امر به معروف و نهی از منکر در منطق قرآن و سنت پیامبر، یک وظیفه اخلاقی و اجتماعی است که هدف آن بیدارکردن وجدان انسان و اصلاح جامعه از راه آگاهی، خیرخواهی و گفتوگوی محترمانه است. معنای پیام قرآن نشان میدهد که ایمان زمانی ارزش دارد که از انتخاب آزاد انسان سرچشمه بگیرد، نه از ترس و اجبار. پیامبر اسلام«ص» بارها تأکید کرده است که مأمور زورگویی نیست و تنها مسئول رساندن پیام است. با این حال، گروه طالبان امر به معروف را از یک اصل اخلاقی به یک نهاد امنیتی و ابزار اعمال قدرت تبدیل کردهاند. در قرائت این گروه، امر به معروف نه دعوت است و نه نصیحت، بلکه فرمان و تهدید است. این تغییر ماهیت، خود بزرگترین انحراف از پیام قرآن است. فقیهان برجسته اسلامی تصریح کردهاند که اگر امر به معروف موجب ظلم، فتنه، ناامنی یا نفرت مردم از دین شود، نهتنها واجب نیست، بلکه حرام است. عملکرد گروه طالبان دقیقن چنین پیامدی داشته است؛ گسترش ترس، خاموشی اجتماعی و فاصلهگرفتن مردم از دین. وقتی یک اصل دینی به ابزار سرکوب تبدیل میشود، دیگر «معروف» نیست، بلکه منکری است که به نام شریعت مشروعیتسازی شده است. امر به معروف طالبان، بیش از آنکه خدمتی به دین باشد، خیانتی آشکار به روح اسلام است.
در معنای روشن آموزههای قرآنی، احترام به کرامت و حریم خصوصی انسان یکی از پایههای ایمان و اخلاق اجتماعی است. قرآن بهصراحت میآموزد که هیچکس حق ندارد بدون اجازه وارد فضای شخصی دیگران شود و این کار نشانه بیتقوایی و بیاخلاقی است. این اصل، نهفقط درباره خانه، بلکه درباره زندگی شخصی، مجالس خصوصی و امنیت روانی انسانها صدق میکند. گروه طالبان اما اداره امر به معروف را به نهادی تبدیل کردهاند که این اصل بنیادین را بهطور سیستماتیک نقض میکند. ورود بدون اجازه به خانهها، تفتیش محافل، دخالت در پوشش، صدا، رفتوآمد و حتی سبک زندگی مردم، به رویه عادی مأموران امر به معروف طالبان بدل شده است. این رفتارها نهتنها با معنای قرآن ناسازگار است، بلکه نشاندهنده اسلام تحمیل است؛ اسلامی که بهجای احترام به وجدان انسان، آن را میشکند. اسلام اقناع بر تربیت درونی تکیه دارد، اما گروه طالبان اصلاح را با زور تعریف میکنند. نتیجه این رویکرد، جامعهی است که در آن مردم نه از روی ایمان، بلکه از روی ترس سکوت میکنند. چنین سکوتی نه نشانه دینداری، بلکه نشانه شکست اخلاقی یک قرائت دینی است که کرامت انسان را قربانی قدرت کرده است.
گروه طالبان برای توجیه خشونت نهادینهشده در امر به معروف، مفاهیم کلیدی دینی را بهگونهی خطرناک تحریف کردهاند. یکی از این مفاهیم، حفظ امنیت و مبارزه با فساد است. در معنای قرآنی، فساد و ناامنی زمانی رخ میدهد که ترس عمومی، تهدید جان و مال مردم و وحشت فراگیر در جامعه ایجاد شود. آموزههای اسلامی حتی هشدار میدهند که حمل سلاح به شکلی که دیگران دچار ترس شوند، عملی ناپسند است. اما مأموران امر به معروف گرو هطالبان با حضور مسلحانه در بازار، کوچه، دانشگاه و محافل عمومی، دقیقن همان ترسی را تولید میکنند که قرآن آن را محکوم میکند. از منظر دینی، ایجاد رعب عمومی نشانه بیعدالتی است و از منظر سیاسی، نشانه ضعف مشروعیت. حکومتی که برای اجرای معروف به زور متوسل میشود، در واقع اعتراف میکند که از اقناع جامعه ناتوان است. امر به معروف طالبان نه امنیت اخلاقی ایجاد کرده و نه اصلاح اجتماعی، بلکه فضای دائمی وحشت و بیاعتمادی به وجود آورده است. این وضعیت نشان میدهد که مشکل اصلی گروه طالبان «فساد اخلاقی مردم» نیست، بلکه ناتوانی خود آنان در فهم و اجرای اسلام اقناع است.
اسلام میان خطای فردی و جرم اجتماعی تفاوتی اساسی قائل است؛ بسیاری از مسائل که گروه طالبان بهعنوان «فساد» یا «منکر» علیه مردم مجازات میکنند، در واقع امور فردی یا اختلافات فقهی هستند که هیچگاه مستلزم خشونت و تحقیر نبودهاند. قرآن بهروشنی اعلام میکند که هیچ انسانی حق ندارد به نام دین، دیگری را با زور و تهدید کنترل کند، مگر آنکه امنیت عمومی واقعی به خطر افتاده باشد، نه آنکه فقط ظاهر یا سبک زندگی مردم با سلیقه طالبان سازگار نباشد. در مقابل، عملیاتی مانند ضربوشتم، زندانیکردن خودسرانه، محرومسازی دختران از آموزش و ایجاد ترس گسترده در جامعه، از بزرگترین ظلمهای اجتماعی محسوب میشوند و قرآن آن را محکوم میکند. حضرت علی«رض» در نامههای حکومتی خود بارها تأکید کرده است که حکومت با ظلم پایدار نخواهد ماند و عدالت تنها راه تثبیت مشروعیت است. گروه طالبان اما امر به معروف را به ابزار اعمال قدرت و مشروعیت بخشیدن به خود تبدیل کردهاند، به گونهی که جامعه بهجای اصلاح، در هراس، سکوت و تظاهر به دینداری فرو رفته است. این سیاست نهتنها پیامد دینی نادرست دارد بلکه جامعه را از مسیر اخلاق و تقوا منحرف میکند. در واقع، امر به معروف طالبان بیش از آنکه وسیله هدایت باشد، وسیلهی برای تولید فساد اجتماعی و بیاعتمادی عمومی شده است و مردم روزبهروز از دین و آموزههای اخلاقی فاصله میگیرند. این وضعیت نشاندهنده یک بحران اخلاقی و دینی است که ریشه در سوءاستفاده از اصول اسلامی برای اهداف سیاسی دارد و پیامد آن آسیب شدید به اعتماد اجتماعی و انسجام جامعه است.
از منظر سیاسی و دینی، اداره امر به معروف گروه طالبان نماد آشکار یک قدرت تمامیتخواه و غیرپاسخگو است که از دین بهعنوان سپری برای سرکوب مردم استفاده میکند. در اندیشه سیاسی اسلامی، حاکم تنها زمانی مشروعیت دارد که عدالت برقرار کند، پاسخگو باشد و حقوق مردم را رعایت نماید. پیامبر اسلام خود نمونه بارزی از این اصول بود؛ او هرگز اجازه نداد نقد یا پرسش از سوی مردم با خشونت پاسخ داده شود و حتی توهینها و مخالفتها را تحمل میکرد تا جامعه از راه گفتوگو اصلاح شود. گروه طالبان اما نهاد امر به معروف را به ابزار خاموشکردن هرگونه صدای مستقل و خلاقیت فکری تبدیل کردهاند. هر انتقاد، هر پرسش و هر مخالفت بهعنوان «فساد» یا «دشمنی» تلقی میشود و با خشونت مواجه میشود. این شیوه حکمرانی نهتنها اسلامی نیست، بلکه نمونه بارز استبداد دینی است که متفکران مسلمان نسبت به خطر آن هشدار دادهاند؛ زیرا استبداد دینی حتی از استبداد سکولار خطرناکتر است، زیرا با نام خدا عمل میکند و مشروعیت اخلاقی را جعل میکند. نتیجه این نوع مدیریت، جامعهی است که در آن پرسشگری سرکوب میشود، آموزش محدود میشود و مردم از آزادی و حق تصمیمگیری محروم میشوند. امر به معروف طالبان به جای هدایت، جامعه را در ترس و سکوت فرو برده است و نشان میدهد که مشکل اصلی آنان نه فساد اخلاقی مردم، بلکه ناتوانی و سوءاستفاده از دین برای تثبیت قدرت شخصی است. این تجربه، نمونهای هشداردهنده از چگونگی تحریف مفاهیم دینی بهنفع سیاست و سلطه است که پیامدهای عمیق اجتماعی و روانی دارد.
امر به معروف گروه طالبان نمونه آشکار اسلام تحمیل است؛ دینی که با زور اجرا میشود، با ترس دوام میآورد و از اقناع و خرد انسانی فاصله گرفته است. این قرائت از اسلام، فاصلهی بسیار عمیق با پیام قرآن دارد، زیرا قرآن همواره بر آزادی مسئولانه، کرامت انسان و هدایت از طریق آگاهی و فهم تأکید کرده است. گناه بزرگتر نه در سبک زندگی مردم، انتخاب پوشش یا گوشدادن به موسیقی است، بلکه در شکستن حریمها، ایجاد ترس عمومی و تحریف اصول اخلاقی برای حفظ قدرت سیاسی است. جامعه مسلمان حق دارد این قرائت را به چالش بکشد، نقد کند و از اسلام اقناع دفاع نماید، زیرا اسلام واقعی بر اندیشه، گفتوگو و اختیار انسان بنا شده است. امر به معروف اگر به ابزار سرکوب تبدیل شود، دیگر معروف نیست بلکه منکر است، حتی اگر نام مقدس بر آن گذاشته شود. طالبان با رفتارهای خود بیش از هر دشمن خارجی، به اعتماد و ایمان مردم آسیب زدهاند و تصویری از دین ساختهاند که تهدید، خشونت و وحشت را با نام شریعت مشروع جلوه میدهد. تاریخ و عقل هر دو نشان میدهند که چنین قرائتی از دین دوام نخواهد داشت و جامعهی که با ترس اداره میشود، نه اخلاقی است و نه پایدار. دفاع از قرآن و سنت پیامبر، امروز مستلزم نقد صریح چنین تحریفها و حمایت از اسلام اقناع است تا جامعه از بحران اخلاقی و اجتماعی رهایی یابد و ایمان به جای ترس به رشد و بالندگی برسد.




