار بیعدالتی دست و پا میزنند. کسانی که قدرت را در دست دارند، غالبا منفعت شخصی خود را بر مصالح ملی ترجیح میدهند و همین موجب گسترش فقر، ناامنی و تضعیف بنیانهای اجتماعی شده است. جوانان بدون چشمانداز شغلی و آموزشی هستند، زنان از ابتداییترین حقوق اجتماعی محروماند و خانوادهها برای تأمین نان شب خود در فشار اند. این وضعیت، تنها نتیجه سلطه یک گروه شر مطلق یا سیاستهای ناکارآمد دولتها نیست، بلکه بیتوجهی و سکوت جامعه مدنی و شهروندان نیز به شدت در شکلگیری این جهنم مؤثر بوده است.
آواره شدن میلیونها نفر، نبود قانون و امنیت، محرومیت زنان از آزادی و حقوق اولیه، همه و همه، نشاندهنده این است که افغانستان امروز با بحرانهای چندلایه مواجه است. این بحرانها هم در سطح داخلی و هم در سطح بینالمللی ریشه دارند. از یک طرف، گروه طالبان با اعمال خشونت و محدود کردن حقوق شهروندان، مانع رشد اجتماعی و انسانی شده است؛ از طرف دیگر، مداخلات قدرتهای خارجی که صرفاً منافع خود را دنبال میکنند، شرایط را پیچیدهتر کرده است. در چنین وضعیتی، هیچ امید واقعی برای اصلاح فوری و سریع وجود ندارد، مگر آنکه اراده جدی داخلی و فشار مستمر بینالمللی برای پایان دادن به ستم و خشونت شکل گیرد.
با وجود تمام این تلخیها، پیوند مردم با وطن، همچنان زنده و مستحکم است. مردم افغانستان، با همه سختیها و دردها، هنوز امیدوارند که روزی کشورشان به مکانی امن، عادلانه و انسانی تبدیل شود. شناخت واقعیت، نقد شجاعانه وضعیت موجود و پذیرش تلخیهای زندگی در وطن، نخستین گام برای ایجاد تغییر است. هیچ اصلاح واقعی بدون مواجهه با حقیقت ممکن نیست. اگر از واقعیات فرار کنیم و تنها با احساسات وطندوستی سخن بگوییم، نه تنها کمکی به بهبود وضعیت نمیکنیم، بلکه شرایط را برای استمرار جهنم موجود، تسهیل خواهیم کرد.
بنابراین، وقتی دونالد ترامپ افغانستان را «جهنم روی زمین» میخواند، این سخن نباید صرفاً یک توهین تلقی شود، بلکه یک هشدار جدی است برای کسانی که عاشق وطن هستند و میخواهند تغییر واقعی ایجاد کنند. برای رهایی از این جهنم، لازم است مردم و نهادهای مدنی و سیاسی، با شجاعت، واقعیتها را بپذیرند، فساد و ظلم را به چالش بکشند و به دنبال راهحلهای عملی و انسانی باشند. تنها در چنین شرایطی است که میتوان امید داشت افغانستان از وضعیتی که امروز در آن گرفتار است، بیرون آید و دوباره به مکانی برای زندگی انسانی و آزادانه تبدیل شود.


