«کور ‌سازی زنان در”کور/خانه”وگور»:  نقد منبر طالبانی در پرتوی فتاوای الأزهر شریف

نویسنده: دکتر یعقوب لیث صفار

مقدمه: طالبانیسم و زن‌ستیزی نظام‌مند

با بازگشت  طالبان  به قدرت در ۱۵ آگست ۲۰۲۱ میلادی برابر با ۲۴ اسد ۱۴۰۰ خورشیدی،  ساختار اجتماعی کشور بار دیگر زیر تاثیر  تنگ‌نظری قبیله ای قرار گرفت. طالبان این عرف زن ستیزانه بدوی و قبیله ای را لباس دینی و اسلامی پوشانیده اند و بنام مذهب حنفی در اختیار مردم قرار می دهند. امروزه قرائت  ایدئولوژی قبیله‌ای طالبان از اسلام بنام قرائت طالبانی مشهور است و هر جا و هرگاه اسلام را از روی این قرائت به عنوان دین سرکوبگر و زن ستیز می خوانند.

در چارچوب حاکمیت چنین قرائتی،  نخستین و مداوم‌ترین قربانیان ، زنان بوده‌اند و هستند.  زنان در این قرائت و حاکمیت  از حقوق سیاسی، تحصیلی، شغلی و مدنی محروم شده‌اند، بلکه حتی حق دیدن، شنیده‌شدن و حرکت‌کردن در فضای عمومی نیز از آنان سلب گردیده است.

نظام طالبان به‌واسطه ایجاد نهاد رسمی «امر به معروف و نهی از منکر»، سیاستی را دنبال می‌کند که در آن پیکر اجتماعی زن، حوزه‌ای برای کنترل و سرکوب تمام‌عیار تعریف می‌شود. این سیاست تنها یک محدودیت فرهنگی یا دینی نیست، بلکه بخشی از پروژه‌ی کلان‌تری است که می‌کوشد زن را به موجودی خاموش، ناپیدا، و کور بدل کند.

یکی از مقاصد سنتی پنج‌گانه اسلام، حفظ دین است. در واقع وظیفه اسلام این است که دین الهی را حفظ کند. آمدن پیامبران به این خاطر بوده است که در جوامع انسانی که دین در آن‌جا تحریف شده بود، صورت و جهره اصلی آن معرفی شود.

مقاومت دینی، در پرتو حفظ دین که یکی از مقاصد پنجگانه اسلام است، معنا پیدا می کند. جریان مقاومت که یک جریان چند بعدی است، در بعدی دین وظیفه آن نقد فهم بدوی و قرائت نامتمدنانه طالبان از اسلام است، زیرا وظیفه گروه های مانند طالبان سیاه نمایی دین اسلام و منفور ساختن جامعه انسانی از آن است.

صاحب این قلم از بهر ارزش و جایگاه بزرگ الازهر شریف در میان مسلمانان، فهم طالبان را در پرتو آن نقد می کند تا چراغی فراروی زنان و مردان مسلمان خراسان/ افغانستان فراهم شود.

قانون «امر به‌معروف» طالبان و پیامدهای اجتماعی سیاسی زن ستیزانه آن

گروه طالبان زیر نام امارت اسلامی، خواسته اند که الگوی حکومت‌داری بدوی مذهبی سختگبرانه ۷ود را بر مردم تحمیل کنند. در همین راستا  در ماه سنبله ۱۴۰۳، ملاهبت‌الله آخندزاده، رهبر طالبان، یک سند رسمی تحت عنوان قانون «امر به معروف و نهی از منکر» را توشیح کرد و به وزارت امر به معروف و نهادهای اجرایی دستور داد که آن را عملی کنند.

یکی از جنجال‌برانگیزترین مواد این قانون، ماده سیزدهم است که مستقیماً زندگی زنان را هدف قرار داده است:

در ماده ۱۳ آمده است که «ستر تمام بدن زن الزامی است. پنهان‌کردن صورت زن به سبب ترس از فتنه ضروری است. صدای زنان (بلند خواندن آهنگ‌ها، نعت‌ها و قرائت در مجمع) عورت است.»

در بند هشتم ماده ۱۳ آمده است: «هرگاه زن بالغ برای حاجت ضروری از خانه خویش بیرون شد، مکلف است که صدا، روی و بدن خود را ستر نماید.»

ماده ۱۳

 «ستر تمام بدن زن الزامی است.»

 «پنهان‌کردن صورت زن به سبب ترس از فتنه ضروری است.»

پیامدهای اجرایی این قانون:

این ماده، بلافاصله مبنای سرکوب تازه‌ای علیه زنان شد و محتسبان طالبان در کابل و دیگر شهرها با استناد به آن، اقدام به بازداشت گسترده دختران و زنان کردند. برخی از مواردی  پیامد های اجتماعی سیاسی این قانون عبارتند از:

۱. بازداشت‌های خودسرانه: دخترانی که با چادر یا نقاب نیز در خیابان بودند، صرفاً به‌دلیل ظاهر یا رفتار به‌زعم طالبان “نامناسب” توسط نیروهای امر به معروف بازداشت شدند.

۲.  خشونت فیزیکی و کلامی: تصاویر و گزارش‌های رسانه‌ای مانند افغانستان اینترنشنال، آثار لت‌وکوب، کبودی و خشونت بدنی بر بدن بازداشت‌شدگان را تأیید می‌کنند.

۳‌. ترس، پنهان‌کاری و حذف اجتماعی زنان:

این ماده باعث شد بسیاری از خانواده‌ها از فرستادن دختران‌شان حتی برای نیازهای روزمره به بیرون از خانه خودداری کنند.

حتماً، در ادامه بخش دوم تحلیلی تحت عنوان «منبر طالبانی: محمود ذاکری و پروژه کورسازی زنان از مسجد عبدالرحمان کابل» تقدیم می‌شود:

منبر طالبانی؛ محمود ذاکری و پروژه کورسازی زنان از “کور” تا گور

مسجد جامع عبدالرحمان خان، واقع در قلب پایتخت افغانستان، یکی از  بزرگ‌ترین و پرجمعیت‌ترین مسجد کابل است که در دوران جمهوریت به‌عنوان یکی از مهم‌ترین مراکز عبادی و دینی کشور شناخته می‌شد. این مسجد به‌واسطه جایگاه مرکزی، حضور هزاران نمازگزار و پخش زنده خطبه‌ها، نقش کلیدی در شکل‌دهی افکار عمومی مذهبی دارد.

پس از تصرف کابل، طالبان با تغییر ساختار نهادهای دینی، محمود ذاکری را به‌عنوان خطیب رسمی مسجد جامع عبدالرحمان منصوب کردند. او نه‌تنها یک چهره مذهبی، بلکه یکی از مشاوران ارشد وزارت امور مهاجرین طالبان نیز هست و از بودجه دولتی طالبان معاش می‌گیرد. ذاکری امروز صدای رسمی ایدئولوژی طالبان از یکی از رفیع‌ترین منابر مذهبی کشور است.

در خطبه روز جمعه ۱۰ اسد، ذاکری صریحاً اعلام کرد:

«شریعت به زن اجازه داده است که وقتی از خانه بیرون می‌شود، یک چشمش باز باشد، باقی صورت‌اش باید پوشیده باشد.» او افزود: «آن چشمی هم که باز است باید به راه ببیند، برای موارد دیگر اجازه ندارد.»

«زن حق ندارد با هر دو چشم باز راه برود؛ فقط با یک چشم باید راه را ببیند.»

«زن بدون محرم از خانه بیرون شود، خدا، ملایک و تمام موجودات آسمان و زمین بر او لعنت می‌فرستند.»

«اگر کسی به امر به معروف اعتراض کند، در حقیقت به الله اعتراض کرده است.»

آنچه که در خطبه ملامحمود ذاکری ذکر شده است، بازتاب ماده ۱۳ ام قانون امر به معروف طالبان است که منبر طالبانی، نماینده آن است ته قرائت عامیانه از این قانون را برای نمازگزاران بازگو کند و برای آن بستر مردمی دست و پا کند. ️ منبر به‌مثابه ابزار کورسازی عمومی

آنچه از منبر مسجد عبدالرحمان پخش شد، فقط یک فتوا نبود، بلکه یک پروژه ایدئولوژیک برای کورسازی زنان و مردان جامعه است:

-کورسازی زن به‌معنای حذف او از میدان دید و شنید اجتماع؛

-کورسازی مرد به‌معنای بستن چشم و گوش او از شناخت حقیقت دین، فقه و عقل؛

-کورسازی جامعه به‌معنای تسلیم جمعی در برابر ترس، تحریف و تاریکی؛

پیامدهای اجتماعی خطبه ذاکری:

– توجیه سرکوب زنان و بازداشت‌های فزاینده توسط طالبان؛

– تسری یافتن یک روایت بدوی و قبیله ای به‌جای فقه معتدل حنفی؛

– تثبیت وحشت دینی از طریق منابر رسمی دولتی؛

– تضعیف کامل قدرت نقد و اجتهاد دینی در جامعه مذهبی افغانستان؛

در نوامبر سال ۲۰۱۹ م پس از آن که دکتر هلالی فرضیت حجاب را زیر سوال برد، الازهر فتوایی را انتشار کرد که به‌ نکات ذیل در آن تاکید شده است:

۱. فرضیت حجاب: در روزگار اخیر، برخی افکار و فتواهایی رواج یافته که ادعا می‌کنند حجاب واجب نیست. بی‌تردید چنین ادعاهایی هیچ ارتباطی با اسلام ندارند. حجاب واجب است و وجوب آن به‌وسیله نصوص قرآنی قطعی‌الثبوت و قطعی‌الدلاله ثابت شده است؛ و هیچ‌کس حق مخالفت با احکام ثابت‌شده را ندارد. همچنین جایز نیست که مردم عادی یا افراد غیرمتخصص – هرچند دارای فرهنگ و دانش باشند – در چنین مسائل شرعی وارد شوند.

از جمله آیات قرآنی که قطعی‌الثبوت و قطعی‌الدلاله هستند و به‌روشنی وجوب حجاب بر همه زنان مسلمان را بیان می‌کنند، قول خداوند متعال :

{وَقُلْ لِلْمُؤْمِنَاتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَیَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَىٰ جُیُوبِهِنَّ وَلَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ…} [النور: ۳۱]؛ «و به زنان باایمان بگو: چشم‌های خود را فروگیرند و دامان خود را حفظ کنند، و زینت‌های خود را آشکار نسازند مگر آنچه [به‌طور طبیعی] نمایان است، و باید روسری‌های خود را بر گریبان‌هایشان بیفکنند، و زینت‌های خود را آشکار نکنند مگر برای شوهران‌شان…»

گفتار الله متعال: {یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُلْ لِأَزْوَاجِکَ وَبَنَاتِکَ وَنِسَاءِ الْمُؤْمِنِینَ یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِنْ جَلَابِیبِهِنَّ ذَلِکَ أَدْنَىٰ أَنْ یُعْرَفْنَ فَلَا یُؤْذَیْنَ وَکَانَ اللهُ غَفُورًا رَحِیمًا} [الأحزاب: ۵۹].

«ای پیامبر! به همسرانت و دخترانت و زنان مؤمنان بگو: جلباب‌های (پوشش‌های بلند) خود را بر (سراسر) تن خود فرو اندازند. این (پوشش) نزدیک‌تر است به این‌که (به عفت و پاکدامنی) شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند، و خداوند همواره آمرزنده و مهربان است.»

بی‌تردید، کسی که با انصاف در مسئله وجوب حجاب تأمل کند، درمی‌یابد که حجاب به نفع زن واجب شده است؛ چرا که پوشش اسلامی‌ای که زن باید آن را رعایت کند، در حقیقت دعوتی است که پیش از آن‌که یک فرمان دینی باشد، با فطرت انسانی هماهنگ است.

۲. جواز پوشیده نبودن چهره و دو دست:  پس اسلام، هنگامی که به زن اجازه داد چهره و دست‌های خود را آشکار کند و او را به پوشاندن غیر از آن‌ها امر نمود، در واقع خواست فطرت زن را حفظ کند، و زنانگی او و جایگاهش را در قلب مرد نگاه دارد.

۳. مشارکت اجتماعی سیاسی زن با حجاب در جامعه:

همچنین پایبندی زن به حجاب، به او کمک می‌کند تا جامعه با او به‌عنوان انسان  عتقل موفق، فکری پربار و عاملی در مسیر پیشرفت و تعالی برخورد کند، نه صرفاً به‌عنوان جسم و ابزار شهوت.

[۲۱ نوفمبر, ۲۰۱۹ الحجاب فرضٌ بنصوص قرآنیهٍ قطعیهِ الثبوتِ والدلاله، : https://www.azhar.eg/fatwacenter/]

نقد مقایسه ای ماده ۱۲ ام قانون امر به معروف طالبان و خطبه محمود ذاکری در پرتو فتوای الازهر شریف

در ادامه مقایسه‌ای ساده و روان، شماره‌وار، میان خطبه محمود ذاکری، قانون امر به معروف طالبان (ماده ۱۳) و فتوای الأزهر (۲۰۱۹) ارائه می‌شود:

  1. درباره وجوب حجاب:

الف. فتوای الأزهر: حجاب واجب است و وجوب آن بر اساس نصوص قرآنی قطعی و اجماع فقهی است. مخالفت با آن جایز نیست.

ب. ماده ۱۳ طالبان: حجاب اجباری است و پوشاندن کل بدن زن الزامی است، حتی صدای زن را هم عورت می‌دانند.

ج. ‌ خطبه ذاکری: حجاب سخت‌گیرانه‌تر از حد فقه حنفی؛ زن نباید حتی با دو چشم باز راه برود و باید محدودیت‌های بیش‌ازحد داشته باشد.

۲. درباره پوشاندن چهره و دست‌ها

الف. فتوای الأزهر: پوشاندن چهره و دو دست تا مچ واجب نیست و زن می‌تواند آنها را آشکار کند.

ب. ماده ۱۳ طالبان: صورت و بدن باید کاملاً پوشیده باشد؛ هیچ استثنایی پذیرفته نمی‌شود.

ج. خطبه ذاکری: زنان باید به حدی محدود باشند که فقط «یک چشم» باز داشته باشند و آن هم فقط برای دیدن راه.

۳.  درباره نقش اجتماعی و فکری زنان

الف‌. فتوای الأزهر: حجاب به زن کمک می‌کند در جامعه به عنوان انسان عقلانی و مؤثر شناخته شود، نه فقط جسم یا شهوت.

ب‌. ماده ۱۳ طالبان: به‌طور ضمنی زنان را به موجوداتی صرفاً جسمی و بدون حق حضور اجتماعی تبدیل می‌کند.

ج. خطبه ذاکری: زنان را از دیدن و مشارکت فعال اجتماعی عملاً محروم می‌کند و آنان را در تاریکی و سکوت قرار می‌دهد.

  1. درباره فقه و اجتهاد

الف‌ فتوای الأزهر: تکیه بر نصوص قطعی، اجماع فقها و فقه اعتدالی است.

ب. ماده ۱۳ طالبان: برداشت‌های بدوی افراطی و سخت‌گیرانه که با فقه حنفی اعتدالی  و جمهور فقهاء مذاهب أربعه  فاصله دارد.

ج. خطبه ذاکری: استنادهای ناصحیح به مذهب حنفی و تحمیل تفسیرهای بسیار سخت‌گیرانه و غیرعلمی.

  1. درباره خشونت و اجرای قانون

الف. فتوای الأزهر: حکم دینی باید با علم و حکمت و مصلحت سنجی اجرا شود.

ب. ماده ۱۳ طالبان: با قوه قهریه و خشونت جسمی و روانی، بازداشت و آزار زنان همراه است.

ج. خطبه ذاکری: سخنرانی برای توجیه خشونت و سرکوب زنان در جامعه و منبر به‌مثابه ابزار فشار.

حتماً، این هم نتیجه‌گیری تحلیلی و مستدل با تمرکز بر مقاومت دینی و نقد زن‌ستیزی طالبان در پرتو فتاوای الأزهر و فقه اعتدالی حنفی:

نتیجه‌گیری: مقاومت دینی و نقد زن‌ستیزی طالبان بر اساس فتاوای الأزهر و فقه اعتدالی حنفی

در شرایط کنونی که طالبان با اتکا به قوانین سخت‌گیرانه‌ای مانند ماده ۱۳ قانون امر به معروف و فتاوای افراطی روحانیانی مانند محمود ذاکری، زنان را از حقوق انسانی، اجتماعی و دینی خود محروم می‌کنند، ضرورت مقاومت دینی و بازخوانی فقهی اعتدالی بیش از هر زمان دیگری حس می‌شود.

فتاوای الأزهر شریف به عنوان مرجعی جامع و علمی، با اتکا به نصوص قطعی‌الثبوت و قطعی‌الدلاله قرآن کریم، حجاب را واجب می‌داند اما در چارچوبی معتدل که هم احترام به فطرت انسانی زن را حفظ می‌کند و هم جایگاه کرامت و عقلانیت اجتماعی او را تأیید می‌کند. این دیدگاه بر این نکته تأکید دارد که حجاب نه محدودیتی کور و تحمیلی، بلکه عنصری است برای حمایت از هویت زن و مشارکت معقول و فعال او در اجتماع.

از سوی دیگر، فقه حنفی معتدل، که بیشترین پیروان اهل سنت به آن تمسک دارند، زن را از ستر کامل چهره و دستان معاف می‌داند و بر مشارکت اجتماعی و احترام متقابل تأکید دارد. این فقه، برخلاف برداشت‌های سلفی‌گرایانه طالبان، دین را عرصه رحمت، اعتدال و عقلانیت معرفی می‌کند.

در مقابل، رفتار و فتاوای طالبان، همچون آنچه در ماده ۱۳ قانون امر به معروف و خطبه‌های محمود ذاکری مشاهده می‌شود، نمایانگر رویکردی زن‌ستیز، افراطی و تحمیلی است که بر اساس برداشت‌های ناصواب و تحریف‌شده از دین، زنان را به محصور شدن در کور و سکوت واداشته است. این روند نه تنها کرامت و حقوق انسانی زنان را نقض می‌کند بلکه باعث انزوای اجتماعی و کاهش مشارکت فکری و فرهنگی آنان می‌گردد.

بنابراین، مقاومت دینی در برابر این سیاست‌های زن‌ستیزانه، باید مبتنی بر بازگشت به فتاوای متعادل و مستند الأزهر شریف و احکام فقهی حنفی باشد که دین را دین رحمت، عدالت و کرامت می‌شناسند. این مقاومت نه تنها دفاع از حقوق زنان بلکه دفاع از اسلام اصیل، عقلانیت دینی و عدالت اجتماعی است که طالبان در مسیر تحریف آن گام برداشته‌اند.

در facebook به اشتراک بگذارید
در twitter به اشتراک بگذارید
در telegram به اشتراک بگذارید
در whatsapp به اشتراک بگذارید
در print به اشتراک بگذارید

لینک کوتاه خبر:

https://paigah-news.com/?p=15570

نظر خود را وارد کنید

آدرس ایمیل شما در دسترس عموم قرار نمیگیرد.

آخرین اخبار