از نمنگان تا کابل؛ حلقه‌های ناامن منطقه

نویسنده: دکتر فردوس

بازداشت چهار نفر در شهر نمنگان ازبیکستان به اتهام عضویت در داعش، به‌روشنی یادآوری کرد که امنیت آسیای مرکزی، برخلاف تصور بسیاری، همچنان در معرض تهدیدات فراملی و پیچیده قرار دارد. این افراد، وابسته به شاخه خراسان داعش بودند و فعالیت‌های آن‌ها از طریق جلسات زیرزمینی، اشاعه ایدئولوژی جهادی، و استفاده گسترده از ابزارهای دیجیتال صورت می‌گرفت.

طبق گزارش منابع امنیتی، این گروه توسط دختری ۱۹ ساله با پیشینه‌ی تحصیل در استانبول هدایت می‌شد. در جریان عملیات امنیتی، ده‌ها دستگاه دیجیتال، کتاب‌های مذهبی فاقد ناشر، و محتوای تبلیغاتی کشف و ضبط شد. جالب توجه اینکه یکی از اعضای گروه، بنیان‌گذار یک دانشگاه خصوصی در نمنگان بوده است. این نکته نشان می‌دهد که گروه‌های افراطی دیگر صرفاً در حاشیه‌ی جامعه یا مناطق محروم فعال نیستند، بلکه به درون لایه‌های نخبگانی، فرهنگی و آموزشی نیز نفوذ کرده‌اند.

افغانستان؛ مأمن یا منشأ تهدید؟

در نگاه امنیتی منطقه‌ای، نمی‌توان این پدیده را مستقل از تحولات ساختاری در افغانستان پس از بازگشت طالبان به قدرت تحلیل کرد. افغانستانِ پسا-جمهوری اکنون به خلأی ژئوپولیتیکی تبدیل شده که گروه‌های افراطی، به‌ویژه داعش خراسان، از آن به‌عنوان پایگاه بازسازی، جذب نیرو و صدور ایدئولوژی استفاده می‌کنند.

اگرچه طالبان به‌صورت رسمی با داعش در تقابل‌اند، اما شواهد میدانی و تحلیل‌های ساختاری نشان می‌دهد که طالبان توان، انگیزه یا اراده کافی برای مهار گروه‌های تروریستی فراملی را ندارند. در برخی موارد حتی قرابت‌های ایدئولوژیک و تاکتیکی میان طالبان و برخی گروه‌های جهادی غیرمحلی دیده می‌شود که نگرانی‌ها را بیشتر می‌کند.

از این منظر، فعالیت هسته‌های افراطی در ازبیکستان، تاجیکستان یا قزاقستان را نمی‌توان امری درون‌زا دانست. این گروه‌ها در حال حاضر بخشی از یک شبکه بزرگ‌تر و سیال هستند که افغانستان به‌عنوان گره مرکزی در آن عمل می‌کند.

پاسخ ناکارآمد نهادهای منطقه‌ای

نشست اخیر وزیران خارجه پیمان امنیت جمعی (CSTO) بار دیگر این واقعیت را به نمایش گذاشت که ساختارهای امنیتی منطقه‌ای هنوز در تطبیق با تهدیدات نوظهور ضعیف‌اند. تهدید امروز، تهدید سنتی نیست؛ مرز نمی‌شناسد، ارتش ندارد، پرچم رسمی ندارد و در اتاق‌های چت و گروه‌های زیرزمینی شکل می‌گیرد.

پیمان امنیت جمعی و سایر ساختارهای همکاری، چنانچه نتوانند از قالب بیانیه‌های کلی و هشدارهای تکراری خارج شوند، به ابزارهایی نمایشی در مواجهه با واقعیت تهدید تبدیل خواهند شد.

جمع‌بندی: نیاز فوری به بازنگری راهبردی

۱. کشورهای آسیای مرکزی باید تهدید افراط‌گرایی را به‌مثابه یک پدیده‌ی چندلایه، شبکه‌ای و فراملی بازخوانی کنند. صرف مقابله فیزیکی یا سرکوب امنیتی پاسخ‌گو نخواهد بود.

۲. طالبان دیگر نمی‌توانند به‌عنوان یک بازیگر قابل اتکا در تأمین امنیت منطقه‌ای معرفی شوند. جهان و به‌ویژه کشورهای همسایه باید با واقع‌بینی، نقش طالبان را به‌عنوان یک عنصر امنیت‌زدا بازتعریف کنند.

۳. ضرورت تقویت همکاری‌های اطلاعاتی، نظارتی و ایدئولوژیک میان دولت‌های منطقه‌ای وجود دارد. تهدیدات امروز در عرصه فرهنگ، آموزش، تکنولوژی و ایدئولوژی نیز گسترش یافته‌اند و به مقابله چندبعدی نیاز دارند.

حادثه نمنگان تنها یک زنگ خطر نبود؛ نشانه‌ای بود از شکل‌گیری تدریجی یک حلقه‌ی ناامن که از کابل تا تاشکند امتداد دارد. اگر امروز برای مهار آن چاره‌اندیشی نشود، فردا ممکن است دیر شده باشد.

در facebook به اشتراک بگذارید
در twitter به اشتراک بگذارید
در telegram به اشتراک بگذارید
در whatsapp به اشتراک بگذارید
در print به اشتراک بگذارید

لینک کوتاه خبر:

https://paigah-news.com/?p=15534

نظر خود را وارد کنید

آدرس ایمیل شما در دسترس عموم قرار نمیگیرد.

آخرین اخبار

شریف چودری:  رژیم طالبان  نه‌تنها برای پاکستان بلکه برای تمام منطقه به یک تهدید امنیتی تبدیل شده است

نوشته: یعقوب لیث صفار به اساس گزارش تحلیلی مفصل که در سایت جونیوز به قلم زرمین زهرا نوشته شده است، در تازه‌ترین و صریح‌ترین موضع‌گیری

ادامه مطلب »