مسعود؛ نام ماندگار در تاریخ افغانستان

برگردان: یحیی فیضی

این یا داشت برگرفته شده از پژوهش تازه‌ی دکتر آرش بیدالله خانی پژوهشگر علوم سیاسی و پژوهشگر موسسه توسعه جهانی دانشگاه منچستر است که تحت عنوان (جبهه پنهان؛ نگاهی به پویایی جنبش های مقاومت در سایه دومین دور سلطه‌ی طالبان بر افغانستان) در نشریه علمی Insurgencies small wars در ماه می ۲۰۲۶ منشر شده است.

دکتر بیدالله خانی در این مقاله به بررسی جریان‌های مقاومت افغانستان در سایه سلطه‌ی دوباره گروه طالبان می‌پردازد. او در این پژوهش، در کنار تحلیل مقاومت معاصر، به ریشه‌های تاریخی آن نیز بازمی‌گردد و از احمدشاه مسعود به‌عنوان یکی از چهره‌های مهم در شکل‌گیری الگوهای مقاومت افغانستان یاد می‌کند.

آنچه در ادامه می‌خوانید، برگردان گزیده بخش‌های مرتبط با احمدشاه مسعود از این پژوهش است؛ روایتی از فرماندهی که بیست‌وپنج سال پس از شهادت، هنوز نامش با مقاومت و آینده افغانستان گره خورده است.

بیست‌وپنج سال پس از ترور احمدشاه مسعود، نام او همچنان از مرز یک خاطره تاریخی فراتر رفته و در ادبیات سیاسی و پژوهشی افغانستان، به‌عنوان یکی از نمادهای مقاومت باقی مانده است. شاید راز ماندگاری او را نتوان تنها در کارنامه نظامی‌اش جستجو کرد؛ آنچه مسعود را از سایر فرماندهان جنگی متمایز می‌کند، پیوندی است که میان مقاومت، جامعه، فرهنگ، جغرافیا و آینده سیاسی افغانستان برقرار کرده بود.

پژوهش تازه آرش بیدالله‌خانی، پژوهشگر دانشگاه منچستر، درباره جریان‌های مقاومت در برابر سلطه‌ی گروه طالبان، از همین زاویه به تجربه تاریخی مقاومت در افغانستان نگاه می‌کند. در این روایت، احمدشاه مسعود تنها یک فرمانده نظامی نیست؛ او بخشی از سنت تاریخی است که در آن جامعه محلی، جغرافیا، سازمان‌دهی اجتماعی و ایستادگی در برابر قدرت‌های مسلط در کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند.

مسعود را نمی‌توان صرفاً فرماندهی دانست که در دره‌های پنجشیر در برابر ارتش شوروی و سپس گروه طالبان جنگید. اهمیت او، در بخشی از ادبیات پژوهشی جدید، فراتر از میدان نبرد تعریف می‌شود؛ جایی که مقاومت نه فقط به معنای جنگیدن، بلکه به معنای حفظ جامعه و امکان زیستن در شرایط دشوار نیز معنا پیدا می‌کند.

مقاومت؛ چیزی فراتر از جنگ

یکی از نکات اساسی در پژوهش بیدالله‌خانی این است که مقاومت را نمی‌توان تنها با شمار جنگجویان، عملیات نظامی یا گستره جغرافیایی مناطق تحت کنترل یک گروه سنجید. تجربه افغانستان نشان داده است که دوام جریان های مقاومت‌گر، به همان اندازه که به توان نظامی وابسته است، به شبکه‌های اجتماعی، شناخت جغرافیا، ارتباط با جامعه محلی و توانایی سازمان‌دهی نیز بستگی دارد. پنجشیر در دوران احمدشاه مسعود نمونه‌ای روشن از این تجربه است.

مسعود در شرایطی که بخش بزرگی از افغانستان درگیر جنگ بود، در مناطق تحت کنترل خود برای اداره امور اجتماعی نیز سازوکارهایی ایجاد کرد. آموزش، دستگاه قضایی و نظم محلی، بخشی از این ساختار بود.

بنابراین، مقاومت در تجربه او تنها به حضور در سنگر و جنگ در کوهستان محدود نمی‌شد؛ حفظ نظم اجتماعی و فراهم کردن امکان ادامه زندگی برای مردم نیز بخشی از آن بود. همین ویژگی است که باعث شده تصویر احمدشاه مسعود در پژوهش‌های جدید، از یک فرمانده نظامی فراتر رود.

پنجشیر؛ جغرافیایی که به نماد تبدیل شد

در تحلیل بیدالله‌خانی، جغرافیا نقش مهمی در شکل‌گیری و دوام مقاومت دارد. پنجشیر در تاریخ معاصر افغانستان بارها به کانون مقاومت تبدیل شده است؛ دره‌ای کوهستانی با راه‌های دشوار، پیوندهای اجتماعی مستحکم و تجربه‌ای طولانی از مبارزه.

این ویژگی‌ها به نیروهای محلی امکان می داد تا در برابر قدرت‌هایی که از امکانات نظامی به‌مراتب گسترده‌تری برخوردار بودند، مقاومت کنند.

اما هنر مسعود تنها در شناخت کوهستان خلاصه نمی‌شد. او توانست جغرافیا را با سازمان‌دهی انسانی و اجتماعی پیوند دهد و پنجشیر را از یک منطقه جغرافیایی به یکی از شناخته‌شده‌ترین نمادهای مقاومت در تاریخ معاصر افغانستان تبدیل کند. از همین منظر است که می‌توان فهمید چرا میراث او با به شهادت رسیدنش پایان نیافت.

پس از بازگشت گروه طالبان به قدرت در سال ۲۰۲۱، پنجشیر بار دیگر در کانون توجه مقاومت قرار گرفت. جبهه مقاومت ملی افغانستان به رهبری احمد مسعود، فرزند احمدشاه مسعود، فعالیت خود را از این منطقه آغاز کرد و نام پدر او بار دیگر در ادبیات سیاسی افغانستان با مفهوم مقاومت پیوند خورد.

بیدالله‌خانی نیز به همین تداوم توجه می‌کند؛ تداومی که نشان می‌دهد میراث مسعود تنها در حافظه تاریخی باقی نمانده، بلکه همچنان در شکل‌دهی روایت‌های سیاسی معاصر افغانستان حضور دارد.

میراثی فراتر از یک نام خانوادگی

شاید مهم‌ترین بخش این میراث، جایگاهی باشد که نام احمدشاه مسعود در حافظه سیاسی افغانستان پیدا کرده است.

احمد مسعود به‌سادگی نمی‌تواند صرفاً به‌عنوان فرزند یک فرمانده نامدار تعریف شود. نام پدر او در گذر زمان به سرمایه‌ای نمادین تبدیل شده است؛ سرمایه‌ای که بخش‌هایی از جریان‌های مخالف طالبان، به‌ویژه پس از سال ۲۰۲۱، از آن برای تعریف روایت خود درباره مقاومت بهره گرفته‌اند.

پنجشیر و مسعود در حافظه سیاسی افغانستان چنان به یکدیگر پیوند خورده‌اند که سخن گفتن از یکی، اغلب دیگری را نیز به یاد می‌آورد.

این پیوند حتی از مرزهای افغانستان فراتر رفته است. بیدالله‌خانی به جایگاه مسعود در میان بخش‌هایی از جامعه ایران نیز اشاره می‌کند؛ جایی که او همچنان شخصیتی شناخته‌شده و مورد احترام است و اشتراکات فرهنگی، زبانی و تاریخی میان دو جامعه در تداوم این تصویر نقش داشته است.

از این منظر، احمدشاه مسعود دیگر تنها یک شخصیت متعلق به گذشته نیست؛ او به نمادی سیاسی و فرهنگی تبدیل شده که روایت‌های مختلف درباره مقاومت افغانستان حول آن شکل گرفته است.

مقاومت امروز؛ از تفنگ تا فرهنگ

با این حال، مقاومت دوران احمدشاه مسعود و جریان‌های مخالف طالبان پس از ۲۰۲۱ را نمی‌توان کاملاً یکسان دانست.

مقاومت مسعود در شرایطی شکل گرفت که شبکه‌های محلی، جغرافیای مشخص و جنگ مسلحانه، نقش محوری داشتند. مخالفان طالبان امروز اما در محیطی فعالیت می‌کنند که کنترل امنیتی، فشار اجتماعی و محدودیت‌های سیاسی گسترده‌تر است.

از همین رو، مقاومت معاصر افغانستان تنها در قالب جنگ مسلحانه ظهور نمی‌کند.

بیدالله‌خانی سه شکل عمده مقاومت را از یکدیگر تفکیک می‌کند: مقاومت مسلحانه، مقاومت مدنی و فرهنگی ــ به‌ویژه از سوی زنان ــ و حرکت‌های پراکنده اجتماعی.

این نگاه، مفهوم مقاومت را گسترده‌تر می‌کند. اگر در دوران احمدشاه مسعود، تفنگ یکی از مهم‌ترین ابزارهای مقاومت بود، امروز مقاومت می‌تواند در اعتراض، فعالیت فرهنگی، تلاش برای حفظ آموزش، فعالیت‌های اجتماعی و حتی مخالفت خاموش با سیاست‌های طالبان نیز نمود پیدا کند.

در چنین برداشتی، میراث مسعود تنها در شیوه جنگیدن او خلاصه نمی‌شود؛ بلکه در این ایده نیز ادامه می‌یابد که مقاومت می‌تواند شکل‌های گوناگونی داشته باشد و حفظ هویت، فرهنگ و امید به آینده نیز بخشی از آن است.

فرماندهی که به فرهنگ می‌اندیشید

یکی از جذاب‌ترین بخش‌های تصویری که این پژوهش از احمدشاه مسعود ارائه می‌کند، توجه به وجه فرهنگی و فکری شخصیت اوست.

در روایت مطرح‌شده در مقاله، مسعود مبارزه خود را صرفاً تلاشی برای دستیابی به قدرت سیاسی یا پیروزی نظامی معرفی نمی‌کرد. او از فرهنگ، ادبیات و تاریخ افغانستان سخن می‌گفت و آینده مطلوب خود را در آموزش و خدمت فرهنگی نیز تصور می‌کرد.

این وجه از شخصیت او، تصویری متفاوت از یک فرمانده جنگ ارائه می‌دهد؛ فرماندهی که در کنار میدان نبرد، به جامعه‌ای می‌اندیشید که قرار بود پس از جنگ چگونه ادامه پیدا کند.

در چنین نگاهی، مقاومت زمانی ماندگار می‌شود که بتواند برای جامعه معنا و چشم‌انداز ایجاد کند. شاید به همین دلیل است که در تجربه مسعود، مفاهیمی چون تفنگ و کتاب، جغرافیا و فرهنگ، مبارزه و آینده‌نگری در کنار یکدیگر قرار می‌گیرند.

چرا هنوز درباره مسعود می‌نویسند؟

بیست‌وپنج سال پس از ترور احمدشاه مسعود، او همچنان موضوع پژوهش و بحث سیاسی است. ماندگاری این نام را نمی‌توان تنها به شهرت نظامی اش گره زد.

مسعود در یکی از پیچیده‌ترین دوره‌های تاریخ معاصر افغانستان ظهور کرد؛ دوره‌ای که جنگ داخلی، مداخلات خارجی، ظهور گروه طالبان و گسترش شبکه‌های تروریستی، آینده کشور را در هاله‌ای از ابهام قرار داده بود.

او در سال‌های پایانی زندگی خود تلاش کرد خطر گروه طالبان و شبکه‌های مرتبط با تروریسم فراملی را به جامعه جهانی گوشزد کند. ترور او در ۹ سپتامبر ۲۰۰۱، تنها دو روز پیش از حملات یازدهم سپتامبر، یکی از تراژیک‌ترین نقاط تاریخ معاصر افغانستان را رقم زد.

امروز که افغانستان بار دیگر تحت سلطه‌ی گروه طالبان قرار دارد، بازگشت نام مسعود به پژوهش‌های مربوط به مقاومت، یک پرسش اساسی را دوباره پیش روی ما می‌گذارد: چگونه یک جامعه تحت فشار می‌تواند سنت مقاومت خود را حفظ کند؟

شاید پاسخ به این پرسش، یکی از دلایلی باشد که تجربه مسعود هنوز برای پژوهشگران اهمیت دارد.

مسعود؛ ۲۵ سال پس از ترور

در آستانه بیست‌وپنجمین سالیاد شهادت احمدشاه مسعود، شاید پرسش اصلی این نباشد که او چند نبرد را پیروز شد یا در کدام جنگ‌ها شکست خورد. پرسش مهم‌تر این است که چرا پس از یک ربع قرن، نام او همچنان در ادبیات سیاسی، تاریخی و مقاومت افغانستان زنده است.

پاسخ را باید در مجموعه‌ای از عوامل جست‌وجو کرد: تجربه نظامی، شناخت جغرافیا، توانایی سازمان‌دهی، پیوند با جامعه محلی، مبارزه با گروه طالبان و، مهم‌تر از همه، تبدیل شدن به یک نماد.

برای بسیاری از افغانستانی ها، مسعود دیگر تنها نام یک فرد نیست؛ نام یک دوره تاریخی است، نام پنجشیر است و نام مقاومتی که برای آنان بخشی از حافظه سیاسی و تاریخی افغانستان را شکل داده است.

پژوهش تازه آرش بیدالله‌خانی، هرچند مستقیماً درباره احمدشاه مسعود نوشته نشده، یک نکته مهم را برجسته می‌کند: مقاومت‌های امروز افغانستان را نمی‌توان بدون شناخت ریشه‌های تاریخی آن فهمید. در این تاریخ، احمدشاه مسعود یکی از برجسته‌ترین نام‌هاست.

شاید به همین دلیل است که ۲۵ سال پس از ترور او، پژوهشگران همچنان درباره میراثش می‌نویسند، نسل تازه‌ای از مخالفان طالبان از نام و تجربه او الهام می‌گیرند و پنجشیر همچنان در حافظه سیاسی افغانستان با مفهوم مقاومت پیوند خورده است.

مسعود در سال ۲۰۰۱ از صحنه افغانستان حذف شد؛ اما آنچه از او در حافظه جمعی بر جای ماند، با شهادت اش پایان نیافت. جغرافیای مقاومت، تجربه سازمان‌دهی، نگاه به فرهنگ و آموزش و تصویری که از او به‌عنوان فرماندهی با دغدغه آینده افغانستان شکل گرفته بود، همچنان موضوع بحث و پژوهش است.

میراث مسعود بیش از آن‌که در یک مقبره یا یک عکس تاریخی خلاصه شود، در پرسشی زنده است؛ پرسشی که افغانستان هنوز با آن روبه‌روست: در برابر استبداد، جامعه چگونه می‌تواند هویت، آزادی و امید به آینده را حفظ کند؟

در facebook به اشتراک بگذارید
در twitter به اشتراک بگذارید
در telegram به اشتراک بگذارید
در whatsapp به اشتراک بگذارید
در print به اشتراک بگذارید

لینک کوتاه خبر:

https://paigah-news.com/?p=16110

نظر خود را وارد کنید

آدرس ایمیل شما در دسترس عموم قرار نمیگیرد.

آخرین اخبار

📌طالبان و گروه‌های مسلح؛ اهرم‌سازی از تروریسم و خطر یازده سپتامبر دیگر

🔹مقدمه بازگشت طالبان به قدرت در اوت ۲۰۲۱، پایان بحران امنیتی افغانستان نبود، بلکه آغاز مرحله‌ای تازه از نگرانی‌ها و بی‌ثباتی‌های منطقه‌ای بود که افغانستان

ادامه مطلب »